انتقال شهنازغلامی، فعال هویت طلب آذربایجانی به زندان تبریز
میللی حرکت جمعه ۱ آذر ۱۳۸۷:
شهناز غلامی فعال حرکت ملی آذربایجان و وب نگار مدافع حقوق زنان که روز یکشنبه 19/8/87 در خانه خود در تبریز بازداشت شده بود به زندان تبریز منتقل گردیده است
به گفته فعالان حرکت ملی آذربایجان در تبریز بر اساس خبری که این فعالین از داخل زندان کسب نموده اند خانم غلامی از روزشنبه 25/8/87 از بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز به بند زنان زندان تبریز منتقل شده است
گفتنی است، شهناز غلامی مدیر وبلاگ آذر زن و عضو انجمن خبرنگاران زن (رزا) از سال۱۳۶۸تا سال ۱۳۷۳ به مدت ۵سال به دلیل فعالیت های سیاسی در زندان تبریز محبوس بودهو نیز در مرداد سال ۱۳۸۶به مدت تقریباً یک ماه به دلیل شرکت در مراسم یک خرداد،اولین سالگرد تظاهرات اعتراض آمیز خرداد شهرهای آذربایجان در سال ۸۵دستگیر وزندانی شده بود.
چند روز پیش سازمان گزارشگران بدون مرز به بازداشت این وب نگار در زمینه حقوق زنان و حقوق ترکها اعتراض کرده بود.
“شهناز غلامی” روزنامه نگار و فعال حقوق زنان، شب روز یکشنبه ۱۹ آبان در منزل شخصی خود توسط ماموران امنیتی دستگیر شده و تا کنون اجازه برقراری هیچ گونه تماسی با وکیل و خانواده اش را نداشته است.
نیروهای امنیتی هنگام بازداشت ضمن تفتیش خانه، کتابها و دفترچه ی یادداشتهای شخصی وی را نیز با خود بردند.
گفتنی است، شهناز غلامی مدیر وبلاگ آذر زن و عضو انجمن خبرنگاران زن (رزا) از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۳۷۳ به مدت ۵ سال به دلیل فعالیت های سیاسی در زندان تبریز محبوس بوده و نیز در مرداد سال ۱۳۸۶ به مدت تقریباً یک ماه به دلیل شرکت در مراسم یک خرداد، اولین سالگرد تظاهرات اعتراض آمیز خرداد شهرهای آذربایجان در سال ۸۵ دستگیر و زندانی شده بود.
طبق احضاریه ای كه به من فرستاده شده است من باید در ۱۳/۶/۸۷ در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی تبریز برای محاكمه به اتهام "تبلیغ علیه نظام" مورد محاكمه قرار گیرم - كه البته از نظر خود من كه شاهد سركوب ها، زندان ها ، شكنجه ها و حذف های فیزیكی دوستانم بوده و هستم. این موضوع چندان مهم و پر اهمیتی تلقی نمی شود چرا كه این كمترین هزینه ای است كه یك انسان آزاد و عاشق زندگی برای رسیدن به مطالبات حق پرستانه ، برابری طلبانه و آزادیخواهانه خود می تواند بپردازد:
"زندگی زیباست ای زیبا پسند "
"زنده اندیشان به زیبایی رسند"
" آنقدر زیباست این بی بازگشت"
"كز برایش می توان از جان گذشت"
(سایه)
البته گفتنی ام كه این اولین باری نیست كه من به عنوان یك منتقد سیاسی- اجتماعی برای محاكمه به دادگاه برده می شوم ، قبلا نیز در سال ۱۳۶۸ مرا به همراه پنج تن از دوستان همفكرم به دادگاه برده اند و درآنجا "آقای هشیار" قاضی وقت، مرا به هشت سال حبس تعزیری محكوم كرد كه من بعد از تحمل بیش ازنصف حكم صادره ،از زندان تبریز آزاد شدم و بعد از آزادی ام از زندان توسط كمیته انضباطی دانشگاه به محرومیت از تحصیل نیز محكوم گردیدم و بعد از آن نیز از كلیه فعالیت های اجتماعی منع شدم و از آن روز تا به امروز به دلیل مبارزات سیاسی ام در شرایط سخت و ناعادلانه ای بسر می برده و می برم ولی هیچ كدام از این مشكلات و سختی ها مانع از آن نگردیده تا من به حیات مستقل و آزاد خودم نپردازم و اعتراضم را در شرایط مقتضی به زبان های مختلف كه یكی از آنها زبان نوشتن است ؛فریاد نزنم .
دلایل متعددی می تواند برای ارسال این احضاریه وجود داشته باشد كه از جمله می توان به موارد زیر اشاره داشت:
·
مورد اول ترس حاكمیت سلطه از نشر اخبار مربوط به حركت های اعتراضی است به این معنا كه آنها نمی خواهند تا جریان سركوب ها ، حذف های فیزیكی ، شكنجه های روانی و جسمی كه نسبت به آزادیخواهان ، برابری طلبان و هویت طلبان اعمال می شود در هیچ رسانه داخلی و خارجی منتشر شود .چراكه در صورت افشاء زیر پوست بسیاری از این وقایع كه در شهرهای مختلف اتفاق می افتد، رژیم توتالیتر حاكم بر سرزمین مادری ما منفور مردم بزرگ آذربایجان و سایر مناطق كشور می شود و از سوی مجامع جهانی نیز به زیر سوال برده می شود ومجبور می گردد تا ازطرف سازمان های حقوق بشری به نقض حقوق بشر متهم شود چنانكه اخیرا سازمان عفو بین الملل در گزارشی اعلام كرده است:
" طی سال گذشته حداقل ۲۴ نفر درهر هفته اعدام و بیش از ۶۴ نفر محكوم به مرگ شده اند و ایران با ۳۱۷ اعدام دراین سال رتبه دوم را دراین زمینه دارد .
این در حالی است كه بنا به گزارش عفو بین الملل تعداد اعدام ها در ایران در سال پیش از آن ۱۷۷ نفر بوده كه امسال به ۳۱۷ نفر افزایش یافته است . سیاست اعدام در رژیم اسلامی همواره مورد انتقاد گروه های حقوق بشر در جهان بوده است. در سپتامبر سال ۲۰۰۷ مجمع عمومی سازمان ملل با اكثریت آراء قطعنامه ای را تصویب كرد كه بر اساس آن مجازات اعدام باید برچیده شود. اما بسیاری از كشورها نظیر ایران آن را اجراء نكرده اند."
...كه البته آوردن نمونه هایی از این نوع رفتارهای خلاف كنونسیوان های خارجی را در كارنامه سیاه عملكرد مسئولان رژیم اسلامی را فراوان میتوان مثال آورد .
· دلیل دیگری كه برای این مورد می توان عنوان كرد، مسئله ایجاد ترس و بیم ورعب دربین فعالان جنبش های مختلف همچون جنبش دانشجویی ، زنان و هویت خواهی است كه دستگاه سركوب رژیم می خواهد تا با افزایش سركوب ها، فشارها ، و تهدیدها، و زندانها ،اعدام ها و ....جلوی رشد وبارور شدن مطالبات مدنی مردم را سد كند تا اینكه دیگر كسی جرات در خواست مطالبه ای را درهیچ زمینه ای نداشته با شد.
امروزدرتمامی كشور بویژه درآذربایجان ما با حجم بالایی از سركوب ها غیرانسانی روبروهستیم درطی یك ماه بعد از یك خرداد سالگرد-اعتراض مردم آذربایجان به توهین روزنامه ایران- چندین تن از فعالان حركت ملی آذربایجان توسط نیروهای سركوبگردر درگیری های متفرقه و نیزدرشكنجه گاه های اداره اطلاعات تبریز كشته شده اند:
شهادت "قادر صدیقی " و مصدومیت شدید دوستانش در جاده سنتو تبریز توسط نیروهای امنیتی و انتظامی .
مرگ دلخراش فعال با سابقه تبریزی "فرهاد محسنی" در زیر شكنجه عوامل اطلاعاتی و تهدید خانواده اودرخصوص عدم اطلاع رسانی حادثه پیش آمده یكی ازتراژدیك ترین حوادث چند هفته گذشته درَآذربایجان محسوب می شود به گفته یكی از اعضاء خانواده او، فرهاد به احتمال بسیار زیاد بر اثر شوك الكتریكی كه به خاطرگرفتن اعتراف به او وارد كرده اند ، جان خود را دست داده است.
شهادت "حاج افشین عرفان خسروشاهی "از دیگر فعالان حركت ملی آذربایجان كه بعد ازشكنجه های دردناك فراوان در محل كارش او حلق آویزكردند.
مرگ دو نفر موتور سوار در استان اردبیل كه به دلایل امنیتی خانواده آنها از ذكر نام فرزندانشان ابا می ورزند .
گذشته ازقتل های زنجیره ای اخیر كه با بی رحمی ددمنشانه ای در آذربایجان صورت گرفت است تعداد زیادی از فعالان در زندان های رژیم تحت ناعادلانه ترین شرایط ممكن به سر می برند. كه اسامی تعدادی از آنها به شرح زیر می باشد:
اكبر حسن زاده ، جمشید زارعی ، امیر بنایی سابق ، حسن اسدی ،حمید والایی، غلام نجفی ، سجاد رادمهر، داریوش حاتمی، شاهرخ حاتمی ، آیدین خواجه ای،فراز زهتابی ، ودود اسدی و ...
در یك برآورد كلی می توان مدعی شد طی هفته های گذشته به دلیل حجم بالای برخورد های غیر انسانی اعمال شده نسبت به فعالان سیاسی ،حقو ق بشری ، روزنامه نگاران در مناطق مختلف آذربایجان؛ سازمان هایی كه مدافعان حقوق بشر محسوب می شوند با نگرانی بیشتری روند نقض حقوق بشر در منطقه آذربایجان رادنبال كرده اند. سازمان عفو بین الملل از جمله این نهادها ی مدنی است كه از رژیم اسلامی درخواست كرده است تا روند تزایدی سركوب فعالان ناراضی متوقف نماید. گفتنی است این نهادهای حقوق بشری ، وزارت اطلاعات و قوه قضاییه را متهم ساخته اند كه روند دادرسی عادلانه را دربرخورد با متهمان نادیده می گیرند.
وجود چنین فجایعی در جامعه بحران زده ما لزوم تمركز بیشتر رسانه های آزاد را بسیار جدی تر می كند.
دشمنان خدا و خلق و آزادی با عقول ناقص و بیمارازویروس تمامیت خواهی و انحصارگی خود گمان می برند كه اگر مبارزان راه رهایی و برابری را مورد آزار و اذیت قرار دهند دیگر كسی جسارت " نه " گفتن را ، جسارت اعتراض و انتقاد ورزیدن را نخواهد داشت ؛ حال آنكه چنین تصور خامی در مورد ملت بزرگ ما یك اشتباه استراتژیك است كه دشمنان ما مرتكب می شوند.چراكه با تشدید فضای امنیتی در مناطق مختلف نفرت مردم روز به روز از رژیم خودكامه حاكم بیشتر و بیشتر می شود آنها گمان می كنند كه با این روش سركوب كه در پیش گرفته اند جلوی انفجارات بزرگ سیاسی را در مناطق مختلف خواهند گرفت حا ل آنكه زلزله سیاسی منظور نظر فعالان حقوق بشرو آزادیخواهان این سرزمین است؛ دیر زمانی است كه دارد خودش را نشان می دهد.
ما مردم مبارزی هستیم وازتجربه های تاریخی خود آموخته ایم كه هرگز دربرابر ظلم و نابرابری و استبداد مذهبی وغیر مذهبی تسلیم نشویم ما در گذر از گذرگاههای پر مخاطره حیات دینامیكی خود آموخته ایم كه چون سرو ایستاده زندگی كنیم و چون سروایستاده بمیریم .
دشمنان خدا و خلق و آزادي با عقول ناقص و بيمارازويروس تماميت خواهي و انحصارگي خود گمان مي برند كه اگر مبارزان راه رهايي و برابري را مورد آزار و اذيت قرار دهند ديگر كسي جسارت " نه " گفتن را ، جسارت اعتراض و انتقاد ورزيدن را نخواهد داشت ؛ حال آنكه چنين تصور خامي در مورد ملت بزرگ ما يك اشتباه استراتژيك است كه دشمنان ما مرتكب مي شوند.چراكه با تشديد فضاي امنيتي در مناطق مختلف نفرت مردم روز به روز از رژيم خودكامه حاكم بيشتر و بيشتر مي شود آنها گمان مي كنند كه با اين روش سركوب كه در پيش گرفته اند جلوي انفجارات بزرگ سياسي را در مناطق مختلف خواهند گرفت حا ل آنكه زلزله سياسي منظور نظر فعالان حقوق بشرو آزاديخواهان اين سرزمين است؛ دير زماني است كه دارد خودش را نشان مي دهد.
ما مردم مبارزي هستيم وازتجربه هاي تاريخي خود آموخته ايم كه هرگز دربرابر ظلم و نابرابري و استبداد مذهبي وغير مذهبي تسليم نشويم ما در گذر از گذرگاههاي پر مخاطره حيات ديناميكي خود آموخته ايم كه چون سرو ايستاده زندگي كنيم و چون سروايستاده بميريم
آزاد تبریز: به گزارش خانم شهناز غلامی امروز، نهم خرداد 1387 حوالی ساعت هشت عصر در تبریز-جاده سنتو، سه نفر از فعالان حرکت ملی آذربایجان که سوار بر موتور سیکلت بودند مورد سوء ظن نیروهای امنیتی و پلیس واقع شده و تحت تعقیب آنان قرار می گیرند. این مأموران به منظور دستگیری راکبان موتور سیکلت اقدام به واژگونسازی موتور میکنند که در نتیجه این اقدام خودروی سمند متعلق به نیروهای امنیتی با عدم رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی و حرکت در جهت خلاف جادهای که موتور سیکلت سواران به منظور فرار انتخاب کرده بودند به شدت با موتور سیکلت برخورد میکند.
درنتیجه این تصادف تعمدانه مرگبار هر سه راکب موتور به شدت با زمین برخورد میکنند، به گونهای که یکی از موتورسواران به نام «قادر صدیقی» در اثر شدت آسیبدیدگی و جراحات وارده و خونریزی بسیار شدید در همان لحظه جان میبازد. دیگر سرنشینان موتور به علت مصدومیت شدید به بیمارستان محل منتقل میگردند.
ضاربان که سه نفر بوده و از مأموران نیروی انتظامی و اطلاعاتی محسوب میشوند، از صحنه قتل متواری شدند. ولی، افراد و اهالی محل و رهگذران که شاهد این واقعه به شدت تلخ و درد آور بودند، توانستند شماره پلاک خودروی مزبور را یادداشت کنند که به گفته آنها شماره خودرو 28486 است.
از سوی دیگر، بنا به اظهار نظر کتبی رئیس کلانتری 18 تبریز، سرهنگ شفیعی قاتلان این فعال حرکت ملی آذربایجان از کارکنان رسمی کلانتری 18 تبریز محسوب میشوند.
لازم به توضیح است که این اولین باری نیست که فعالان حرکت ملی آذربایجان با تصادفات جادهای و مرگهای مشکوک شبه قتل به شهادت میرسند. قبلاً نیز چندین تن از فعالان حرکت ملی با اینگونه اعمال ناجوانمردانه به قتل رسیدهاند. که تعدادی از آن موارد بدین شرح است :
مرگ مشکوک پروفسور زهتابی از بزرگترین تاریخ دانان و ملتشناسان معاصر ایران و آذربایجان که از طرف نهادهای بینالمللی بعنوان یکی از مقتولان قتلهای زنجیرهای سال 1378 مأموران اطلاعاتی نظام جمهوری اسلامی ایران شناخته شده است.
میر کاظم موسوی از فعالان و موسیقیدانان مستعد و بنام آذربایجان که در سال 1383 در جاده کرج به طرز مشکوکی با یک کامیون تصادف و در دم جان سپرد.
سهند افشاری یکی از شاعران جوان اهل تبریز که در سال 1384 به طرز مشکوکی در جاده اردبیل بر اثر واژگون شدن اتومبیل و بریدگی گلو در دم جان سپرد. لازم به ذکر است که در این سانحه مشکوک، هیچ آسیبی حتی بصورت جزئی به بقیه سرنشینان خودرو که جزء همکاران ایشان در اداره دارائی تبریز بودند وارد نشده بود.
از سوی دیگر، در پی دستگیریهای گسترده اخیر که در سراسر مناطق تورکنشین به دلیل بزرگداشت سالروز یک خرداد انجام گرفته است، بازجویان و سربازان گمنام امام زمان!! دستگیرشدگان را تهدید کردهاند که در صورت ادامه فعالیتهای هویت خواهانه و آزادی طلبانه، آنها را به جای آوردن به اداره اطلاعات توسط نیروهای مشکوک سرکوبگر با تصادفات ساختگی و مرگهای مشکوک به قتل خواهند رساند.
با توجه به حوادث اخیر در اردبیل و مرگ دو نفر از فعالان حرکت ملی آذربایجان در دو خرداد 1387 که آنها نیز سوار موتور بودند، و در پی تعقیب و گریز به شهادت رسیدهاند و نیز خبر تأسفبار مربوط به یکی از فعالان هویت طلب که در شهر خوی وضعیت جانی وخیمی دارد و هر آن احتمال شهادت ایشان نیز وجود دارد، بعید به نظر نمیرسد که تمامی این اتفاقات و وقایع تلخ و تکان دهنده اخیر ادامه سناریوی از پیش طراحی شده نیروهای سرکوبگر و حاکمیت فاشیست در حذف فیزیکی فعالان دگراندیش و متعلق به جریان سومی باشد.
گزارشی عینی از گرامیداشت دومین سالگرد اعتراضات خرداد ۸۵ آذربایجان
روز اول خرداد نهادهاي امنيتي براي ممانعت از برگزاري تظاهرات به مناسبت دومين سالگرد اعتراض هاي وسيع ۱ خرداد آذربایجان به دستگيري هاي گسترده اي دامن زدند. هزاران تن از فعالان هويت طلب آذربايجاني در شهرهاي مختلف ترك نشين به اداره اطلاعات فراخوانده شدند تا از آنها براي عدم شركت در راهپيماي 1خرداد تعهد گرفته شود. قبل ازفرارسيدن ۱ خرداد فعالان شهرهاي آذربايجان دستگير و زنداني شده اند.
شهناز غلامی، روزنامه نگار و از فعالان حقوق زنان در آذربایجان به اتهام «تبلیغ علیه نظام» از طریق نوشتن مقالات و گزارشات از سوی شعبه 1 دادگاه انقلاب اسلامی تبریز به ? ماه زندان محکوم شده است.
آخرین جلسه رسیدگی به اتهامات خانم غلامی در 14 شهریور با حضور وکیل مدافع ایشان ، آقای محمد علی دادخواه برگزار گردیده بود که در آن جلسه خانم غلامی ضمن دفاع از خود ، اتهامات وارده را رد نموده بود.
شایان ذکر است شهناز غلامی مدیر وبلاگ آذر زن و عضو انجمن خبرنگاران زن (رزا) از سال 1368 تا سال 1373 به مدت 5 سال به دلیل فعالیت های سیاسی در زندان تبریز محبوس بوده و نیز در مرداد سال 1386 به مدت تقریباً یک ماه به دلیل شرکت در مراسم یک خرداد دستگیر و زندانی شده بود.
«گام های ناقضان حقوق بشر پرشتاب شده است، به گونه ای که فرصت دفاع حذف می شود و فرصت گفتگو لغو.» اين آغازين جمله تازه ترين بيانيه مطبوعاتی کانون مدافعان حقوق بشر درباره نقض اين حقوق در ايران است.
حقوقی که به باور فعالان حقوق بشر، دولت ايران با امضای ميثاق های بين المللی، ملزم به رعايت آن شده است.
در اين بيانيه کانون به موضوعات مختلفی پرداخته شده است، از افزايش فشارها بر فعالان حقوق بشر در ايران تا جلوگيری از سخنرانی شيرين عبادی و حتی پروژه متروی اصفهان.
محمد علی دادخواه، سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر در مصاحبه ای با راديو فردا درباره اين بيانيه و در پاسخ به اين سوال که علت اعمال فشارهای بيشتر بر مدافعان حقوق بشر از طرف دولت چيست، می گويد: «در يک نظام قانون مدار که سعی در توسعه کشور دارد، اصولا سعی بر اين نمی شود که مدافعان حقوق بشر را محدود کنند، قاعدتا هنگامی که بعضی ها از قانون می گريزند چنين تضييعاتی به وجود می آيد.»
در اين بيانيه، از جمله به جلوگيری و درنهایت لغو سخنرانی شيرين عبادی، برنده جايزه صلح نوبل ۲۰۰۳، از سوی ایران ومالزی، اعتراض شده است.
خانم عبادی قرار بود ۱۳ آبان ماه درنشست دو روزه دانشگاه کوالالامپور شرکت کند و در آنجا به سخنرانی بپردازد. اما این سخنرانی لغو شد.
محمد علی دادخواه، لغو سخنرانی شيرين عبادی را نقض حقوق انسانی می داند و در اين باره می گويد: «هم دولت مالزی و هم دولت ايران مفاد ميثاق مدنی سياسی را که تبيين کننده اعلاميه جهانی حقوق بشر است پذيرفته اند و نهايتا نمی توانند از حقوق انسانی به اين نحو جلوگيری به عمل بياورند.»
ديگر مسائله مورد اعتراض، حکم ۱۱ سال حبس محمد صديق کبودوند، روزنامه نگار و دبير سازمان حقوق بشر کردستان، محکوميت شهناز غلامی، روزنامه نگار در دادگاه انقلاب تبريز، محدوديت های اعمال شده درباره آداب و رسوم و عبادات اهل تسنن و جلوگيری از ساختن مسجد و نقض حقوق اقليت ها در ايران است.
در اين بيانيه همچنین به احداث مترو از خيابان چهارباغ اصفهان که بستر بناهای تاريخی سی و سه پل و ميدان نقش جهان است، اعتراض شده است.
اين اقدام که پيشتر مورد اعتراض جمعی از فعالان اجتماعی، اعضای تشکل های غيردولتی و شهروندان اصفهانی واقع شده بود، با بی توجهی مديران شهری روبه رو شد. پیش از این هم دادگستری اصفهان به توقف عبور تونل مترو از زير خیابان چهارباغ رای داده بود.
محمد علی دادخواه در باره اين بخش از بيانيه می گويد: «متروی اصفهان با وجود آنکه دستور دادسرا داشته است، يک مشت قانون شکن آمده اند و گفته اند ما [از زير چهارباغ] عبور کرده ايم. نهايتا اينها بايد پاسخگوی ملت در حال حاضر و در طول تاريخ باشند که چرا ميراث فرهنگی را معتبر ندانسته اند.»
محمد علی دادخواه با اشاره به بيانيه های پيشين و تاکيد بر اين مسئله که اين بيانيه بحث در انطباق و انحراف از قانون دارد، بازتاب آن را مثبت پيش بينی کرده و می گوید: «ما فکر می کنيم موثر خواهد بود چون مردم می بينند که چه کسی مطابق قانون صحبت می کند، يعنی انطباق با قانون دارد و چه کسی از قانون می گريزد يعنی انحراف از قانون دارد، بحث ما بر سر انطبق و انحراف از قانون است. راجع به بيانيه های پيشين بارها شده است که ما حرفمان را زده ايم و بالاخره خردورزان جهان اين انديشه ها را تاييد کرده اند.»
اعتراض ها به «نقض حقوق بشر در ايران»، درحالی ست که ايران همواره اتهام نقض حقوق بشر را رد می کند و عملکرد دولت را در چارچوب قانون اساسی می داند.
شهناز غلامی وبلاگنویس و روزنامهنگار دو ماه است که در بازداشت به سر میبرد و از وی خبری نیست.شهناز غلامی روزنامهنگار آذربایجانی و نویسندهی وبلاگ آذرزن از حدود دو ماه پیش بازداشت شده و هیچ خبری از وضعیت و محل نگهداری وی در دست نیست. محمدعلی دادخواه که در پروندهی قبلی این فعال حوزهی زنان به عنوان وکیل وی حضور داشت نسبت به وضعیت او اظهار بیخبری کرده و گفته است
که موکلاش تا کنون تماسی با وی نداشته است. بنا بر گفتهی دادخواه خانم غلامی در این دوره از بازداشت دارای اتهام جدیدی است و به دلیل اینکه نتوانسته است تا به حال از این وبلاگنویس خبری دریافت کند و خود وی هم تماسی نداشته، نمیتواند به عنوان وکیل او کاری کند.
شهناز غلامی پیشتر در اوائل پاییز 1387 بازداشت و به مدت دو ماه در بازداشتگاه اطلاعات و سپس در زندان تبریز در بند زندانیان خطرناک و معتاد زن به سر برد. وضعیت وی به گونهیی بود که مجبور به اعتصاب غذا شد. وی پس از آزادی محاکمه و به شش ماه زندان محکوم شد. اتهام او در پروندهی قبلی «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده بود.
شهناز غلامی دارای یک دختر کوچک و پدر و مادری مسن است و کسی را ندارد که پیگیر وضعیت وی باشد. همین امر سبب شده که بازداشت دوبارهی این وبلاگنویس و روزنامهنگار در هالهیی از سکوت و بیخبری باشد.
+
نوشته شده در سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 2:0 توسط شهناز غلامی
|
از طرف شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامي تبريزاحضاريه اي برايم فرستاده شد. و درآن احضاريه ازمن خواسته شد تا درساعت هشت و سي دقيقه صبح روز چهارشنبه تاريخ 13/6/87 خودم را به دادگاه معرفي كنم و نتيجه عدم مراجعه به دادگاه را جلب اعلام كردند.
كاركنان دادگاه انقلاب اسلامي تبريزدررابطه با علت ارسال اين احضاريه گفته اند كه اين احضاريه به دليل شكايت كاركنان وزارت اطلاعات ونيزسپاه پاسداران استان آذربايجان شرقي به من ارسال شده است.
دركيفرخواست تنظيمي اتهامات مرا چنين عنوان كرده اند:
"تبليغ عليه نظام به نفع گروه هاي مخالف نظام"؛ازطريق شركت در راهپيماي هاي غيرقانوني و تشكيل و شركت در جلسات غيرمجاز و كشف و ضبط اسناد ومدارك مكشوفه و نگارش گزارشات و مقالات درسايت ها و نشريات مخالف نظام".
من براي دفاع از آزادي ام، آقاي دكتر"محمد علي دادخواه" – سخنگوي كانون مدافعان حقوق بشر را - كه از جمله انسانهاي مبارز و آزاديخواه و برابري طلب و نيزاز وكلاء متبحر در رشته كاري خودش مي باشد را به عنوان وكيل براي خودم انتخاب كردم و درتاريخ 13شهريورماه به همراه ايشان به دادگاه انقلاب اسلامي تبريز مراجعه نمودم . قاضي مربوطه ابتدا ازمن خواست تا قبل از دفاع وكيلم از خودم در رابطه با اتهامات مربوطه دفاع كنم.
ابتدا آقاي قاضي با لحن پرخاشگرايانه وتحريك آميزي به من گفتند كه طبق مدارك موجود درپرونده كه اداره اطلاعات ازمن درراهپيمايي 1خرداد 1385 به دست آورده است، من درحالي كه پرچم آذربايجان مستقل را به دست داشته ام درراهپيماي شركت كرده ام.وبه اغتشاش و بي نظمي دامن زده ام .ودراين رابطه ازمن خواستند كه توضيح بدهم؟!
اما واقعيت اينطورنبود و من درجريان راهپيمايي اعتراض آميز يك خرداد كه نسبت به درج مقاله توهين آميزدرروزنامه ايران عليه هويت و فرهنگ و زبان مردم تورك انجام گرفته بود. اصلا درتبريز نبودم و دريكي ديگر از شهرهاي تورك نشين بودم ودرجريان راهپيمايي نيزمن اصلا پرچم آذربايجان را به دست نگرفته بودم واين اتهامي بي اساس و بي پايه بود كه قاضي به من ايراد مي كرد.
در رابطه با راهپيمايي 1خرداد گفتني ام كه من چند روز بعد از راهپيمايي؛ مقاله اي را تحت عنوان"شفاف سازي پيرامون حوادث يك خرداد 1385 در آذربايجان"را نوشته بودم كه به دليل نگارش آن مقاله و نيزايراد يك سخنراني اعتراض آميز نسبت به دستگيرشدگان و كشته شدگان و زندانيان 1خرداد درجلسه ملي مذهبي ها تبريز؛ به مدت يك هفته وهرروز به مدت 8 الي ده ساعت براي ادعاي توضيح درباره مقاله ام و نيز بازجويي در رابطه با فعاليتهاي مدني ام ازطرف كاركنان وزارت اطلاعات تبريز مورد بدرفتاري وشكنجه هاي رواني نيروهاي امنيتي قرارگرفتم.
اتهام دوم كه به من ايراد شد. شركت درراهپيمايي 1 خرداد 1386 بود و نوشتن گزارشي تحت عنوان "گزارش حماسه حضورسبز مردم آذربايجان دريك خرداد1386"؛ قاضي در اتهامي كه به من نسبت داد مرا مورد اعتراض قرارداد كه علاوه بر شركت درراهپيمايي بدون مجازوغيرقانوني در گزارشي كه نوشته ام چرادرآنجا ازآذربايجان تحت عنوان آذربايجان بزرگ ومستقل نام برده ام. وآيا منظورم درآن نوشته مفهومي تجزيه طلبانه نبوده است ؟!
من درپاسخ به ايشان گفتم كه منظورم ازاستعمال اين لغات به معناي آذربايجان آزاد و غيروابسته به مركز بوده است و كلمه بزرگ را به معناي با شكوه درج كرده ام و نه آنچه شما از آن استنباط مي كنيد.
در رابطه با اين موضوع لازم مي دانم ،بگويم كه من به دليل شركت درآن راهپيمايي علاوه براينكه مورد ضرب و شتم شديد پليس قرارگرفتم واز ناحيه سرودست و پا دچارمصدوميت شده بودم . به مدت چندين هفته حالت تهوع و سرگيجه و سردرد هاي مدام داشتم.و بعد از حدود دوماه ازجريان شركت درراهپيمايي،توسط نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي بيش از يك ماه مورد تهديد هاي تلفني قرار گرفتم وآخرسرهم دراواخرمرداد ماه سال 1386 توسط گروه هاي فشار كه به درخانه ما آمده بودند. دستگير شدم و به مدت تقريبا يك ماه درسلولهاي انفرادي زندان تبريزبازداشت شدم.تا آنكه بعدا با سپردن وثيقه به طورموقت اززندان آزاد شدم.
اتهام سوم من دررابطه با مقاله اي بود كه من دررابطه با مسائل مربوط به حوزه زنان نوشته بودم .كه عنوان آن مقاله " دستاورد ما از8 مارس 1385 درآذربايجان" بود، قاضي معترض بود كه چرا من درآن مقاله گفته ام ؛ تبعيض وناعدالتي جنسيتي و نيزخشونت اعمال شده نسبت به زنان بويژه زنان قوميت ها به مراتب بيشتراز زنان سايرمناطق كشوراست و ايشان سوال كردند كه آيا واقعا چيزي به نام نابرابري جنسيتي واعمال خشونت دررابطه با زنان در نظام جمهوري اسلامي ايران وجود دارد كه شما به آن اشاره كرده ايد؟!
من به آقاي قاضي گفتم ما دلايل محكمي ازتحميل خشونت و ناعدالتي جنسيتي كه در رابطه با زنان جامعه ما اعمال مي شود ،پيش رو داريم و مي توانيم با استناد به آن ادله ، نمونه هاي بارزي از نابرابري را برايتان به نمايش بگذاريم. . مسئله "كنوانسيون رفع هرگونه تبعيض عليه زنان" و داستان بايگاني شدنش دركميسيون زنان مجلس دوره هفتم ، و نيز تلاش برابري خواهان جنسيتي براي"جمع آوري يك ميليون امضاء" درسراسركشور براي ايجاد تغيير در قوانين تبعيض آميز و برخورد خشن و غيرمنطقي با فعالان كمپين در طي ماهها و سالهاي اخير و درحال حاضر نيزبردن لايحه ضد خانوده به مجلس شوراي اسلامي و تلاش براي قانوني و رسمي كردن مسئله تعدد زوجات براي آقايان ونيزگسترش صيغه يا متعه درجامعه و گرفتن حق حضانت از مادران وده ها و صدها نمونه ديگر كه اگرلازم با شد مي توان برايتان به عينه مثال آورد.همه و همه نمونه هاي بارزي از سلطه فرهنگ قيم مابانه و پدرسالارانه و اعمال خشونت و ناعدالتي جنسيتي نسبت به زنان سرزمين ماست. و من به عنوان يك ژورناليست و فعال حوزه زنان متاسفم كه كلمات هرگز قادر نيستند تا عمق فاجعه انساني را كه شما نسبت به زنان و مردان ما اعمال مي كنيد را، بيان كنند ومن واقعا ازآن جهت شرمنده ام كه با نوشته هايم چه درمقالات و چه درگزارشاتم تنها توانسته ام گوشه كوچكي ازآن همه ننگ و رسوايي را كه كارگزاران حاكميت اسلامي باني و موجد آن هستند،را براي خوانندگان و مخاطبانم به نمايش بگذارم.
اتهام چهارم كه به من ايراد گرديد. مقاله اي بود كه تحت عنوان "انحصارگري ونقش آن درايجاد بحران هاي اجتماعي - سياسي" نوشته بودم .قاضي پرونده مي گفت شما درآن مقاله نوشته ايد كه بعد دوران هشت ساله اصلاحات و بازشدن سوپاپ اطمينان توسط اصلاح طلبان داخل حاكميت، با انتخابات فرمايشي دوره نهم رياست جمهوري و نيزانتخابات هفتم مجلس شوراي اسلامي و درنتيجه يك دست شدن حاكميت و به قدرت رسيدن عوامل ارتجاع، وضعيت سياسي - اجتماعي كشور به سمت امنيتي شدن ونظامي گري به پيش مي رود....وي درآن مورد از من مي خواست تا برايشان درباره كيفيت اين مسئله توضيح بدهم؟!
من به ايشان گفتم كه اين ديگر مثالش"اظهر من الشمس"است. اينكه در دوره رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد چه برسرمردم ما آمده است و تا چه اندازه فضاي سياسي – اجتماعي كشور منقبض شده است. واضح مثل روشنايي آفتاب است. همه فعالان سياسي داخل و خارج كشوروحتي خود نيروهاي داخل حاكميت- مثل آقايان هاشمي رفسنجاني و كروبي و خاتمي و غيره كه خودشان نيزازعوامل پايداري ارتجاع حاكم به شمار مي روند.- بارها به ايشان در رابطه با رفتارهاي مخاطره آميزشان تذكر داده اند و مي دهند.پس چرانبايد انتظارداشته باشيد تا ما روزنامه نگاران و فعالان مدني كه خارج ازحاكميت هستيم و به عنوان دگرانديش مطرح شده ايم،ايشان را نقد نكنيم.
بعداز دفاعيه من ؛ وكيلم آقا ي"محمد علي دادخواه" به دفاع ازمن پرداختند و گفتند كه بر اساس اصل 27 قانون اساسي برگزاري هرگونه راهپيمايي كه با حمل سلاح نباشد، آزاد اعلام شده است. كسي را نمي توان به دليل شركت در راهپيمايي ونيز تشكيل جلسات ويا شركت درجلسات مجرم اعلام نمود. مگر آنكه درآن تجمعات برخلاف مبنايي مذهب اسلام رفتارشده باشد. كه درهيچ يك از موارد مورد استناد چنين امري مشاهده نمي شود. و به كاربردن لفظ غير قانوني بدوراز ضوابط مورد نظرمقنن است. پس از نظر نگرش عنصر قانوني موارد مندرج در پرونده بويژه اعلانات وزارت اطلاعات فاقد وجاهت قانوني است. و بايد دقت نمود كه وزارت اطلاعات جزء قوه مجريه است نه قوه قضاييه.
درميراث ارزشمند اسلام آمده است كه مي گويند:
"يستمعون القول، فيتبعون احسن."
اين به اين معناست كه براي داشتن جامعه اي ايده آل بايد نظرات متفاوت را شنيد وازبين آنها برترين راي و ايده را انتخاب نمود.به عنوان نمونه در قرن چهارم هجري كه تا حدود زيادي مردم آن دوره از تاريخ از ابراز عقيده آزاد برخوردارشدند برترين انديشمندان اسلامي همچون بوعلي سينا ،ابن نديم و محمد زكرياي رازي ، ابن خلدون و....در ايران تولد و رشد يافتند.
از موضع نگرش قانوني نيز چون دولت ايران "كليات كنوانسيون ميثاق حقوق بشر" را پذيرفته است و درآن اعلاميه آزادي بيان تضمين شده است و براساس اصل 9 قانوني اساسي معاهدات خارجي حكم قانون داخلي را دارد و نمي توان به هردليل و سفسطه اي از اجراي آن سرباز زد و شانه خالي كرد. از نظر من بيانات ونوع عملكرد سياسي - اجتماعي موكل من نه تنها قابل مجازات و زندان و.. نيست بلكه درخور تشويق نيز است. ضمن آنكه اصل 8 قانون اساسي بر امر به معروف و نهي از منكر پاي فشاري كرده است. در اين اصل هركس به جهت برخورداري از نوع نگرش خود به موضوعات اجتماعي – سياسي مي تواند به تجزيه و تحليل بپردازد.
موكل فردي است كه به قانون اساسي معتقداست. شما از خبرنگار مردمي و پژوهشگر مسائل اجتماعي- سياسي چه انتظاري داريد . وي نظرات خود را به عنوان يك زن مسلمان ابراز داشته است. بياييد و افرادي نظير ايشان را در تنگنا قرارندهيد. ضمن آنكه اصولا جلوگيري از اقدامات روشنگرانه اين افراد حاصل ناگواري براي جامعه ما خواهدداشت.اجازه آزادي بيان از جمله اصول اوليه و فطري است كه قدرتمداران بايد به آن متوجه باشند.
از سوي ديگراصل 8 قانون اساسي ،به شهروندان جامعه اجازه مي دهد تا به امر به معروف و نهي از منكراهتمام ورزند وبه همين دليل آنچه را كه شما در نوشته هاي موكل من تبليغ عليه نظام دانسته ايد در واقع ازنوع همان انتقادي است كه دراصل 8 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به همه شهروندان اجازه آن داده شده است.
نكته بسيار مهم كه ازرياست دادگاه توجه به آن را خواستارم اين است كه در رابطه با اتهام موكل من كه "تبليغ عليه نظام" عنوان شده است بايدگفت كه "تبليغ" بر وزن تفعيل افاده تكرار وتمرين و استمرار را دارد به همين دليل موضع منفرد و تنها را هرگز نمي توان به باب تفعيل برد .ديوان عالي كشور در موضع مربوط به "مجله ايرانمهر" پذيرفته است كه "تبليغ" افاده استمرار را دارد لذا نمي توان موضوع "تبليغ" را درباره ايشان بيان داشت.
حريم خصوصي افراد در برابرقانون محترم است، دادستاني حق تجسس ندارد وي نوشته اي را كه نه انتشار و نه چاپ كرده و نه به نشريه اي ارسال كرده است شما آن نوشته را به عنوان مدرك عليه ايشان مطرح مي كنيد. ازمنظر "فقه اماميه" افشاء فحشاء خود جرم است .كدام عدالت مي گويد كه شما بيايد وآنها رااعلم كنيد.
تخلفات تحقيق كنندگان پرونده در- تفتيش و بازرسي خانه موكل من وآوردن خصوصي ترين ، محرمانه ترين و شخصي ترين مدارك وي به اداره اطلاعات و سپس پرونده سازي عليه ايشان- چنان گسترده است كه جستجوي بيش ازاين را برنمي تابد.دفاعيه ايشان درزمينه اعتقاد و باورشان به عدالت و آزادي و نوع دوستي نشان دهنده علاقه ايشان به پيشرفت ونجات جامعه دارد.با توجه به شخصيت موكل كه بانويي فرهيخته وآزاد است وبرابر ماده 132در باب ادله دعوا و مستندات ارائه داده شده كه امكان رد آن وجود ندارد و با توجه به اتهامات مطروحه كه در كل فارق از وجاهت عقلي و منطقي و قانوني است و براساس مستندات مربوط به پرونده موكل كه نشان مي دهد ،ايشان هيچ سوء نيتي نداشته است و ازآنجا كه متكفل فرزند صغيرخود نيزمحسوب مي شود ازمحضر دادگاه محترم تقاضاي برائت موكل خود را مي كنم.
شهناز غلامی وبلاگنويس و روزنامهنگار دو ماه است که در بازداشت به سر میبرد و از وی خبری نيست.
شهناز غلامی روزنامهنگار آذربايجانی و نويسندهی وبلاگ آذرزن از حدود دو ماه پيش بازداشت شده و هيچ خبری از وضعيت و محل نگهداری وی در دست نيست.
محمدعلی دادخواه که در پروندهی قبلی اين فعال حوزهی زنان به عنوان وکيل وی حضور داشت نسبت به وضعيت او اظهار بیخبری کرده و گفته است که موکلاش تا کنون تماسی با وی نداشته است. بنا بر گفتهی دادخواه خانم غلامی در اين دوره از بازداشت دارای اتهام جديدی است و به دليل اينکه نتوانسته است تا به حال از اين وبلاگنويس خبری دريافت کند و خود وی هم تماسی نداشته، نمیتواند به عنوان وکيل او کاری کند.
شهناز غلامی پيشتر در اوائل پاييز ۱۳۸۷ بازداشت و به مدت دو ماه در بازداشتگاه اطلاعات و سپس در زندان تبريز در بند زندانيان خطرناک و معتاد زن به سر برد. وضعيت وی به گونهيی بود که مجبور به اعتصاب غذا شد. وی پس از آزادی محاکمه و به شش ماه زندان محکوم شد. اتهام او در پروندهی قبلی «تبليغ عليه نظام» عنوان شده بود.
شهناز غلامی دارای يک دختر کوچک و پدر و مادری مسن است و کسی را ندارد که پیگير وضعيت وی باشد. همين امر سبب شده که بازداشت دوبارهی اين وبلاگنويس و روزنامهنگار در هالهيی از سکوت و بیخبری باشد.
شهناز غلامي فعال حرکت ملي آذربايجان و روزنامه نگار ترک روز يکشنبه مورخه 19/8/87 توسط ماموران وزارت اطلاعات در منزل شخصي خود در محله قره آغاج شهر تبريز بازداشت شد.
به گفته برادر خانم غلامي ماموران وزارت اطلاعات شب يکشنبه به منزل شخصي اين فعال مدني و روزنامه نگار مراجعه و ضمن تفتيش منزل ايشان ، خانم غلامي را با خود به نقطه نامعلومي بردند.شايان ذکر است چندي پيش خانم غلامي توسط شعبه يک دادگاه انقلاب تبريز به جرم تبليغ عليه نظام به شش ماه حبس تعزيري محکوم گرديده بود .پيش از اين نيز وي به دليل فعاليتهاي سياسي اش 5 سال (از سال 68 تا 73) در زندان تبريز محبوس بوده است. خانم غلامي مدير وبلاگ آذر زن و عضو انجمن خبرنگاران زن (رزا) مي باشد.
+
نوشته شده در یکشنبه 20 اردیبهشت1388ساعت 2:30 توسط شهناز غلامی
|
بیخبری از وضعيت شهناز غلامی، وبلاگنويس و روزنامهنگار
شهناز غلامی روزنامهنگار آذربايجانی و نويسندهی وبلاگ آذرزن از حدود دو ماه پيش بازداشت شده و هيچ خبری از وضعيت و محل نگهداری وی در دست نيست. شهناز غلامی پيشتر در اوائل پاييز ۱۳۸۷ بازداشت و به مدت دو ماه در بازداشتگاه اطلاعات و سپس در زندان تبريز در بند زندانيان خطرناک و معتاد زن به سر برد
شهناز غلامی روزنامهنگار آذربايجانی و نويسندهی وبلاگ آذرزن از حدود دو ماه پيش بازداشت شده و هيچ خبری از وضعيت و محل نگهداری وی در دست نيست.
محمدعلی دادخواه که در پروندهی قبلی اين فعال حوزهی زنان به عنوان وکيل وی حضور داشت نسبت به وضعيت او اظهار بیخبری کرده و گفته است که موکلاش تا کنون تماسی با وی نداشته است. بنا بر گفتهی دادخواه خانم غلامی در اين دوره از بازداشت دارای اتهام جديدی است و به دليل اينکه نتوانسته است تا به حال از اين وبلاگنويس خبری دريافت کند و خود وی هم تماسی نداشته، نمیتواند به عنوان وکيل او کاری کند.
شهناز غلامی پيشتر در اوائل پاييز ۱۳۸۷ بازداشت و به مدت دو ماه در بازداشتگاه اطلاعات و سپس در زندان تبريز در بند زندانيان خطرناک و معتاد زن به سر برد. وضعيت وی به گونهيی بود که مجبور به اعتصاب غذا شد. وی پس از آزادی محاکمه و به شش ماه زندان محکوم شد. اتهام او در پروندهی قبلی «تبليغ عليه نظام» عنوان شده بود.
شهناز غلامی دارای يک دختر کوچک و پدر و مادری مسن است و کسی را ندارد که پیگير وضعيت وی باشد. همين امر سبب شده که بازداشت دوبارهی اين وبلاگنويس و روزنامهنگار در هالهيی از سکوت و بیخبری باشد.
شهناز غلامی، روزنامه نگار آذربایجانی، در اثر اعتصاب غذای دو هفته ای در زندان تبریز بیهوش شده است!
آزاد تبریز- خانم شهناز غلامی، از دو هفته قبل ۲۹/۹/۸۷ به علت صدور قرار بازداشت موقت که هیچ تناسبی با نوع اتهام وی ندارد و همچنین به دلیل نگهداری اش در بند زندانیان خطرناک و معتاد زن و عدم امکان استفاده از وسایل گرمایشی و طولانی بودن دوره ی بازداشت موقت اش دست به اعتصاب غذای نامحدود زده بود که به علٌت عدم پاسخ و رسیدگی به خواسته هایش اعتصاب غذای خود را ادامه و ظهر پنج شنبه حالش به وخامت گرائیده و تا این لحظه در بیهوشی کامل به سر می برد و مسئولین زندان هیچ گونه توجهی به وضیعت به وجود آمده اش نکرده اند.
خانم شهناز غلامی، روزنامه نگار آذربایجانی و صاحب وبلاگ Azarwomen.blogfa.com دو ماه قبل دستگیر و با قرار بازداشت موقت مدتی در اطلاعات و سپس در زندان تبریز در بازداشت بوده است.
این در حالی است که خانم شهناز غلامی مسئول نگهداری، از مادر پیر و بیمار و علیل و دختر ده ساله اش که پس از فوت شوهرش نیز هست و با بازداشت خانم شهناز غلامی، مادر و دختر خردسالش نیز در وضیعت مبهم و نامساعدی به سر می برند.
به امید آزادی تمامی زندانیان سیاسی و به امید آزادی
شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامي تبريز، طي حكمي كه در تاريخ 14/6/1387 با عنوان اتهامي "فعاليت تبليغي عليه نظام مقدس (؟!) جمهوري (؟!) اسلامي (؟!) ايران" به من ابلاغ كرده است، با طرح مواردي از نوشته هايم مرا به شش ماه حبس تعزيري محكوم نموده است.
مواردي از نوشته هاي من كه دادگاه انقلاب آنها را به عنوان تبليغ عليه نظام مطرح كرده است، و اين موارد جزئي از اعتقادات راسخ من نيز محسوب مي گردند، و البته افتخار هم مي كنم كه به خاطر چنين اتهاماتي محكومم كرده اند، عبارتند از:
- مقاله "شفاف سازي پيرامون حوادث آذربايجان در خرداد ماه 1385": ... اميد است اين نوشتار توانسته باشد در پشت اين فضاي سياسي غبارآلود، سيماي حقيقي و دردآور مردم حماسي آذربايجان را به تصوير بكشد. اكنون روزهاست كه از واقعه اول خرداد مي گذرد. تعداد زيادي از دوستان و همفكران ما كه دوشادوش هم در دهها مراسم و برنامه مشترك شركت كرده بوديم، در خيابانها به جرم بزرگداشت بزرگان سرزمين مان همچون باقرخان، ستارخان، صمد بهرنگي، و ... كتك خورده بوديم و ... اكنون اكثريت آنان در زندانهاي مخوف حاكميت اسلامي به جرم عشق به آزادي و عدلت و تحقق مردم سالاري و هويت خواهي به اسارت گرفته شده اند.،
- مقاله "8 مارس و جنبش زنان ايران": ... در بسياري از كشورها به خصوص در كشور ما ايران وجود سلطه مردان در عرصه عمومي و حكومتي باعث افزايش تفاوت دستمزدها، نابرابري هاي اجتماعي، تقسيم نابرابر كار، ثروت، قدرت، نابرابري در موقعيت هاي مساوي قانوني و ... گرديده است. هنوز زنان ما از فقر، عدم تعميم تأمين اجتماعي، فشار و يك نواختي كارهاي بي مزد خانگي، و كالاي شدن بدن زنان، رواج استثمار جنسي، خشونت خانوادگي به شدت رنج مي برند، خشونت و ناامني در داخل و خارج از كشور همه ما را تهديد مي كند..." (صفحه 110 پرونده)،
- مقاله "انحصارگري و نقش آن در ايجاد بحران هاي اجتماعي-سياسي": ... اقليتي در جامعه بدون پشتوانه اكثريت حكومت مي كنند، نشريات به بهانه هاي واهي توقيف و سايتها فيلتر گذاري مي شوند، و حاكميت يكدست اسلامي خود را غيرقابل نقد معرفي مي نمايند. آزاديخواهان، نويسندگان و نمايندگان رسانه هاي جمعي محكوم به زندان مي شوند... (صفحه 130 پرونده)،
- مقاله "گزارش حماسه حضور سبز مردم آذربايجان در اول خرداد 1386": ... مردم آذربايجان امروز بار ديگر در يك خرداد 1386 به خيابان ها آمده بودند تا زندگي در محيط بدون استبداد در سرزميني مستقل به نام آذربايجان بزرگ، و يا تحقق فدرال براي تمامي كشور را درخواست كنند... (صفحه 131 پرونده).
همه آنچه در بالا ذكر شده است، جزئي از واقعيات انكار ناپذير در رژيم توتاليتر بعد از انقلاب 57 است. گزارش هاي من نيز به انعكاس اين واقعيت هاي عيني و گريز ناپذير اجتماع بيمار پرداخته است. وجدان آگاه بشري در هيچ نقطه اي از دنيا بجز محفل اقليت حاكم كشور، هيچگاه اتهامات فوق الذكر را بعنوان جرم تلقي نكرده است و با شهروندان منتقد خود كه كوشيده اند تا در فضاي اختناق و مه آلود به شفاف سازي و اطلاع رساني بپردازند و مرحمي براي دردهاي مردم سرزمين خود باشند، به چنين برخوردهاي غيرعقلاني دست نيازيده اند. چنين برخوردها، حاكي از ضعف حاكميت و ترس آن از كوچكترين نور شمع آگاهي بخش در ميان مردم است.
با اينهمه، من بعنوان يك ژورناليست كه سالهاست براي تحقق دموكراسي و حقوق بشر و برابري در تمامي جنبه هايش اعم از برابري ملي، برابري زن و مرد، برابري اقتصادي، و ... تلاش مي كنم، با وجود همه فشارها و سركوبها همچنان به فعاليت هاي اطلاع رساني خود در زمينه هايي كه لازم بدانم، ادامه خواهم داد. اميدوارم برغم همه كاستي ها، و نقص هايي كه دارم با كلماتي كه هرگز قادر نيستند تمام حقيقت پديده ها را بيان كنند، بتوانم گامي هر چند كوچك در اين مسير سبز بردارم.
شهناز غلامي فعال حرکت ملي آذربايجان و روزنامه نگار ترک روز يکشنبه مورخه 19/8/87 توسط ماموران وزارت اطلاعات در منزل شخصي خود در محله قره آغاج شهر تبريز بازداشت شد.
به گفته برادر خانم غلامي ماموران وزارت اطلاعات شب يکشنبه به منزل شخصي اين فعال مدني و روزنامه نگار مراجعه و ضمن تفتيش منزل ايشان ، خانم غلامي را با خود به نقطه نامعلومي بردند.شايان ذکر است چندي پيش خانم غلامي توسط شعبه يک دادگاه انقلاب تبريز به جرم تبليغ عليه نظام به شش ماه حبس تعزيري محکوم گرديده بود .پيش از اين نيز وي به دليل فعاليتهاي سياسي اش 5 سال (از سال 68 تا 73) در زندان تبريز محبوس بوده است. خانم غلامي مدير وبلاگ آذر زن و عضو انجمن خبرنگاران زن (رزا) مي باشد.
ادامه بازداشت شهناز غلامی و بی اطلاعی نسبت به شرایط وی
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر : شهنازغلامی از کوشندگان جنبش زنان در تبریز که 20 روز پیش توسط نیروهای اطلاعات تبریز بازداشت شده بود، همچنان در شرایط بلاتکلیفی در زندان به سر می برد. غلامی که به تازگی به همراه تعدادی دیگر از فعالان زن در تبریز سایتی را در مورد مسائل زنان راه اندازی کرده بود، روز 29 مرداد ماه، توسط نیروهای لباس شخصی در منزلش در تبریز بازداشت شد و تاکنون هیچ گونه اطلاعی در مورد وضعیت نگهداری وی به نزدیکانش داده نشده است. شهناز غلامی که عضو انجمن روزنامه نگران زن ایران( رزا) نیز می باشد، پیش تر در دهه شصت به مدت 6 سال در زندان به سر برده بود. وی تاکنون چندین مقاله با عنوان " چشم انداز مشارکت سیاسی – اجتماعی زنان" ، " فقر زنانه" و " همسران خدمتکار یا کار خانگی زنان" را منتشر کرده است. گفتنی است در طی هفته های گذشته موج برخورد با زنان فعال در تبریز شدت گرفته است، و به جز شهناز غلامی، لیلا حیدری -همسر بهروز صفری- نیز پس از مراجعه به اداره اطلاعات برای ملاقات با همسرش بازداشت شده است. همسر سعید متین پور و عباس لسانی ، دیگر زنانی هستند که در روزهای گذشته از سوی نیروهای امنیتی تهدید به بازداشت شده اند
خبرنامه امیرکبیر: براساس گزارشات رسیده از تبریز، “شهنازغلامی” روزنامه نگار و فعال حقوق زنان، شب روز گذشته یکشنبه ۱۹ آبان در منزل شخصی خود توسط ماموران امنیتی دستگیر شده و تا کنون اجازه برقراری هیچ گونه تماسی با وکیل و خانواده اش را نداشته است.
نیروهای امنیتی هنگام بازداشت ضمن تفتیش خانه، کتابها و دفترچه ی یادداشتهای شخصی وی را نیز با خود بردند.
گفتنی است، شهنازغلامی مدیر وبلاگ آذر زن و عضو انجمن خبرنگاران زن (رزا) از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۳۷۳ به مدت ۵ سال به دلیل فعالیت های سیاسی در زندان تبریز محبوس بوده و نیز در مرداد سال ۱۳۸۶ به مدت تقریباً یک ماه به دلیل شرکت در مراسم یک خرداد، اولین سالگرد تظاهرات اعتراض آمیز خرداد شهرهای آذربایجان در سال ۸۵ دستگیر و زندانی شده بود.
شهنازغلامی فعال ترک و وب نگار مدافع حقوق زنان که روز یکشنبه ۱۹/۸/۸۷ در خانه خود در تبریز بازداشت شده بود به زندان تبریز منتقل شده است.
بر اساس اخبار رسیده خانم غلامی از روزشنبه ۲۵/۸/۸۷ از بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز به بند زنان زندان تبریز منتقل شده است.
گفتنی است، شهنازغلامی مدیر وبلاگ آذر زن و عضو انجمن خبرنگاران زن (رزا، از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۳۷۳ به مدت ۵ سال به دلیل فعالیت های سیاسی در زندان تبریز محبوس بوده و نیز در مرداد سال ۱۳۸۶ به مدت تقریباً یک ماه به دلیل شرکت در مراسم اول خردادماه( اولین سالگرد تظاهرات اعتراض آمیز شهرهای آذربایجان )دستگیر و زندانی شده بود.
اخیرا سازمان گزارشگران بدون مرز به بازداشت این وب نگار در زمینه حقوق زنان و حقوق ترکها اعتراض کرده بود.
شهنازغلامی فعال ترک و وب نگار مدافع حقوق زنان که روز یکشنبه ۱۹/۸/۸۷ در خانه خود در تبریز بازداشت شده بود به زندان تبریز منتقل شده است.
بر اساس اخبار رسیده خانم غلامی از روزشنبه ۲۵/۸/۸۷ از بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز به بند زنان زندان تبریز منتقل شده است.
گفتنی است، شهنازغلامی مدیر وبلاگ آذر زن و عضو انجمن خبرنگاران زن (رزا، از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۳۷۳ به مدت ۵ سال به دلیل فعالیت های سیاسی در زندان تبریز محبوس بوده و نیز در مرداد سال ۱۳۸۶ به مدت تقریباً یک ماه به دلیل شرکت در مراسم اول خردادماه( اولین سالگرد تظاهرات اعتراض آمیز شهرهای آذربایجان )دستگیر و زندانی شده بود.
اخیرا سازمان گزارشگران بدون مرز به بازداشت این وب نگار در زمینه حقوق زنان و حقوق ترکها اعتراض کرده بود.
شهنازغلامی فعال ترک و وب نگار مدافع حقوق زنان که روز یکشنبه ۱۹/۸/۸۷ در خانه خود در تبریز بازداشت شده بود به زندان تبریز منتقل شده است.
بر اساس اخبار رسیده خانم غلامی از روزشنبه ۲۵/۸/۸۷ از بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز به بند زنان زندان تبریز منتقل شده است.
گفتنی است، شهنازغلامی مدیر وبلاگ آذر زن و عضو انجمن خبرنگاران زن (رزا، از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۳۷۳ به مدت ۵ سال به دلیل فعالیت های سیاسی در زندان تبریز محبوس بوده و نیز در مرداد سال ۱۳۸۶ به مدت تقریباً یک ماه به دلیل شرکت در مراسم اول خردادماه( اولین سالگرد تظاهرات اعتراض آمیز شهرهای آذربایجان )دستگیر و زندانی شده بود.
اخیرا سازمان گزارشگران بدون مرز به بازداشت این وب نگار در زمینه حقوق زنان و حقوق ترکها اعتراض کرده بود.
شهنازغلامی، فعال حقوق زنان و خبرنگار که در روز ۹ آذر ۱۳۸۷ در منزلش در تبریز دستگیر شد، در حال حاضر در بند زندانیان غیرسیاسی تبریز اسیر است. طبق آخرین اخبار دریافتی، وی در وضعیت بسیار بدی به سر میبرد.
با وجود سرمای شدید، زندانبانان از دادن لباس گرم به شهنازغلامی خودداری کرده و تنها یک پتو در اختیارش گذاردهاند که روی کاشیهای کف بند میاندازد. همین امر موجب تشدید درد در ناحیهی پا و کمر وی شده است.
او همچنین مسئولیت نگهداری از دختر خردسال و مادر مریضش را نیز به عهده دارد که با دستگیری وی از وضعیتشان خبری در دست نیست.
شهنازغلامی هنوز وکیلی برای دفاع از خود ندارد. او قبلا نیز از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۳ به مدت پنج سال زندانی سیاسی بود و در مرداد ۸۶ نیز یک ماه در بازداشت به سر برد.
خبرنامه امیرکبیر: شهنازغلامی روزنامه نگار و از مدافع حقوق زنان که روز یکشنبه ۱۹ آبانماه (۹ نوامبر) در تبریز دستگیر شده، به آنچه که عدم توجه و رسیدگی به وضعیت نامساعد خود در زندان تبریز نامیده از روز ۲۹ آذر ۸۷ دست به اعتصاب غذا زده است.
به گفته نقی محمودی که به تازگی وکالت خانم غلامی را پذیرفته است حکم بازداشت وی از سوی بازپرس شعبه ۴ قاضی هاشم زاده صادر گردیده و وی اکنون در بند زنان زندان مرکزی تبریز به سر می برد.
وی افزود: پرونده وی در مرحله تحقیقات مقدماتی است و بازجویی از ایشان جهت تکمیل پرونده همچنان ادامه دارد. از اینرو خانم غلامی در اعتراض به طولانی شدن مدت بازداشت موقت دست به اعتصاب غذا زده است.
در این میان قرار بود خانم غلامی جهت شرکت در چندین کنفرانس به کشورهای سوئد، دانمارک و فرانسه سفر کند که با دستگیری اشان از آنها باز ماند.
شهنازغلامی روزنامهنگار و مدیر وبلاگ آذرزن است که قبلا” در تاریخ ٣ مهر ماه سالجاری از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز به شش ماه زندان برای “تبلیغ علیه نظام” محکوم شده بود. وی در انتظار برگزاری دادگاه تجدید نظرمی باشد و با سپردن وثیقه آزاد شده بود. این روزنامه نگار قبلا نیز از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۳ به مدت پنج سال زندانی سیاسی بود و در مرداد ۸۶ نیز یک ماه در بازداشت
خبرنامه اميركبير: شهنازغلامی، روزنامه نگار و مدافع حقوق زن که از ۱۹ آبانماه سال جاری در زندان تبریز به سر میبرد، بر اساس حکم دادگاه تجديد نظر به شش ماه حبس تعزيري محکوم شده است.
خانم غلامی، که به «تبليغ عليه نظام» متهم شده بود، اواخر شهریور به شش ماه زندان محکوم شد اما وکلای او تقاضای تجديد نظر کردند.
محمد علی دادخواه ، عضو کانون مدافعان حقوق بشر ، به همراه هاجر صباغبان وکالت شهنازغلامی را در این پرونده برعهده داشتند.
به گزارش خبرنامه اميركبير پیش تر محمد علی دادخواه در گفتگویی با اشاره به کیفرخواستی که از سوی دادگاه انقلاب تبریز برای شهنازغلامی صادر شده بود گفته بود: «اتهام اقدام علیه امنیت ملی و نشر اکاذیب از طریق حضور در راهپیمایی ها و مقاله های متعددی که برخی از آنها منتشر شده، برخی وبلاگ نوشت بوده و برخی نیز اصلا منتشر نشده بود (و ماموران از خانه ایشان جمع آوری کردند)، به ایشان وارد شده بود. همچنین دادگاه نسبت به همکاری با نهضت آزادی و نیز گروه های تجزیه طلب تاکید داشت.
محمدعلی دادخواه با اشاره به اساسنامه نهضت آزادی که اعتقاد به تمامیت ارضی ایران دارد، جمع این دو اتهام را غیر ممکن دانسته و آن را مردود دانسته بود.
به گزارش خبرنامه اميركبير شهناز غلامي وب نگار، روزنامه نگار و عضو انجمن روزنامه نگاران زن (رزا) است که در تاريخ ۱۹ آبان ماه امسال بازداشت شد و هم اکنون در زندان تبريز به سر مي برد. وي همچنين از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۳ به مدت پنج سال زنداني سياسي، بود، در مرداد۸۶ نيز يک ماه را در بازداشت به سر برد و در شهريور ماه ۸۷ حکم شش ماه حبس تعزيري به وي ابلاغ شد.
در دور تازه بازداشت خانم غلامي، آقای نقی محمودی، وکيل دادگستري، در تبریز وکالت ایشان را به عهده دارند، وی در خصوص آخرین وضعیت خانم غلامی در زندان می گویند:
به گزارش خبرنامه اميركبير ایشان هم اکنون بیش از ۵۰ روز است که در زندان به سر می برند، از اینرو او در اعتراض به طولانی شدن مدت بازداشت موقت و ادامه بازجویی ها از روز ۱ دی ۸۷ دست به اعتصاب غذا زده بود که اعتصاب غذايش را پس از هشت روز شکسته است .
از سویی برپايه گفته خانواده خانم غلامی که در روزهای گذشته موفق به ملاقات با او شدند، ایشان از نظر سلامتی دچار مشکل شده اما برای درمان با محدوديت هايی روبه رو است. پرونده وی در مرحله تحقیقات مقدماتی است و بازجویی از ایشان جهت تکمیل پرونده همچنان ادامه دارد.از اینرو اتهامات وارده هنوز مشخص نشده است.
اگه امروز از “شهنازغلامی” و شهنازغلامی ها پشتیبانی نکنیم، فردا نوبت به ما هم می رسه؛ عجیبه که هر زمان یه روزنامه نگار و مدافع حقوق بشر رو گرفتن، زودی به اونا انگ خیانت می چسبونن!!!، آقایون فک نمی کنن بایست تو فک یه انگ دیگه ای باشن؟!، چون این یکیا دیگه خیلی کلیشه ای شدن!!!…
دخترک غصه نخور ، دنیا ارزش نداره این روزگار لعنتی با هیشکی سازش نداره دخترک گریه نکن، حیف ! اون چشات قشنگ هرچقدرم گریه کنی ، این زمین از جنس سنگ دخترک بگیر بخواب ، طلسم ما دست شب تو خودت خورشید گرمی، که تنت داغ تب دخترک تنها نرو ، گرگا همه منتظرن اونا مروت ندارن ، صبر کن بذار اونا برن دخترک دلم هلاک واسه ساده گی چشمات نمی تونم که یه لحظه بمونم تو مسیر اون نگات دخترک یه روز میادش که بشه غصه رو چال کرد میشه حتا توی اون روز آروزهای محال کرد دخترک یه روز میاد که ستاره ها بزرگ شن بره های بی گناهم، حریف روباه و گرگ شن دخترک بگیر بخواب ، طلسم شب رو می شکونیم روز و خورشید و دوباره اینجا بر می گردونیم .
شهنازغلامی، وبلاگنويس و فعال حقوق زنان در آذربايجان، شنبه گذشته پس از تحمل بيش از دو ماه
حبس با سپردن وثيقه ۲۰ ميليون تومانی تا زمان تشکيل دادگاه خود آزاد شد.مقامات قضايی هنوز زمان تشکيل دادگاه او را اعلام نکردهاند.
خانم غلامی، صاحب وبلاگ «آذرزن»، در تاريخ ۱۹ آبانماه به دنبال شکايت نيروی انتظامی و به اتهام «تشويش اذهان عمومی» بازداشت شد.
اين فعال حقوق زنان پيشتر در مهرماه ۸۷ به اتهام «تبليغ عليه نظام» در دادگاه انقلاب تبريز به شش ماه زندان محکوم شده بود ، اما پيش از اعلام رأی اين دادگاه در آبان ماه بازداشت و به زندان تبريز فرستاده شد.
شهنازغلامی اول دیماه در اعتراض به طولانی شدن مدت بازداشت خود به اعتصاب غذايی هشت روزه دست زد پيشتر محمدعلی دادخواه ، از وکلای مدافع خانم غلامی ، با اشاره به کيفرخواست صادره برای ا و گفته بود که اتهام اقدام عليه امنيت ملی و نشر اکاذيب از طريق حضور در راهپيمايیها و نوشتن مقالات متعددی به خانم غلامی منتسب شده است که برخی از آنها در وبلاگ او منتشر شده و برخی حتی انتشار نيافته و توسط مأموران از خانه ا و جمعآوری شده است.
شهنازغلامی که عضو انجمن روزنامهنگاران زن ايران نيز هست پيشتر در خلال سالهای ۶۸ تا ۷۳ به مدت پنج سال زندانی سياسی بود و در مردادماه ۸۶ نيز يک ماه در بازداشت به سر برده بود.
اين روزنامهنگار مقالههای متعددی در مورد حقوق زنان و نابرابریهای جنس ی ، حقوق ملی و قومی منتشر کرده و سازمان گزارشگران بدون مرز پس از بازداشت او با انتشار بيانيهای دستگيری ا و را محکوم کرده بود.
شهنازغلامی روزنامهنگار آذربايجانی و نويسندهی وبلاگ آذرزن از حدود دو ماه پيش بازداشت شده و هيچ خبری از وضعيت و محل نگهداری وی در دست نيست.
محمدعلی دادخواه که در پروندهی قبلی اين فعال حوزهی زنان به عنوان وکيل وی حضور داشت نسبت به وضعيت او اظهار بیخبری کرده و گفته است که موکلاش تا کنون تماسی با وی نداشته است. بنا بر گفتهی دادخواه خانم غلامی در اين دوره از بازداشت دارای اتهام جديدی است و به دليل اينکه نتوانسته است تا به حال از اين وبلاگنويس خبری دريافت کند و خود وی هم تماسی نداشته، نمیتواند به عنوان وکيل او کاری کند.
شهنازغلامی پيشتر در اوائل پاييز ۱۳۸۷ بازداشت و به مدت دو ماه در بازداشتگاه اطلاعات و سپس در زندان تبريز در بند زندانيان خطرناک و معتاد زن به سر برد. وضعيت وی به گونهيی بود که مجبور به اعتصاب غذا شد. وی پس از آزادی محاکمه و به شش ماه زندان محکوم شد. اتهام او در پروندهی قبلی «تبليغ عليه نظام» عنوان شده بود.
شهنازغلامی دارای يک دختر کوچک و پدر و مادری مسن است و کسی را ندارد که پیگير وضعيت وی باشد. همين امر سبب شده که بازداشت دوبارهی اين وبلاگنويس و روزنامهنگار در هالهيی از سکوت و بیخبری باشد.
رادیو زمانه: دادگاه تجدیدنظر محکومیت شش ماه حبس شهناز غلامی وبنگار و فعال حقوق زنان در آذربایجان را تائید کرد.
خانم غلامی در شهریور ماه امسال به اتهام «تبلیغ علیه نظام» از سوی دادگاه بدوی به شش ماه حبس محکوم شده بود. محمدعلی دادخواه و هاجر صباغبان وکالت این فعال حقوق زنان را بر عهده دارند که در آن زمان به این حکم اعتراض کرده و خواستار رسیدگی پرونده موکل خود در دادگاه تجدیدنظر شده بودند.
خانم غلامی از اول دی ماه در اعتراض به طولانی شدن بازداشت موقتش دست به اعتصاب غذا زده بود که این اعتصاب هشت روز ادامه داشت.
شهناز غلامی، عضو انجمن زنان ایران، پیشتر از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۳به دلیل فعالیتهای سیاسی، پنج سال را در زندان سپری کرد.
وی از ۱۹ آبان ماه امسال باردیگر بازداشت و تاکنون در زندان تبریز به سر میبرد.
نقی محمودی وکیل این فعال مدنی در تبریز، امروز (یکشنبه) در گفتگو خبرنامه امیرکبیر، گزارشها درباره صدور حکم قطعی شش ماه زندان برای خانم غلامی را تائید کرده است.
آقای محمودی به نقل از خانواده خانم غلامی گفته که موکلش در زندان «از نظر سلامتی دچار مشکل شده اما برای درمان با محدودیتهایی روبه رو است.»
گزارشگران بدون مرز تشدید سرکوب آزادی بیان بر روی اینترنت را محکوم میکند /
شهناز غلامی پس از مجتبی لطفی دومین وبنگار است که درکمتر از دو ماه دستگیر شده است. دستگیری وبنگاران تلاش برای به سکوت وادار کردن منتقدان حکومت اسلامی است. مسوولان حکومتی که تقریبا همهی رسانههای جهان را ابزاری برای تعرض به حق حاکمیت ایران معرفی کردهاند. ما خواهان آزادی وبنگاران زندانی هستیم.
گزارشگران بدون مرز دستگیری شهناز غلامی روزنامهنگار و مدیر وبلاگ آذرزن را محکوم می کند. در تاریخ ١٩ آبان ماموران وزارت اطلاعات این وبنگار را پس از بارزسی منزل بازداشت و به مکان نامعلومی انتقال داده اند. خانواده از علت دستگیری و محل بازداشت وی بی خبر هستند. همزمان برخی از نهادهای قدرتمند نظام اینترنت را ابزاری برای سرنگونی معرفی کرده اند.
گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می کند : "شنهاز غلامی دومین وبنگار است که درکمتر از دو ماه دستگیر شده است. دستگیری وبنگاران تلاش برای به سکوت وادار کردن منتقدان حکومت اسلامی است. مسوولان حکومتی که تقریبا همهی رسانههای جهان را ابزاری برای تعرض به حق حاکمیت ایران معرفی کردهاند. ما خواهان آزادی وبنگاران زندانی هستیم. "
شنهاز غلامی روزنامهنگار و مدیر وبلاگ آذرزن است که در تاریخ ٣ مهر ماه از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز به شش ماه زندان برای "تبلیغ علیه نظام" محکوم شده بود. اما در انتظار برگزاری دادگاه تجدید نظر با سپردن وثیقه آزاد آزاد بود. این روزنامه نگار در سال گذشته به مدت یک ماه برای نوشتن مقالاتی در اعتراض به سرکوب خشونتبار تظاهرات در شهرهای مختلف استان آذربایجان و در اواخر دهه شصت برای فعالیتهای سیاسی به مدت ٥ سال زندانی بوده است.
مجتبی لطفی وبنگار و از مسئولان واحد اطلاعرسانی دفتر آیتاله منتظری
مجتبی لطفی وبنگار و از مسئولان واحد اطلاعرسانی دفتر آیتاله منتظری، در تاریخ ١٧ مهر ماه توسط ماموران امنیتی با حکم دادگاه ویژه روحانیت در منزلش، بازداشت شد. برخی از اتهامات این وبنگار " چاپ تكثير انتشار و ارسال جزوات و شبنامه هاي داراي موارد توهين و افترا تحت عنوان افشاگري و همكاري با شبكه هاي ماهواره اي خارجي و ضدانقلاب" و "نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي" اعلام شده است. منظور از این اتهامات انتشار نظرات آیتاله منتظری یکی از روحانیون برجسته ایران و از مخالفان آیتاله خامنهای است. مجتبی در اواخر ارديبهشت ماه ١٣٨٣ نیز در شهر قم دستگير و زنداني شده بود. در ٢٤ مرداد ماه همان سال در دادگاه ويژه روحانيت شهر قم، پشت درهای بسته و بدون حضور وکيل مدافع محاکمه و به سه سال و ده ماه زندان محکوم شده بود. اما با پرداخت ٦٥٠ ميليون ريال وثيقه به دلیل حدت بیماری آزادی شد.
از سوی دیگر روزنامه هفتهنامه صبح صادق ارگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آخرین شماره خود به تاریخ ٢٧ آبان در صفحه گزارش خبری مقاله ای را به نام " امپرياليسم در اينترنت" منتشر ساخته است. در این مقاله که مدعی است " دولت آمريكا در يك حركت سيل آسا افكار و اذهان جوانان و مردم ساير كشورها را در راستاي منافع خود مورد هجمه قرار داده است. " ابزارهاي ديپلماسي رسانه اي" را که تقریبا لیستی از رسانههای جهان است، معرفی کرده است. "راديو و تلويزيون هاي بين المللي مثل BBC ، CNN و Fax News، راديو تلويزيون هاي ويژه مثل VOA، الحره، راديو فردا، راديو آزادي، راديو سوا، خبرگزاري هاي رويترز، آسوشيتدپرس، يونايتدپرس، فرانس پرس، دپ آ، مطبوعات ملي و بين المللي مثل نيوزويك تايم، نيويورك تايمز، واشنگتن پست، سايت هاي اينترنتي، موتورهاي جستجوگر مثل yahoo، google، پستهاي الكترونيك فيلترشكن و هك كردن، پيامك، بلوتوث، ام ام اس. " " یادآور میشویم که " ابزارهاي ارتباطاتی" نام برده شده از سوی این مقاله همه رسانه های معتبر جهان هستند و گوگل و یاهو نیز دو موتور جستجوگر پربیننده در جهان به حساب میآیند. در همین رابطه مشاور دادستان کل کشور اعلام کرده است که در ایران پنج میلیون سایت برای " تهاجم به اخلاق و هويت دينی " مسدود شدهاند. این اظهارات نگرانی ما را برای آزادی بیان بر روی اینترنت در ایران بیشتر کرده است"
در تاریخ ١٣ آبان سخنگوی کميسيون قضایی مجلس خبر از تاسیس "کميته جديد فيلترينگ" درچارچوب تصویب "قانون جرايم رایانه ای" داده بود. این کمیسیون بخشهایی از مواد این قانون را مورد تصویب قرار داده است. از سال ١٣٨١ دولت رسما از طریق "کمیته مصادیق فیلترینگ" که زیر مجموعهی شورای عالی فرهنگی است و ریاست آن را رییس جمهور اسلامی برعهده دارد، لیست سیاهی از سایت های "ممنوعه" فراهم آورده است. از جمله سایت های مسدود شده در ایران می توان از یوتیوب، قیس بوک و اورکوت نام برد.
گزارشگران بدون مرز یادآور میشود که در ١٢ تير ماه در جلسه علني مجلس شورای اسلامی یک فوریت طرح ١٣ مادهای " تشدید مجازات اخلال در امنیت روانی" به تصویب رسید. ماده ٢ این طرح برای جرایمی چون " راهزنی، سرقت مسلحانه، تجاوز به عنف، تشکیل خانه فساد و فحشا، دایر کردن وبلاگ و وبسایت مروج فساد و فحشا، الحاد و.." که پیش از این برای آنها در قوانین جاری مجازات تعیین شده است، مجازات اعدام پیشنهاد کرده است. اگر این قانون تصویب شود با استناد به ماده ٣ آن "مرتکبین جرایمی" چون " تاسيس و داير کردن وبلاگ و سايت های "مروج فساد و فحشا و الحاد" بدون تعریف مشخصی از این مفاهیم، " اگر مستوجب حد دیگری نباشد، محارب و مفسد فی الارض" شناخته می شوند. اصل ١٩٠ قانون مجازات اسلامی برای این دو اتهام " ١ - قتل - ٢ - آويختن به دار ٣- اول قطع دست راست و سپس پاي چپ ٤ - نفي بلد ." در نظر گرفته است.