درحال حاضربنا به اظهار نظررسمي نهادهاي دولتي و وابسته به حاكميت اسلامي ايران حدود یك میلیون و 500 هزار زن سرپرست خانوار دركشور وجود دارندكه عليرغم گسترش روزافزون فقر و عدم بهره مندي از امكانات رفاهي و معيشتي عهده دار زندگي خود و اعضاء خانواده شان هستند.
براساس آمارهاي ارائه شده از سوي وزارت رفاه و تأمين اجتماعي حدود 8 % جمعيت ايران زير خط فقر مطلق و هفت ميليون نفر زيرخط فقر هستند.معاون سابق اجتماعي سازمان بهزيستي نيز وضعيت اقتصادي (5/1 ميليون زن سرپرست خانوار در كشور را بحراني اعلام كرده بود و با بيان اينكه اين زنان شش ميليون نفر را دركشور تحت پوشش دارند.گفته بود كه 30 % اين افراد به طور جدي نيازمندحمايتهاي اقتصادي و عاطفي مي باشند.
اين درحالي است كه آمار و ارقام غير رسمي و نيز واقعيت هاي تلخ و گزنده زندگي از ارقام بزرگتري حكايت دارند، با توجه به درصد بالاي تورم و بالارفتن قيمت كالاها و هزينههاي زندگي حتي بسياري از خانوادههايي كه داراي سرپرست ميباشند نيز با وجود چند شغله بودن قادر به تامين نيازهاي زندگي خود نمي باشند، وضعيت زنان سرپرست خانوار را بهتر مي توان ترسيم كرد
پيشنهاد تشكيل كميته حقيقت ياب
و گزارش مراسم به خاكسپاري"مهندس غلامرضا اماني"
"مهندس غلامرضا اماني"در سال 1375در رشته مهندسي كشاورزي از دانشگاه تبريز فارغ التحصيل شد و ي در دهه هفتاد به جرم فعاليت هاي هويت خواهانه اش دستگير و نزديك به پنج سال از طلايي ترين دوران زندگي خود را در زندان حاكميت سياه شوونيستي گذراند. بعد از آزادي از زندان براي بار ديگردر سال 1385 در جريان اعتراض به درج كاريكاتور توهين آميز روزنامه ايران،درتاريخ 7خرداد دستگير و بعد از تقريباً دو ماه در تاريخ 8 مرداد بعد از زندان آزاد شد.
علاوه بر اين حبس هاي طولاني مدت ،ايشان بيش از ده بار سابقه دستگيري را در پرونده سياسي خود دارند.او مقاطع مختلف از حيات پر بار خود را در سلول هاي انفرادي اداره اطلاعات و زندان تبريز و نيز در اداره اطلاعات و امنيت تهران و در زندان اوين تهران گذرانده بود.تا اين كه در روز جمعه 3/8/87 در يك تصادف ساختگي و"البته جنايتي از پيش طراحي شده"با مرگي مشكوك و سوال برانگيز؟! همچون ستاره اي روشني بخش از افق تاريخ شفافي و زنده مردم آذربايجان رفت و رفت تا آنكه در بيكرانگي به ابديت پيوست.
در بازارطيف هاي مختلفي وجود دارند. يكي طيف كاملا قديمي ، قشري و سنتي بازاراست كه براي مدت چندين دهه است در بازاربه داد و ستد مشغول هستند واز نظر اعتقادي ازعلاقه مندان به آقاي شريعتمداري و يا ازطرفداران حكومت سلطنتي هستند كه چون درآن دوران زندگي كرده اند.در يك مقايسه ساده و عوامانه- بدون اينكه تلاشي براي شناخت ودرك گزينه هاي جديدتري بكنند.- گذشته اي را كه درآن مستبدان سلطنت طلب حاكم بودند،ولي تورم و گراني و اختناق به اندازه اكنون نبود را، به عصرحاضركه درآن مستبدان مذهبي با دستاويز ساختن دين و سنت هاي پوسيده طالباني به اعمال سلطه بي حد وحصر ميپردازند، ترجيح مي دهند و درروياي سلطه پادشاهان به جاي سلطه آخوندها هستند.
