
كودكان كار از جمله قربانيان كودك آزاري هستند "براساس برآورد و تخمين سازمان حمايت از كودكان (يونيسف) در حدود 250 ميليون كودك در سنين 5 تا 14 سالگي در سراسر جهان مورد استثمار قرار مي گيرند آنان بايد كار كنند تا بتوانند زندگي خود و خانواده شان را براي يك روز ديگر تأمين كند و آينده شان را نيز خود بسازند زيرا آنان هيچ گونه آموزش و تحصيلاتي ندارند و در اثر كار كردن بيمار نيز شده اند و اين يك رسوايي به وسعت جهان است.[4][6] "
در اين نوع كودكي آزاري به دليل فقر اقتصادي خانواده ها ،كودكان براي كسب درآمد حداقلي زندگي مجبور مي شوند تا براي فروش شاخه گلي و يا بسته آدامسي و سوزني و ... از صبح تا غروب در ميان انبوه سرد و بي اعتنا ماشين ها و آدم ها سرگردان بمانندو يا عليرغم وجود خطرات كارهاي سنگين و خشن ساختماني با جثه نحفيف خود بيل و كلنگ بدست بگيرند و به صورت كارگران ارزان قيمت در محيط هاي غير فرهنگي مشغول كار شوند يا در كارگاههاي تاريك و سرد نمور ساعتها به بافت قالي بپردازند و يا در گوشه اي از خيابان به التماس، كفش هاي ديگران را واكس بزنند و يا با ترازوهاي كوچك و كثيف شان به اصرار از مردم بخواهند تا آنها را وزن كنند
كودكان كار در سنيني كه بايد پشت ميز مدرسه بنشيند و به تحصيل بپردازند و به اقتضاي سن خود به بازي و تفريح مشغول شوند نان آور خانواده هاي خود مي شوند تا با توان اندك خود چرخ سنگين معيشت زندگي را بگردانند - بديهي است كه بر اثر فشار طاقت فرساي كار رُشد جسمي، عاطفي، شناختي و اجتماعي آنها مختل گردد.- آنان قربانيان فقر و بي عدالتي اند و بيشتر از هر كس ديگري حق دارند تا از مواهب سرزمين مادري خود بهره مند شوند ولي متأسفانه تاكنون هيچ گونه برنامه ريزي اصولي در مورد كار آنها به اجراء در نيامده است و گويي گوش و چشم آناني كه در رأس هرم قدرت جاي گرفته اند از شنيدن لرزش صداي التماس آميز آنها سنگين شده و يا از ديدن معصوميت پرپرشده شان نابينا.
آنان در شرايطي كاملاً ناعادلانه، بي آنكه دوران طلايي زندگي كودكيشان را طي كنند در دنياي بي تفاوتي چشمها، دستها و دلهاي آدمهاي بزرگ، بي هيچ پشتوانه اي براي فردا رها شده اند.
اين كودكان همواره در معرض آسيب هاي ناشي از خشونتهاي جسمي و روحي قرار دارند و اين در حالي است كه در كنوانسيون حقوق كودك مصوب سال 1989 ميلادي اعلام گرديده است: "دولتها موظفند كودكان را در برابر هرگونه استثمار، ظلم،ناعدالتي و خشونت مورد حمايت قرار دهند."
از آنجا كه رژیم توتالیتر اسلامی درایران نيز از جمله امضا كنندگان اين پيمان و نيز پيش نويس اعلاميه حقوق كودكان است كه در آن همه دولتها متعهد شده اند تا سال 2000 ميلادي، بهداشت و سلامتي همه كودكان خود را تامين كنند، لذا ملزم است تا به تعهدات خود در اين زمينه عمل نمايد. هر چند وجود 32 ميليون نفر ايراني كه زير خط فقر زندگي مي كنند و مرگ سالانه 250.000 كودك و نوجوان و سوء تغذيه چهار ميليون و چهارصد هزار كودك ايراني و وجود هزاران كودك خياباني در شهرهاي مختلف كشور، نشان دهنده بي توجهي مسؤولان در انجام تعهدات خويش است.
امسال فرزندان سرزمین آذربایجان همچون فرزندان دیگر ملل در ایران در وضعیتی سال تحصیلی را شروع خواهند کرد که تمامی مردم این کشور در صفحات زرین تاریخ ارگانیک حیات سیاسی – اجتماعی خود شاهد اعتراضات توده ای توسط جنبش های دموکراتیک و مردمی هستند .
امروز دانش آموزان با دفاع از آرمانهای مدنی و ملی خویش تلاش خواهندکرد تا علاوه بر مطالبات همگانی و سرتاسری که در سطحی به گستره همه ایران توسعه یافته است ،خواهان درخواست های ملی خود نیز باشند و با حفظ زبان و فرهنگ وتاریخ خود انزجار خود را از تحصیل به زبان استعماری فارسی ابراز دارند و خواهان تحصیل به زبان مادری خود باشند.
هر چند در نتیجه ایجاد فضای امنیتی و پلیسی حاکم در کشور، سران حاکمیت سیاه استبداد دینی در کشور بتوانند چند صباحي به حاكميت مستبدانه خود ادامه دهند. اما سرانجام اينهمه جرقه هاي به زير خاكستر خفته - چنانکه در طی ماه های اخیر دیدیم و می بینیم ._به آتش قهر مردم تبديل خواهد شد و بناي تماميت خواهي و انحصارگري و ريا و تزوير دشمنان آزادي و برابري و دموکراسی را در خود خواهد سوزاند.