از آنجا که شناسايي حيثيت ذاتي کليه اعضاي خانواده بشري و حقوق يکسان و انتقال ناپذير آنان اساس آزادي و عدالت و صلح را در جهان تشکيل مي دهد ، از آنجا که عدم شناسايي وتحقير حقوق بشر منتهي به اعمال وحشيانه اي گرديده است که روح بشريت را به عصيان واداشته و ظهور دنيايي که در آن افراد بشر در بيان عقيده آزاد و از ترس و فقر فارغ باشند به عنوان بالاترين آمال بشر اعلام شده است ، از آنجا که اساساً حقوق انساني را بايد با اجراي قانون حمايت کرد تا بشر به عنوان آخرين علاج به قيام بر ضد ظلم و فشار مجبور نگردد ، از آنجا که اساساً لازم است توسعه روابط دوستانه بين الملل را مورد تشويق قرار داد ، از آنجا که مردم ملل متحد ايمان خود را به حقوق اساسي بشر و مقام و ارزش فرد انساني و تساوي حقوق مرد و زن مجدداً در منشور اعلام کرده اند و تصميم راسخ گرفته اند که به پيشرفت اجتماعي کمک کنند و در محيطي آزادتر وضع زندگي بهتري به وجود آورند ، از انجاکه دولتهاي عضو متعهد شده اند که احترام جهاني و رعايت واقعي حقوق بشر و آزادي هاي اساسي را با همکاري سازمان ملل متحد تامين کنند ، از آنجا که حسن تفاهم مشترک نسبت به اين حقوق و آزاديها براي اجراي کامل اين تعهد کمال اهميت را دارد ، مجمع عمومي اين اعلاميه جهاني حقوق بشر را آرمان مشترکي براي تمام مردم و کليه ملل اعلام مي کند تا جميع افراد و کليه ارکان اجتماع اين اعلاميه را دائماً مد نظر داشته باشند و مجاهدت کنند که بوسيله تعليم و تربيت احترام اين حقوق و آزادي ها توسعه يابد و با تدابير تدريجي ملي و بين المللي ، شناسايي و اجراي واقعي و حياتي آنها ، چه در ميان خود ملل عضو و چه در بين مردم کشورهايي که در قلمرو آنها مي باشند ، تامين گردد .
10 اکتبر روز جهانی مبارزه برای لغو مجازات اعدام!"
"هشدار: جنون جمهوری اسلامی ايران در اعدام اوج گرفته است."
"رژيم جمهوری اسلامی ايران، سالهاست که از لحاظ تعداد اعدامها در بين ۶۴ کشور جهان که هنوز مجازات اعدام در آنها اجرا مي شود، رتبه دوم را دارد. تنها در 6 ماهه اول سال جاری ميلادی بيش از ٢٠٠ نفر در ايران اعدام شدند. ايران در اعدام نوجوانانی که هنگام ارتکاب جرم زير ١٨ سال داشتند، رتبه شرم آور اول را به خود اختصاص داده است. در طی ٢٩سال اخير همواره مجازات اعدام و اعدام های دسته جمعی زندانيان در دستور کار رژيم قرار داشته و در دهه ۶۰ و در تابستان ۶۷ هزاران زندانی سياسی بطور جمعی اعدام شده اند که هنوز افکار عمومی جهان از ابعاد گسترده آن بی اطلاع است.

کشوری که خود را منادی پرچمداری جهان اسلام می داند و درعین حال برای فریب افکار عمومی در داخل و خارج از کشور با امضای غیر متعهدانه قوانین سازمان ملل متحد، مغایر با مفاد این قوانین عمل می کند، چگونه می تواند بی هیچ ابایی از این همه ادعای واهی، احکام اعدام را در رابطه با مجرمان سیاسی و مجرمان عادی بویژه کودکان زیر 18 سال به اجرا در آورد؟!
حذف مجازات اعدام از مهمترین اقداماتی است که می باید در دستور کار،برنامه ریزی و اجرا قرار گیرد. ازسوی دیگر کاهش طول دوره زندان نیز برای سرعت بخشیدن به فرایند جامعه پذیری مجدد افراد بزهکار و بازپروری آنان با بهره گیری از توان و دانش متخصصان روانشناس و بازگشت آنان به جامعه از دیگر اولویتهای مطرح میباشد.
ما مخالف قوانین ضد بشری اعدام هستيم و براین اندیشه هستیم که بر اساس اقدامات و تلاش های نهادهای بين المللی و سازمان های حقوق بشری منع قوانین مربوط به اعدام بايد در همه جای دنیا به اجرا ء در آید و به یک جنبش عمومی و جهانی تبدیل شود.
مجازات کودکان در ایران و از همه مهم تر صدور حکم اعدام برای آنان در موارد مختلف از جمله درگیری و قتل، قاچاق مواد مخدر و غیره اکنون،سال ها است که جزء موارد مهم نقض حقوق بشر در ایران می باشد. این در صورتی است که اقدام قرون وسطیایی طالبان ایرانی با تعهدات آنها که باید در قالب میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و کنوانسیون حقوق کودک عمل نمایند در تناقض آشکار می باشد.
بايد براى لغو احکام اعدام در ايران و بخصوص احکام اعدام کودکان به مبارزه و اعتراضى وسيع دست زد. بايد به جنايت بر علیه انسان پايان داده شود. بشريت نبايداين جنايات را تحمل کند و نبايد گذاشت که انسان ها به هر دلیلی اعم از اتهامات سیاسی، و غیر سیاسی ايران بیمار از درد انحصار و تمامیت خواهی حلق آويز شوند. چرا که هيچ کس مجاز نيست تا انسانى دیگری را به مرگ محکوم سازد و او را با کابوس مرگ و اعدام روبرو کند.
در سال روز مبارزه با اعدام که اکنون دیگر به یک جنبش جهانی تبدیل شده است پاسخ رژیم ضدانسانی و تروریسم اسلامی درشورای امنیت سازمان ملل متحد به مخالفان اعدام چه خواهد بود؟! پاسخ آنان به پلاکاردهای نصب شده درخیابان شرم درمنع اعدام فعالان سیاسی و افراد عادی بویژه نوجوانان چه خواهد داد؟!
این دستگاه شکنجه و ماشین سرکوب این «آشوویتس نوین»؛ دستاورد سه دهه حاکمیت فاشیسم مذهبی در ایران می باشد.این رژیم 60 سال بعد از شکست فاشیسم و نازیسم و تبدیل شدن اردوگاه جنایت جنگی “آشوویتس” هیتلری به موزه ای برای عبرت گرفتن از تاریخ ، در هزاره سوم میلادی فاشیسم مذهبی در ایران ی تحت سلطه ، بدون اینکه بخواهد گذشته را چراغ راه آینده سازد بر آن است تا " آشوویتس" را در همه مناطق کشور از نو بازسازی کند.
باید توجه داشت که امروز در وضعیت بحرانی ایجاد شده بویژه بعد از طرح کودتا انتخاباتی و افزایش روز افزون سرکوب ها و کشتارهای خیابانی، دستگیری ها ، محاکمات و اعترافات فله ای،و نیز گروگان گیری فعالین سیاسی ، مزدوران و جیره خوارگان رژیم فاشیسم مذهبی در ایران بیش از هر زمان دیگری خود را مجهز به دستگاه سرکوب و کشتار و شکنجه مخالفان سیاسی در تمامی مناطق کشور کرده و خواهد کرد.
بدیهی است "زندان کهریزک" تنها یک نمونه از هزاران نمونه شکنجه گاه هایی است که در آنجا زندانیان سیاسی و غیر سیاسی مورد صدمات غیر قابل بازگشت قرار گرفته و می گیرند. اکنون بسیاری از رسانههای و نیز سایتهای اینترنتی با ارائه اطلاعات و تحلیلهایی که در این زمینه انجام می دهند بر این نظر هستند که دیگر بازداشتگاه ها نیز وضعیت مشابه ای با کهریزک دارند.
این موضوع برای همه فعالان سیاسی در مناطق مختلف ایران مسلم است که در همه مناطق کشور ایران مکان هایی با عناوین مختلف وجود دارند که در آنجا فعالان سیاسی سابقا مورد شکنجه قرار گرفته و در آینده نیز با توجه به فضای پلیسی و امنیتی فعلی به احتمال بسیار زیاد ممکن است که دوباره خود و یا دوستان مبارز و همفکر آنان زندانی و مورد انواع شکنجه های فیزیکی و روانی قرار بگیرند.
بنابراین باید فعالان سیاسی علاوه بر مطرح کردن اعتراضات خود در سطوح مختلف و تاثیر گذار نسبت به موضوع شکنجه و کشتار زندانیان در زندان کهریزک ،لازم تا است ،تا همه فعالان سیاسی در مناطق مختلف کشور محل هایی چون اداره های اطلاعات ، مرکز سپاه پاسداران ، نیروی انتظامی ،مکان هایی موسوم به اماکن ، اداره آگاهی و سایر مراکز نگهداری از بازداشت شدگان را شناسایی نموده و نیز از طریق رسانه های مختلف اعلام نمایند تا بلکه با افشاگری های موثر و به موقع بتوانند به نوبه خود همه در عقیم نگه داشتن سرکوب و شکنجه هایی وحشیانه نقشی تاثیر گذار ایجاد نمایند. ...
در وضعیت حاضر ما فعالین مدنی،ملی و حقوق بشر در سراسر کشور نسبت به سلامت جان و روان دستگیر شدگان قیام مردم ایران که در شکنجه گاه ها بسر می برند، هشدار جدی می دهیم. و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل برای پایان دادن به کشتار معترضان سیاسی و نیز مردم عادی که عوامل رژیم مسبب اصلی آن می باشند ،خواستار ارسال یک هیئت تحقیق بین المللی برای تحقیق و بررسی از وضعیت و شرایط دستگیر شدگان و نیز بازدید از شکنجه گاه ها و شناسایی آمرین و عاملین این جنایت ها به ایران هستیم.
ما فعالان حقوق بشر با توجه به اوضاع وحشتبار حقوق بشر در ايران خواستار محكوميت شديد اين جنايت ها و ارجاع پرونده نقض وحشيانه حقوق بشر در ايران، به شوراي امنيت ملل متحد براي اقدامات فوري لازم الاجرا هستیم. به اعتقاد ما نمیتوان در قبال چنین جنایت های هولناکی بیتفاوت ماند. اقدام ویژه در این خصوص نه فقط دفاع ضروری از حقوق انسانی زندانیان و به خصوص زندانیان سیاسی و زنان زندانی در ایران، بلکه دفاع ازشرف و هویت انسانی و اصول حقوقبشر و یک ضرورت اخلاقی و مسئولیت بینالمللى است.
ما یک بار دیگر برضرورت ارجاع پرونده نقض حقوقبشر توسط رژیم به شورای امنیت ملل متحد و اتخاذ اقدام هاى لازم و الاجرای بینالمللى براى متوقف کردن توحش غیرقابل تحمل فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران، تأکید می نماییم .

امروز بعد از گذر سه دهه خدمت و مزدوری نسبت به رژیم فاشیستی و شوونیست حاکم در ا یران ، نقشی که میر حسین موسوی و طرفدارانش - اعم از شورای ملی -مذهبی ها ، جبهه ملی ، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ،حزب زنان انقلاب اسلامی،کارگزاران سازندگی ،نهضت به اصطلاح آزادی ، جنبش مسلمانان مبارز ، جبهه مشارکت اسلامی ، حزب اعتماد ملی و در کل؛ دومی خردادی های دیروزی و جنبش سبز ی های امروزی - برای ماندگاری رژیم مافیایی تا سرا پا در منجلاب فساد و تباهی غرق ، ایفاء کرده اند و می کنند ،در خور تامل است.
آنان بنا به منافع مشترکی که به منظور چپاول و غارت عمومی با هم دارند. همه در یک تصمیم اهریمنی و ضد مردمی بر آن شده اند تا با هر ابزار نامشروعی که هست، تمامیت رژیم ور شکسته و در آستانه سقوط را - تنها با تعویض احمدی نژاد که در واقع همچون خود آنها از نیروهای داخل حاکمیت و خودی محسوب می شود و صرفا با جناح دیگر از حاکمیت مافیای اسلامی؛ اختلافات درون گروهی دارد.- حفظ کنند. چنانکه این مسئله در بیانیه هایی که از سوی دفتر آقای میر حسین موسوی صادر شده است به روشنی دیده می شود.
مقدمه:
درود بر آگاهي ،شجاعت و روحيه ايستادگي و مقاومت دانشجويان دانشگاه سهند تبريز كه در موج فضاي اختناق و سركوب، اوج تزلزل و استيصال قدرت خود كامه را به نمايش گذاشتند آنان با خواسته هاي مدني و انساني خود ، با اعتراضات برحق قابل دفاع و پشتيباني خود نشان دادند كه اهورائيان در بندي هستند كه با استواري گام هايشان شب سياه و يلدايي استبداد را به چالش كشيده اند تا طلوع آزادي را در فرداي سرزمين خود با نورو سرور و آينه جشن بگيرند.
براي اولين بار پس از انتخابات نهم و در دوران مجلس هفتم كه سياه ترين دوران استبداد ديني حاكم مجسوب مي شود، جنبش دانشجويي موفق به كسب نتايجي شد كه درخور فعالان جنبش دانشجويي است.اين حركت دانشجويي نشان داد كه همبستگي بين دانشجويان تا چه اندازه مي تواند در ايجاد شرايط مطلوب موثر باشد و نيز به ثابت رساند كه جنبش دانشجويي تا چه حد قدرت ايجاد تجمعات بزرگ وبي نظير را مي تواند داشته باشد.
دانشجويان دانشگاه صعنتي سهند با چشم هاي بيدارو فكرهاي آگاه و دست هاي سبز خود اين نكته به غايت مهم را به اثبات رساندند كه درجنبش دانشجويي كشور نقشي اساسي را به عهده دارند و مي توانند مديريت سيل آگاه ، پرشور و معترض دانشجويي را در سراسر كشورعهده دار شوند.
آري بنا به استناد گفته خود دانشجوان كه در سايت دانشجويان دانشگاه سهند آمده است :
" .....سهند آماده خروشي دوباره است ، عشق ها فرياد مي شوند ، فريادها رها مي شوند، رهايي نفس مي كشد و نفس آزادي را مي طلبد."
تحصن اعتراض آميز دانشجويان كه نسبت به برخوردهاي غيرانساني مسئولان دانشگاه انجام گرفت وبيش از ده روز به طول انجاميد و در طي آن 500 نفردرروز و 200 نفر به طور شبانه روزي متحصن گشتند و حدود ده روز آن دراعتصاب غذا گذشت. ودرهفتمين روز آن دهها نفرازدانشجويان دختر و پسر ازشدت گرسنگي وضعف به بيمارستان ها منتقل گرديده و چندين نفر دچار تشنج شدند. ودختري بعد از انتقال به درمانگاه به علت تزريق آمپول تست نشده تا پاي مرگ پيش رفت و پسري دست ها و پاها و دهان خود را تا پايان تحصن بست تا نمادي ازاختناق حاكم را به تصوير بكشاند .
و به دليل عدم پاسخگوي مسئولين به مطالبات دانشجويي، دانشجويان درداتشگاه عزاي عمومي اعلام كردند و پارچه هاي سياه روي ديوارها و ورود هاي ساختمان محل تحصن دانشجويان زدند. و فراخوان عمومي براي همه دانشگاه هاي كشور دادند كه فردا راعزاي عمومي اعلام كنند.
ظهور چنين پديده هاي توسط فعالان جنبش دانشجويي دردانشگاه صنعتي سهند تبريز- كه دامنه آن همه دانشگاه هاي كشوررا فرا گرفته است و با نزديك شدن به 18 تير، روز دانشجو مي رود كه تحولات عميق و شگرف را در جامعه بحران زده ما سبب شود.- مبتني بر آگاهي و شعور بالاي اجتماعي وسياسي است. اين دانشجويان به كرات با صدور بيانيه هاي مختلف و اقدامات ضروري ديگردرمواقع حساس سياسي نشان داده اند كه از پتانسيل بسيار بالايي براي انجام اقدامات به مراتب جدي تر برخوردارند.
اين همه حوادث اعتراضي و مبتني بر عقلانيت يك تصميم آني و ناگهاني نبود بلكه ادامه روند اعتراضاتي محسوب مي شود كه در طي چند سال اخير دردانشگاه صنعتي سهند رخ داده است كه در كل اين مجموعه اعتراضات را بدين ترتيب مي توان طبقه بندي كرد:
اقدامات اعتراضي دانشجويان دانشگاه صنعتي سهند تبريز
· دانشجويان دانشگاه سهند به مناسبت روز جهاني كارگر؛ اول ماه مه؛ اعلاميه اي را در حمايت از كارگران و زحمتكشان به امضاء رساندند كه دقت و تعمق برجملات آن مشخص مي سازد كه اين دانشجويان تا چه حد از آگاهي عميق سياسي - اجتماعي برخوردارند، درآن اعلاميه چنين مي خوانيم :
"اما وصف حال آنها كه امروز سخن از عدالت اجتماعي و مخالف با خصوصي سازي مي زنند ودرمجلس هفتم اكثريت آرا را نيز به دست دارند ؛ بسيار شگفت انگيز است. آقاي احمد توكلي كه پيشوااي اقتصادي اين جريان است، زماني در دولت ميرحسين موسوي خود مروج خصوصي سازي بود.
كارگران و زحمتكشان ايران هنوزهم آنقدر حافظه تاريخي خود را از دست نداده اند كه از ياد ببرند كه درآن زمان احمد توكلي به قلع وقمع سنديكاها و شوراهاي كارگري همت گماشت. چگونه مي توان اينان را مدافع كارگران به شمار آورد در حالي كه امروز بزرگترين عامل زندگي نكبت بار وپرفلاكت كارگران عدم وجود تشكل ها ي مستقل و آزاد كارگران كه بتواند درمقابل تاخت و تاز سرمايه مقاومت كند، است. آنها كه به جنگ با تشكل هاي مستقل و آزاد كارگري پرداختند وامروز نيز برهمان مواضع هستند، بدون ترديد دشمنان درجه يك طبقه كارگرند."
· انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه سهند تبريزبا صدوربيانيه اي به دستگيري اعضاء سنديكاي كارگري شركت واحد اعتراض مي كنند، آنها دراين بيانيه مي نويسند:
"بازداشت غير قانوني تعدادي از فعالان سنديكاي شركت واحد تهران، به عنوان يك تشكل مستقل كارگري و انتقال "منصوراصانلو " رئيس هيات مديره سنديكا به زندان اوين ؛ اين هشداررا به جامعه ما مي دهد. كه هرگونه تلاش براي رسيدن به حقوق قانوني و انساني نتيجه اي جز حبس و شكنجه نخواهد داشت و اين خود بيش از هر چيز ماهيت دروغين شعارهاي اخير حاكميت در مورد مهرورزي و عدالت گستري را رسوا خواهد كرد."
· تشكل هاي دانشجويي دانشگاه هاي تبريز و جمعي از كارگران كارخانجات و صنوف با صدور اطاعيه اي مشترك با حمايت از خواسته ها و مطالبات جنبش كارگري و محكوم نمودن سركوب آنها خواستار آزادي فوري كارگران دستگير شده شد. كه البته دانشگاه صنعتي سهند تبريز يكي از امضاء كنندگان آن بود.
· مراسم روز دانشجو 16 آذر با حضور "مجيد تولايي" و " عليرضا رجايي " در دانشگاه صنعتي سهند تبريز برگزارشد.
· 115 دانشجوي دانشگاه سهند تبريز از سنديكاي مستقل كارگري حمايت كردند . آنها با امضاي نامه "كميته پيگيري ايجاد تشكل هاي آزاد كارگران در ايران " حمايت خود را از تشكل هاي آزاد و مستقل كارگري اعلام كردند. يكي از امضاء كنندگان نامه گفت : وقتي مافياي قدرت و ثروت و عوامل آن در مقابل خواسته مشروع و قانوني كارگران مي ايستد و سنديكا را غير قانوني مي داند؛ وظيفه دانشجويان است كه در مقابله با اين انحصارگرايان ، حمايت قاطع خود رااز كارگران اعلام نمايند . وي با محكوم ساختن ضرب و شتم كارگران توسط جريانها ، تشكيل سنديكا را يك گام بزرگ در راه دموكراسي خواند."
· دانشجويان دانشگاه سهند تبريز كه قبل از اين نيز درحمايت ازآزادي "دكترناصرزرافشان"؛ دست به اعتصاب غذا زده بودند به در خواست " محمد علي عمويي" ،" علي اشرف درويشيان" و "دكتر فريبرزرئيس دانا" و " هما زرافشان " به اعتصاب غذاي و تحصن خود پايان دادند.
· ديداراعضاي انجمن اسلامي دانشگاه صنعتي سهند در تاريخ 19 تير ماه 1384 با دكترزرافشان .
· در روز5 اسفند برابر 21 فوريه مراسم بزرگداشت روز زبان مادري در دانشگاه صنعتي سهند تبريز برگزارشد. و در آن بر اجراي اصل 15و 19 تاكيد شد.
· درآستانه روزدانشجو در تاريخ 18/2/86 دانشجويان تورك دانشگاه سهند در اعتراض به اقدامات اخير مسئولين دانشگاه زنجان براي تعطيلي تشكل دانشجويي "جمعيت اسلامي " اين دانشگاه و نيز اعلام حمايت از اين تشكل دانشجويي، اقدام به ارسال توماري اعتراضي به وزارت علوم وتحقيقات كردند. گفتني است 268 نفراز دانشجويان با امضاي اين تومارحمايت خود را از دانشجويان زنجان اعلام كردند.
· هيات نظارت دانشگاه صنعتي سهند تبريز با درخواست انجمن كه قرار بود با حضور خانم ها شادي صدر،شهلا اعزازي والهه كولايي و نمايش فيلم هاي ده اثر كيارستمي و دايره اثر جعفر پناهي در روزچهارشنبه 17 اسفند برگزار شود، موافقت نمي كند.
چناقلو رئيس و قاليچي معاون دانشجويي و دبيرهيات نظارت دانشگاه سهند ازجمله مخالفان برگزاري اين مراسم بودند. در پي اعتراض دانشجويان مديريت دانشگاه به دانشجويان اجازه داد در وقت نماز و ناهار ازيك ساعت تريبون آزاد دانشجويي برخوردارشوند.
در تريبون آزاد كه با استقبال بي نظير دانشجويان مواجه بود پلاكارد هايي با شعارهاي "خواهان پيوستن ايران به كنوانسيوان جهاني منع تبعيض عليه زنان هستيم " ؛" قرداد هاي موقت و پيمانكاري كه بيشترين قربانيان آن زنان هستند بايد لغو گردد." و ... جلب توجه مي كرد.
· نوشتن نامه سرگشاده به وزير علوم ، تحقيقات و فناوري در اين نامه آمده است :
"چگونه است كه در فاصله چند ساعت بيش ا ز 500 نفر از يك دانشگاه بسيار كم جمعيت نامه اعتراض آميزي عليه معاونت دانشجويي – فرهنگي دانشگاه سهند تبريز امضاء مي كنند ولي هيچ مقام مسئولي پاسخگوي آنها نيست؟ شب را در هواي سرد و زمين سخت سا ختمان هاي دانشگاه به روزبرسانند اما رياست دانشگاه سهند براي بررسي مشكلات اين جمع حتي در بين آنها حضور نيافته است ."
شعارهاي دانشجويان در دوره هاي تحصن واعتصا ب
شعارهايي كه در طي اين مدت توسط دانشجويان داده شده است منعكس كننده خواسته هاي به حق آنها مي باشد و اين شعارها درواقع تركيدن بغض ها وانفجار حرف ها ي در گلو مانده اي است كه به دليل اختناق حاكم بر جامعه انحصارزده ما،اجازه بازگو كردن ها آنها را نه تنها از دانشجويان كه ازهمه مردم ايران زمين دريغ داشته اند،اين شعارها عبارتند از:
· ما زن و مرد جنگيم ، بجنگ تا بجنگيم .
· دانشجو مي ميرد، ذلت نمي پذيرد .
· اتحاد – مبارزه – پيروزي .
· اي عاملان سركوب ، از ظلمتان به خشميم .
· مي ايستيم ،مي خوانيم ، تا پاي جان مي مانيم .
· گر تير فتنه بارد ، جنبش ادامه دارد.
· نصرومن الله و فتح القريب ؛ واي براين مسئولين پر فريب.
· اساتيد محترم ؛ حمايت حمايت .
· دانشجوي ارشدي ،حمايت حمايت .
· زاهدي ، حسيني ، استعفا، استعفا .
· دانشگاه بيدار است ؛ از نفرت سرشار است .
· ننگ بر حراست پوشالي .
علاوه بر شعارهاي كه درتمامي طول تجمعات و تحصن و اعتصاب توسط دانشجويان داده مي شد ، بر روي پلا كاردهايي مقوايي و پارچه اي كه اكثرا براي اعلام عزداري به رنگ سياه انتخاب شده بود.اين جملات به چشم مي خورد :
· به قربانگاه دانشجويان خوش آمديد.
· 24 نفر اعتصاب غذا ،19 نفر به خاك افتاد.
· عزاي عمومي .
· حق .
· كساني كه باد مي كارند؛ طوفان درو مي كنند.
· بدانيد دانشجو زنده است و شرافت و وجدان انساني هنوز نمرده است .
· تكرارحادثه كرمانشاه ؟!
· مسئولين بي عفت تاكجا هتك حرمت؟!
· ازآينه بپرس نام نجات دهنده ات را.
جمع بندي مطالبات دانشجويان دانشگاه صنعتي سهند
مطالبات و درخواست هاي دانشجويان را كه باعث ايجاد تحصن و اعتصاب چند هفته اي در دانشگاه شد، بدين ترتيب مي توان طبقه بندي كرد:
· عدم تفكيك جنسيتي در بين دانشجويان دختر و پسر .
· اعتراض به فضاي مسموم فرهنگي دانشگاه .
· كميته انضباطي دانشگاه حق ندارد ، اسامي دختران را با عنوان بد حجاب به تابلو اعلانات نصب كند و يا آنها را به بهانه هاي واهي و طالباني به كميته انضباطي دانشگاه برده و حكم اخراج آنها را صادر كند.
· عدم تبعيض درفعاليت هاي فرهنگي ميان تشكل ها در امور منتصب به امور فرهنگي .
· بررسي مسائل و احكام كميته هاي انضباطي در كميته تجديد نظربا حضور نمايندگان منتخب دانشجويان طي هفته آينده .
· امضاي كتبي رياست دانشگاه آقاي چناقلو براي مصونيت افراد فعال در بخش هاي مختلف تحصن.
· بركناري آقاي زاهد معاونت دانشجويي و فرهنگي .
· بركناري حسيني رياست حراست.
· عذرخواهي معاونت آموزشي آقاي قاليچي از جمع سي نفره دانشجويان فعال.
اتحاد وهمبستگي فعالان جنبش دانشجوي؛ شاه كليد پيروزي
دانشگاه هاي مختلف كشور با صدور بيانيه هاي رسمي مختلف از سراسركشور حمايت خود را از فعالين جنبش دانشجويي در دانشگاه سهند اعلام كردند كه ازآن جمله مي توان به موارد زير اشاره داشت:
- دانشگاه خواجه نصير تهران .
- دانشگاه تربيت معلم تهران .
- دانشگاه شيراز .
- دانشگاه سيستان و بلوچستان .
- دانشگاه آزاد تبريز.
- دانشگاه تبريز.
- دانشگاه تربيت معلم تبريز .
- دانشگاه سمنان .
دانشگاه آزاد تبريز براي حمايت از دانشجويان متحصن سهند در تجمعي كه دوساعت به طول انجاميد. خواستار رسيدگي مسئولان به وضعيت دانشجويان دانشگاه سهند شد.
علاوه بر دانشجويان دانشگاه آزاد تبريز دانشجويان دانشگاه تبريز نيز كه به دليل بسته بودن فضاي سياسي – اجتماعي حاكم بردانشگاه نتوانستند به تجمع و يا تحصن اعتراض انگيز دست بزنند با كمك هاي مالي خود ياري و حمايت خود را از دانشجويان سهند اعلام داشتند.
درميان بيانيه هاي مختلفي كه براي حمايت ازدانشجويان دانشگاه سهند نوشته شده است بيانيه دانشجويان دانشگاه شيراز كه درتاريخ 9/2/87 به نگارش درآمده است به دليل اهميت موضوع قسمتهاي ازآن آورده مي شود:
"...همرزمان به پا خواسته اكنون كه در مبارزه اي نابرابر قد علم كرده و پرچم جنبش دانشجويي را در سهند برافراشته ايد . خود را دراين حركت آزاديخواهانه تنها ندانيد. ما
دانشجويان دانشگاه شيراز در اين مسير لحظه اي ازحمايت شما دست نخواهيم كشيد.امروز اگر فرياد آزادي خواهي و عدالت طلبي از گلوي جنبش دانشجويي به عرش رسيده ، اگر امروز با سركوب هر حركت ، نقطه اي ديگر از بدنه ي عظيم و آگاه به پا مي خيزد به اين دليل است كه صدايمان را درگلو خفه كرده اند كه راه را برگفتگو بسته اند كه بنياد گرايي را ارزش مي خوانند كه دانشجو را دردانشگاه ذبح مي كنند . فرياد مي زنيم نه ، اين بار چشم بر بي عدالتي و ظلم و فساد و فحشاء نخواهيم بست هم چنان كه دانشجويان دانشگاه شيراز چشم بر بي عداتي رفته بر شما نمي بندند.و خود رادر حركت حق طلبانه اي كه آغاز كرده ايد در كنار شما مي بيند ..."
رويكرد انحصارطلبان در برابراعتراضات دانشجويي
در پي موج جديد فشارها بر دانشجويان، حاكميت سلطه؛ به طرزي مذبوحانه تلاش مي كند تا فضاي دانشگاهها را بسته نگه دارد ومانع از اعتراضات گسترده دانشجويي در سراسر كشور شود، به همين دليل به اقدامات نخ نما شده اي چون اقدامات ذيل دست مي يازد:
· بنا به گزارشات رسيده از دانشگاه سهند تبريز هيات نظارت بر دانشگاه با اتخاذ سياست سركوب فعالين دانشجويي دراين دانشگاه انجمن اسلامي اين دانشگاه را منحل اعلام كرد.
· در هفته هاي اخير با احضاردانشجويان به كميته انضباطي ومحروم كردن برخي از دانشجويان از ترم هاي تحصيلي سعي درايجاد رعب و وحشت در بين دانشجويان كرده و مي خواهد با اين كار مانع فعاليت ديگر دانشجويان فعال و معترض شود.
· گرفتن تعهد مبني بر عدم فعاليت هاي سياسي به زور و فشار و تحميل از ديگر موانعي است كه دستگاه پوسيده حاكميت مي خواهد بر مسيرسبز جنبش دانشجويي ايجاد كند.
· سايت انجمن اسلامي دانشجويان : "كميته انضباطي دانشگاه صنعتي سهند تبريز ، حكم يك ترم تعليق از تحصيل "سيد حسين ميركريمي" نايب دبير سابق و عضو مجمع عمومي انجمن اسلامي دانشجويان را به وي ابلاغ كرد. مير كريمي در پي درج مقاله اي به قلم خود در وبلاگ شخصي اش به كميته انضباطي احضار و حكم يك ترم تعليق از تحصيل بدون احتساب در سنوات تحصيلي را دريافت كرد.
ميركريمي در وبلاگ خود به تاريخ پنج شنبه 14مهر 1384 درمقاله اي به نام "كوته نظرببين كه سخن مختصر گرفت". با اشاره به كمبود هاي دانشگاه سياست هاي اعمال شده دراين دانشگاه سهند را به باد انتقاد گرفته بود .مجمع عمومي انجمن اسلامي دانشجويان با صدور قطعنامه اي اين حكم را محكوم كرد."
· به گزارش ادوارنيوز: " پيمان انجيدني " دانشجوي دانشگاه سهند و دبيرسابق انجمن اسلامي اين دانشگاه از سوي كميته انضباطي به يك ترم محروميت ازتحصيل با احتساب درسنوات محكوم گشت.
· رياست دانشگاه سهند تبريز "آقاي چناقلو" در تهران در مصاحبه اي بدون شرم از حركت فعالان دانشجويي اين دانشگاه درمصاحبه اي به غايت كذب با روزنامه اعتماد و كارگزاران اعلام مي كند :" دراين تحصن تنها 30 نفردانشجوحضور دارند ؟! و هيچ اتفاقي نيافتاده است.وتنها هدف دانشجويان تهييج افكارعمومي مي باشد."
اودرجايي ديگردر مصاحبه مطبوعاتي خود با خبرنگاران ضمن تكذيب شايعات موجود درمورد اعتراضات دانشجويي در اين دانشگاه مي گويد: " هيچ كدام از اساتيد و كارمندان اين دانشگاه دربرخورد با دانشجويان مرتكب عمل خلافي نشده و تمامي ادعا ها دراين زمينه كذب محض است .
· موارد نابرابري جنسيتي اعمال شده بردانشجويان دختر
موارد تبعيض و نابرابري جنسيتي كه دررابطه با دختران دانشجو اعمال شده است را به ترتيب زيرمي توان دسته بندي كرد:
· هتك حرمت و تعرض جنسي نسبت به سه تن از دانشجويان دخترتوسط راننده سرويس و دو تن از مسئولين ديگر دانشگاه .
· تفكيك جنسيتي در بين دانشجويان دخترو پسر دانشگاه.
· بردن دانشجويان به اردو و بازديد هاي علمي به طور جداگانه .
· تحميل حجاب اسلام طالباني به جامعه زنان ايراني ، بويژه به دانش آموزان و دانشجويان و محدود ساختن زنان در انتخاب نوع لباس مناسب براي خود .
· برخورد تبعيض آميز اساتيد و مسئولين دانشگاه با دختران دانشجو.
· عنوان كردن اين موضوع كه با بودن دانشجويان دختر در دانشگاه امكان تشكيل كلاس هاي درسي موثر نيست.
· نصب اسامي دانشجويان دختر به تا بلوهاي اعلانات به عنوان بد حجاب ؛ گفتني است كه در اين دانشگاه اسامي دانشجويان دخترروي بردها و تابلوها ي اعلانات رسمي دانشگاه آورده مي شود و مدتها باقي مي ماند تا مشخص شود چه كساني حجاب خود را رعايت كرده اند و چه كساني نكرده اند .تا پس از آن درآمفي تئاتر دانشگاه تفهيم شوند ومورد تهديدهاي گوناگون قرار بگيرند و به كميته هاي آموزشي برده شده و سپس به دلايل آموزشي ازدانشگاه اخراج شوند.
· در جشن فارغ التحصيلي كه بنا بود تا يكي از دانشجويان دختر مجري برنامه شود رئيس دانشگاه آقاي چناقلو به دانشجوي دختر مي گويد: " درست است كه شما خانم محترمي هستيد اما اگر شما كه يك زن هستيد؛ مجري باشيد ارزش برنامه ما پايين مي آيد."تا آنكه ايشان دانشجوي مرد بسيجي را به منظور ارتقاء سطح برنامه به عنوان مجري انتخاب مي كند؟!!
· تحميل حجاب اسلام طالباني به چامعه زنان ايراني بويژه نسبت به دانشجويان و دانش آموزان و محدود كردن آنها درانتخاب نوع پوشش مناسب براي خود.
· ممانعت از خواندن شعرو آواز- كه روح زيبا و تپنده ي زندگي است.- توسط دختران دانشجو.
· سركشي بدون اجازه مسئولين خوابگاه ها به خوابگاه دانشجويان دخترو ايراد گرفتن از نوع پوشش آنها حتي درمحل استراحت وخواب آنها .
تاكنون بيانيه هاي مختلفي از سوي دانشجويان معترض صادر شده است كه متن زير چكيده بيانيه جمعي ازدانشجويان دختر دانشگاه صنعتي سهند مي باشد كه در تاريخ 2 ارديبهشت 1387 صادر كرده اند:
"...دردانشگاهي كه طرزپوشش و حجاب دختران محيط فرهنگي را به مخاطره مي اندازد به چند دانشجوي دختر تعرض مي شود!!... و ما به دليل عدم دسترسي به دليل و مدرك تهديد مي شويم.....ما در محيطي محصوريم كه درآن تعامل اجتماعي معمول بين دانشجويان اعمال منافي عفت به شمارمي رود وبه شدت محكوم مي شود ...برخورد تبعيض آميزاستادان ازافتخارات ديگراين دانشگاه است و توهين تا به جايي پيش رفت كه گفته شد با حضور دختران در كلاس حضور در كلاس امكان پذير نيست !!ِ"
اين بيانيه كه با آگاهي و درد نوشته شد ه است به گوشه ها يي از نابرابري جنسيتي اشاره مي كند كه نسبت به دختران دانشجو كه قشرفرهيخته جامعه ما را تشكيل مي دهند، اعمال مي شود و نشان مي دهد كه زنان ما چگونه در معرض خشونت هاي جنسيتي قرار مي گيرند و به دليل زن بودنشان لابد از آن مي شوند تا قرباني خشونت شده و فرهنگ پوسيده مردسالارانه حاكم را از سراجبار پذيرا باشند .
موارد ذكر شده عين تبعيض و نابرابري جنسيتي محسوب مي شود كه لازم است تا فعالان جنبش زنان نسبت به اين موضوع موضع گيري كنند وبا محكوم كردن چنين رفتارهايي به زنان فعال جامعه ما اين نويد را بدهند كه با اعتراض هاي مدني خود مي توانند محيطي ايجاد كنند كه درآن ديگرفرهنگ پدرسالارانه سايه منحوس خود را نيفكند و زنان بدون تحميل وضعيت هاي نابرابرانه به حيات بالنده خود ادامه دهند.
موارد تبعيض جنسيتي كه دررابطه با دختران دانشجو به طورمكرراعمال شده است نشان مي دهد كه تا چه اندازه در يك محيط به ظاهرعلمي ،افكار پوسيده پدرسالارانه و قيم مآبانه حاكم مي باشد و عقايد منسوخ طالباني در سرزمين مقدس ما - كه همواره فرهنگ و سطح آگاهي و درك مردم درآن به مراتب بالاتر از آراء تحميلي حاكمان خود كامه آن مي باشد.- مي خواهد در رابطه با دختران دانشجو ودر يك برآورد كلي در رابطه با زنان فرهيخته ما اعمال شود .
دشمنان خدا و خلق و آزادي ، بانيان بناي جور و ناعدالتي و استبداد با اين نوع نگرش هاي نابرابرانه جنسيتي مي خواهند، باورراستين زنان ما را نسبت به توانايي هاي خود دچار شك و ترديد سازند. ولي تحصن امروز دختران و پسران دانشجو و حمايت مردان جوان دانشجو ازدختران دانشجو نشان مي دهد كه نسل جوان و تحصيل كرده جامعه ما دررابطه با موضوع برابري كه مرزي براي مرد و زن نمي شناسد و انسان را در مرتبه اي فراجنسيتي به نظاره مي نشيند ، براي اثبات اين مهم ، روزها و بلكه هفته ها به اعتصاب غذا دست مي زند از شدت گرسنگي و خستگي چونان شقايقي برزمين مي افتد و نيزياران ديگرش به جاي او خود را به شدت و درد و مي افكنند.
ظهور چنين صحنه هايي - دردناك و رهايي بخش و آموزنده - نشان مي دهد، كه فرداي روشن رهايي - كه درآن دموكراسي نهادينه شده است و برابري جنسيتي تا سطح مطلوبي رعايت مي شود وعدالت بر سرهرسفره اي، دست سخاوت مندانه خود را گشوده است ازآن ملت بزرگ ماست؛ چرا كه اين مردم ؛ مردمي هستند كه دردوران اختناق و انجماد سرما كه زمستان درزمستان خيمه زده است، براي تنفس هواي آزاد، براي پرواز از فراز تابلوها ي عبور ممنوع دارد به طرزي منسجم و هماهنگ با ساير نيروهاي فعال اجتماعي از همه هستي خود سرمايه گذاري مي كند چون به اين باور سرخ و آفتابي رسيد ه است كه براي به دست آوردن هرعزيز گرانمايه ا ي بايد- بدون ترس از اخراج ،كميته انضباطي، زندان ، شكنجه و اعدام - در نهايت رستگاري و ايمان و توكل به خداوند ؛ تمامي هستي خود را همچون منصور بن حلاج ؛ عين القضات همداني ، نسيمي وبابك خرمدين و... فديه دهد. تا همچون آنان بتواند رد پاي طلايي از گام هاي بلند خود را برصفحات زرين تاريخ سيال بشري بگذارد .
شهنازغلامي عضوانجمن روزنامه نگاران زنان ايران (رزا)
تبريز – 29/2/87
بجای مقدمه
:... و چون روزگار دراز برآمدی این اخبار از چشم و دل مردمان دور ماندی و این تجربت تاریخ نیآموختندی و کارهای گران دوباره به خردان سپردندی و بزرگان را بکشتندی و روزگار مهمل گذاشتندی.(تاریخ بیهقی،صفحه 128-129).]