+
نوشته شده در سه شنبه 11 مرداد1390ساعت 1:47 توسط شهناز غلامی
|
از خوانندگان این متن می طلبم که با مشارکت فکری و تعاملات لازم هر یک خود را مسئول بدانیم که ازهر روش ممکن استفاده کنیم تا مانع زندانی شدن خانم سیما دیدار و همسرشان آقای علیرضا فرشی شویم و در اثر فشار افکار عمومی، دادگاه انقلاب اسلامی تبریز را ملزم سازیم که حکم یک سال حبس آنها را در دادگاه تجدید نظرتایید ننماید .
اینجانب به نوبه خود صدور چنین حکم ناعالانه را از سوی شعبه 3 دادگاه انقلاب اسلامی تبریز را کاملا سیاسی و مغرضانه دانسته و آنرا محکوم می کنم و از کارگزاران قوه قضائیه می خواهم جهت اجرای عدالت در رای صادره از طرف شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز تجدید نظر کنند.
هر چند اجرای چنین امری را از دستگاه غیرمستقلی چون قوه قضائیه با توجه به سابقه سیاه و ماهیت ننگینش - در صدور احکام اعدام ، شکنجه ،تجاوز، بویژه در طی چند ماه گذشته را بعد از کودتای انتخاباتی- کاملا بعید می دانم.
علیرغم همه این پارامترها با توجه به این واقعیت به غایت تلخ و دردآور که در صورت تایید حکم، خانم سیما دیدار و آقای علیرضا فرشی که هردو ازچهره های شناخته شده ، روشنفکر و فرهنگی در آذربایجان محسوب می شوند، مجبور خواهندشد به مدت یک سال در زندان تبریز در میان جنایتکاران، قاتلان ، معتادان، و غیره در شرایطی کاملا غیر انسانی محبوس شوند.
لذا از همه فعالان مدنی و بویژه دوستان همفکرم در جنبش زنان آذربایجان می طلبم که با رسانه ای کردن موضوع زندانی شدن خانم سیما دیدار و علیرضا فرشی با درست کردن کمپیین های امضاء، اعتراض خود را به صدور احکام ناعادلانه برای دو زوج فعال سیاسی در تبریز به صورت های مختلف نشان بدهند و اجازه ندهند تا این دو فعال مدنی و ملی که هردو از چهره های فرهیخته آذربایجان جنوبی محسوب می شوند،برای اجرای حکم در زندان تبریز مجبور به تحمل حبس یکساله باشند.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه 23 آذر1388ساعت 1:7 توسط شهناز غلامی
|
افکار عمومی در داخل و خارج ازکشورخواهان آن هستند تا ابعاد جنایات کهریزک و شهادت افرادی چون محسن روح الامینی و رامین پوراندرجانی آشکار شود و عاملان این جنایت ها به مجازات اعمال ضد انسانی خود برسند.
مردم ما با توجه به شناختی که از ماهیت جناحی و غیر مستقل قوه قضائیه در ایران دارند، بیش از این منتظر پاسخ روسای قوه مجریه و مقننه و همچنین رئیس کمیسیون امنیت ملی و اعضای کمیته ویژه بررسی حوادث پس از انتخابات وغیره نخواهند ماند و در برابر چنین حوادث دردناکی که وجدان بشری رامجروح ساخته و می سازد ساکت و منفعل نخواهند ماند و اعتراض خود را در داخل و خارج از کشور به شیوه های مختلف نشان خواهند داد . سرمداران رژیم تروریست دولتی باید بدانند که در غیاب یک روند رسیدگی شفاف و عادلانه افکار عمومی خود به کرسی خواهد نشست و به قضاوت وجدانی خود اکتفا خواهد کرد.
در یازده همین سالگرد قتل های زنجیره ای، و در کوران جنبش شکوهمند مردمی،زمان آن فرارسیده است تا خانواده های تمامی قربانیان تروریست دولتی در طی سه دهه ی گذشته ، جان باخته گان اعدام های دهه60، قتل عام سال 67، قربانیان قتل های زنجیره ای، ترورشدگان خارج از کشور، و جان باخته گان جنبش اخیر، با اتحاد و همبستگی، خیزش بزرگ دادخواهی همه داغدیدگان را ایجادنمایند و خواهان شناسایی مسئولین و مجریان این کشتار های ددمنشانه باشند.
این وظیفه همه مبارزین راه سبز رهایی و برابری است که بایدخود را در کنارخانواده های شهدا و جانباختگان راه آزادی حس کنند و مراسم و برنامه های مختلفی را در این رابطه برگزار کنند و نیز در مراسم اعتراضی که به این مناسبت ها در داخل وخارج از کشور برپا داشته میشود فعالانه شرکت کنندتا جنبش بزرگ دادخواهی امروز بزرگتر و فراگیر تر از دیروز باشد. باید از تمامی فعالین حقوق بشر خواست تا این پرونده ها را به نهادهای بین المللی و سازمان های حقوق بشری بفرستند و خواهان گشوده شدن پرونده رهبران رژیم تروریست دولتی ایران به عنوان متجاوزین حقوق بشر و جنایت علیه بشریت باشند.
کسانی که به راه قاتلان و شکنجه گران فروهرها و پوینده و مختاری رفتند و زندان ها را رنگ شکنجه و مرگ زدند، و رامین پور اندرجانی، پزشک جوانی راکه نخواست شریک جنایت آنها شود و برحقیقت سرپوش بگذارد؛ خودکشی کردند. باید بدانند که ما خود را در کنار خانواده های داغدیده، از هر عقیده و مرامی، وابسته به هر جریان سیاسی و اجتماعی می دانیم و خود را نه تنها در اندوه و حرمان آنها شریک که عضویی از این خانواده بزرگ می دانیم.و در یازدهمین سالگرد قتل های زنجیره ای، در برابر تمامی شهیدان راه آزای و برابری سوگند یاد می کنیم و با آنان پیمان می بندیم که تا تحقق یافتن آرمان های آزدایخواهانه و انسانی مان از مبارزه و تلاش مستمر و آگاهانه از پای نخواهیم نشست .
هرچند شهادت رامین اندرجانی برای خانواده و دوستانش ضایعه ای تلخ و دردناک محسوب می شود و شهرمادری ام تبریز، برای از دست دادن چنین فرزند شایسته ای در غم و حرمان بی کران خواهد ماند ولی بدو ن شک ، شهادت چنین انسان آزاده ای که حاضر نشد تا در قتل و شکنجه و تجاوز علیه زندانیان کهریزک با شکنجه گران و بازجویان و نیروهای داخل حاکمیت سهیم شود،برای همه آزادیخواهان و برابری طلبان جهان تجربه ای گرانسنگ و ارزشمند محسوب می شود که می تواند مبارزین جنبش آزادیخواهی و دموکراسی را در رسیدن به اهداف بزرگ و انسانی اشان یاری رساند.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 16:4 توسط شهناز غلامی
|
امسال فرزندان سرزمین آذربایجان همچون فرزندان دیگر ملل در ایران در وضعیتی سال تحصیلی را شروع خواهند کرد که تمامی مردم این کشور در صفحات زرین تاریخ ارگانیک حیات سیاسی – اجتماعی خود شاهد اعتراضات توده ای توسط جنبش های دموکراتیک و مردمی هستند .
امروز دانش آموزان با دفاع از آرمانهای مدنی و ملی خویش تلاش خواهندکرد تا علاوه بر مطالبات همگانی و سرتاسری که در سطحی به گستره همه ایران توسعه یافته است ،خواهان درخواست های ملی خود نیز باشند و با حفظ زبان و فرهنگ وتاریخ خود انزجار خود را از تحصیل به زبان استعماری فارسی ابراز دارند و خواهان تحصیل به زبان مادری خود باشند.
هر چند در نتیجه ایجاد فضای امنیتی و پلیسی حاکم در کشور، سران حاکمیت سیاه استبداد دینی در کشور بتوانند چند صباحي به حاكميت مستبدانه خود ادامه دهند. اما سرانجام اينهمه جرقه هاي به زير خاكستر خفته - چنانکه در طی ماه های اخیر دیدیم و می بینیم ._به آتش قهر مردم تبديل خواهد شد و بناي تماميت خواهي و انحصارگري و ريا و تزوير دشمنان آزادي و برابري و دموکراسی را در خود خواهد سوزاند.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه 6 مهر1388ساعت 0:0 توسط شهناز غلامی
|

بدون شک تجاوز جنسی در زندانهای ايران موضوعی قطعی است، آنچه امروز تحت عنوان تجاوز و یا تعرض جنسی عنوان می شود واقعیتی تلخ و دردناک می باشد که حدود سه دهه است که در سایه بربریت رژیم ضد بشری اسلامی اتقاق میافتد زندان های کهریزک ،اوین ، گوهر دشت ، قزل حصار و نیز زندان های مناطق آذربایجان ، کردستان و تمام زندان های دیگر ایران چه در گذشته و چه اکنون شاهد تجاوز به زنان و مردان زندانی بوده و می باشد و افکار عمومی در برخی از خاطرات زندانیان آزاد شده در 3 دهه گذشته از آن آگاه هستند.
این سوال که امروز از سوی رسانه ها و نهادهای حقوق بشری و فعالان سیاسی و حتی مردم عادی در رابطه با صحت یا عدم صحت موضوع تجاوز جنسی به زندانیها در زندانهای رژیم در سطحی گسترده مطرح شده است ، نشان دهنده عمق این جراحت مزمن و چرکین است. که باعث ایجاد فضای عفونی در جامعه شده است . امروز بعد از گذر پر درد سال های پر از اختناق و سرکوب که این موضوع به عنوان یک تابو مطرح می شد. با توجه به سیر تزایدی دستگیری ها و روند به رشد آمار کسانی که در زندان ها و بازداشتگاه ها مورد انواع شکنجه ها ی بدنی ، روحی و جنسی قرار گرفته اند و می گیرند، باعث شده است تا موضوع تجاوز جنسی به زندانیان مورد توجه و اعتراض توده مردمی قرار گیرد.
تجاوز جنسی نسبت به زنان
امروز زنانی که خواهان ایجاد تغییرات بنیادی در وضعیت توهین آمیز کنونی هستند و به همین دلیل ساده و مبرهن نیز وارد حوزه عمومی شده اند و با آگاهی جنسیتی و نیز با سایر مطالبات دموکراتیک وارد جریانات سیاسی می شوند. این زنان و دختران جوان به جرم برابری طلبی و آزادیخواهی زیر چنگال های کثیف لاشخوران مزدور رژیم ضد انسانی مورد شکنجه های جسمی و روحی و نیز از همه فاجعه انگیزتر تحت تجاوز جنسی فردی و یا حتی گروهی قرار می گیرند.
به طوری که می توان با قاطعیت اعلام داشت که رژیم فاشیست اسلامی در ایران در زمینه گسترش و تعمیق فرهنگ جنسيتي سرکوبگرانه سنگ تمام گذاشته است. این رژیم خودکامه با انحصار ثروت ، قدرت و نیز با بستر سازی هدایت شده ، حیطه های مختلف فرهنگی و مدیاهای کنترل شده اش بر آن شده است تا فرهنگ پدر سالارانه و قیم مآبانه اش را در مورد زنان اشاعه دهد و بدین وسیله تکمیل کننده سناریوی فرو دستی و نابرابری علیه زنان جامعه باشد.
رزیم در مقابله با این گونه رفتارهای اعتراضی سعی می کند تا با کینه اهریمنی و نفرت بی پایان خود ازمعترضان سیاسی با شکنجه های روحی و جسمی و تفکر تجاوز جنسی ، قوانین متحجرانه اسلامی را بر آنان تحمیل کند.استفاده از چنین ابزاری برای سرکوب زنان و برجسته کردن نمادهای تبعیض آمیز ، منعکس کننده مناسبات حاکم بر زنان در طول عمر ننگین این رژیم فاشیستی بوده و است .
کلیه قوانین و به اصطلاح نظام حقوقی این رژیم در طی سی سال گذشته براساس نگرش جنسیتی و به طرزی نابرابرانه تصویب شده است در چنین وضعیت نابرابری زنان به عنوان کالای بی ارزش و فاقد ماهیت انسانی شمرده می شوند که گویی تنها برای ارائه خدمات جنسی به مردان ، پا به این هستی پر رمز و راز گذاشته اند.
وجود قوانینی چون حجاب، سنگسار ، تعدد زوجات ، متعه ، دیه ، سن تکلیف، عدم حق طلاق ،حضانت از فرزندان پسر و دختر ، حق ارث ، و موضوع نابرابرانه تفکیک جنسیتی در مراکز آموزشی همچون مدارس و دانشگاه ها و نیز عدم رعایت حق اشتغال و غیره همه وهمه نشان دهنده این موضوع می باشد که جوهر همه این قوانین از فرهنگ و نگرشی حکایت می کند که زن را به مثابه شئی جنسی و شهروند درجه دو در نظر گرفته است و می گیرد.
شکنجه گران همه از عناصر و مهره های فاقد احساسات و عواطف ابتدایی انسانی هستند که به مثابه ابزاری بی اراده و فاقد شعور بشری در دست گروهی روحانیون قشری و دگم قرار گرفته اند. این شکنجه گران تحت عنوان پاسدار و بسیج و بازجو در زندان ها به زنان محروم و فاقد هرگونه قدرت دفاعی تعرض جنسی می کنند.
علی رغم آنکه در دههی اول حاکمیت سلطه نیز به ظاهر فضای انقلابی وجود داشت اما بنا به وجود دلایل و شواهد متقن و مستندات دیگر موضوع تجاوز جنسی تحت عناوین مختلفی در زندان های رژیم خودکامه مذهبی وجود داشت. و این بیماری رفته رفته با بالاتر رفتن فساد درهمه جوانب و زوایای رژیم از شدت بیشتری برخوردار گردیده است.
در بسیاری از موارد دست اندرکاران رژیم در نهایت نیرنگ و فرومایگی بر آن شدند تا به موضوع تجاوز جنسی به زندانیان ، جنبه شرعی و به اصطلاح قانونی بدهند،بویژه در دهه 60 شکنجه گران و متجاوزان جنسی به دختران نوجوانی که در زندان بودند و بنا بود تا روز بعدش اعدام شوند با استناد به این روایت که گفته شده است زنان باکره به بهشت می روند. برای انجام امر صوابی چون به بهشت نفرستادن این دخترانی که جزئ نیرو های مبارز و انقلابی بودند و تعداد کثیری از آنها در گروه ها و احزاب سیاسی عضویت داشتند. این افراد از سوی شکنجه گران زندان ها با انجام یک عقد و صیغه موقت مورد تعرض جنسی قرار می گرفتند.و اینگونه بود که شکنجه گران و دژخیمان رژیم بر مبنای چنین ایدئولوژی شرعی خود را مجاز می دیدند که به چنین اعمال زبونانه ای دست بزند. تجاوز به زنان زندانی سیاسی یک شیوه معمول در دوران حاکیمت سیاه ارتجاع محسوب میشود این موضوع از ابتدای موجودبت منحوس رژیم وجود داشته و دارد.
چنانکه گالیندوپل، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل که برای رسیدگی به موارد نقض حقوق بشر در ایران تعیین شده بود، در گزارش خود تایید کرد: "زنان باکره محکوم به مرگ، اجبارا به نکاح یک مرد در می آیند و قبل از اجرای حکم اعدام از آنها ازاله بکارت می شود. در این رابطه نماینده ویژه مایل است تاکید کند که گزارشگر ویژه کمیسیون ، تجاوز را نوعی شکنجه محسوب می کند."
با این همه، قدر مسلم می دانیم که در زندانهای سیاسی دهه 60، مساله تجاوز به زنان، به اندازه ای رایج بوده است که آقای منتظری، قائم مقام رهبری وقت، در نامه 17 مهر 65 به آقای خمینی بنویسد:
"آيا ميدانيد در بعضي زندانهاي جمهوري اسلامي دختران جوان را به زور تصرف كردند؟ آيا ميدانيد هنگام بازجوئي دختران استعمال الفاظ ركيك ناموسي رائج است ؟..."
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه 10 شهریور1388ساعت 5:10 توسط شهناز غلامی
|
«Məni o qədər döymüşdülər, 3 ay
özümə gələ bilmirdim»
Şahnaz Qulami
09.08.2009
İranda Kəhrizək həbsxanasının heç bir standarta cavab vermədiyi üçün bağlanılması haqqında qərar qəbul olunub. Ölkədə keçirilən prezident seçkilərinə etiraz aksiyalarında tutulanlar məhz bu həbsxanada saxlanırdılar və onların arasında naməlum şəraitdə ölənlər var.
İranda 5 il həbsdə olmuş İran Azərbaycanlısı, hüquq müdafiəçisi və Qadın Jurnalistlər İcmasının üzvü xanım Şəhnaz Qulami «Azadlıq» radiosuna müsahibəsində İran həbsxanasındakı işgəncə faktlarından danışır.
- İranda müxalifətdən olan sabiq rəsmilərin bəzisinin etirafları İran telekanallarından yayılır. Eyni zamanda müxalifət iddia edir ki, etiraflar işgəncə altında alınıb və həbsxanalarda naməlum şəraitdə ölənləri sübut kimi göstərirlər. Sizin bu məsələyə münasibətiniz necədir?
- Mən həbsxana və təcridxanalarda öz gözümlə gördüyüm vəziyyəti danışmaq istəyirəm. İşgəncə vasitəsilə etiraflar adi haldır. Mənim özümə də işgəncə və hədələmə vasitəsilə təcridxanada təzyiqlər olunub. Yeddi dəfə müxtəlif məhkəmələrə çağırılmışam və beş il həbs cəzası çəkmişəm.
-Nə ünün məhkəmələrə çağırıldınız?
-Mən jurnalist idim və peşə borcum olaraq, ictimaiyyətdə gördüklərimi yazırdım. İnsan haqları ilə bağlı başqa dostlarımla birlikdə hadisələri şəffaflaşdırmaq üçün çalışmışıq. Buna görə, dəfələrlə Ettelaat (Təhlükəsizlik Nazirliyi) və Məhkəmə çağırılıb, həbs olunmuşam. 1989-cu ildə beş nəfər həmkarımla Təbrizdə Ettelaat tərəfindən tutulduq və hamımıza 8 il həbs verdilər ki, onun 5 ilini həbsxanada keçirdik və sonra azadlığa buraxıldıq.
-Həbsxananın şəraiti necə idi? Orada qanunvericiliyə uyğun olaraq məhbusların hüquqlarına rmayət olunurdumu?
-İki kamera idi, bir də balaca həyət. Qışda kameraları qızdırmağa, yayda isə sərin saxlamağa heç bir imkan yaradılmamışdı. Bizə hətta vəkil tutmağa da icazə vermədilər, nə də QHT-lər və İnsan Haqları ilə bağlı işləyən təşkilatlarla görüşməyimizə imkan yaratmadılar. Beş il, eləcə qaldıq. Hətta, yadımdadır ki, BMT nümayəndələri həbsxanaya gəlmişdi. Buna görə ki, onlara bildirməsinlər ki həbsxanada siyasi məhbus var, bizi ümumi korpusa köçdürdülər, BMT nümayəndələri gedəndən sonra, beşimizi də həmən kameralara qaytardılar. İndi, məhbuslara bəzən çox sərt şərait tətbiq olunmur, çünki, biz bu haqda yazıb, danışıb və xalqa məlumat verdik. Lakin, o zaman, çox dəhşətli illər idi. Biz elə zaman tutulduq ki, ondan altı ay qabaq bir xeyli siyasi məhbusları edam etmişdilər.
-Həbsdən sonra normal yaşayışa qayıda bildinizmi?
-Mən tutulanda universitet tələbəsi idim, həbsdən sonra, universitetə qayıtdım, amma, mənə təhsilin davamına icazə vermədilər. Beş il həbsdən sonra, azadlığa elə belə çıxmadıq. Bizim azadlığımız üçün məhkəməyə sənəd girov qoyuldu və şərti azad olduq. Hər 15 gündən bir Ettelaata gedib, özümüzü təqdim etməli idik. Dostlarımız bizdən çəkinmək məcburiyyətində idi. Dostlarımız parklarda, xiyabanlarda başları ilə bizə salam verməyə belə qorxurdular. Üç il belə yaşadıq.
-Qayıdaq, birinci suala. Siz həbsxanada fiziki və mənəvi işgəncələrin olunması haqda nə düşünürsünüz?
-Yadınızda olsa, 2006-cı ilin may ayında İran qəzetində türkləri «tarakana» bənzətmişdilər və Təbrizdə böyük aksiyalar həyata keçirildi. O zaman mən «Hadisələrə şəffaflıq» ünvanında bir məqalə yazdım. O zaman bir hətftə, hər gün Ettelaata aparıldım. Bu hadisənin ildönümündə isə, dostlarımızla aksiyada tutulduq və bizə 6 ay həbs verdilər. Məni o qədər döymüşdülər, başıma elə çırpılar ki, 3 ay dostlarım məni həbsxanalarda gəzdirirdi və özümə gələ bilmirdim. İki ay sonra evimə tökülüb, anamın, uşağımın yanında məni döyə-döyə apardılar 23 gün həbsdə saxladılar və sonra sənəd girov qoymaqla azadlığa buraxıldım.
-Siz dostlarınızın naməlum şəraitdə ölmələri haqda dəfələrlə məqalə yazmısınız. O hadisələrdə daha kimlər öldü?
-Birisi milli fəal Qadir Sədiqi idi. Polis bilərəkdən onun başına zərbə ilə vurmuşdu. Cənazənin başında canlı xəbəri yaydım və sonra yenə də məhkəməyə verildim. Sonra məşhur milli fəal mühəndis Əmaninin Sepahın avtomobil qəzasında öldürülməsi barədə mətbuatda məsələ qaldırdım. İşgəncədən söhbət getmişkən qoy bunu da deyim. Milli fəal Möhsün Fərhadini həmən «tarakan» hadisələrində dostlarının yanında tutub, 27 gün o qədər işgəncə etmişdilər ki, keçinmişdi. Sonra hakimiyyət rəsmiləri onun cənazəsini Təbrizin «Elgölü» adına gölünə atmışdılar. Hadi Şəfəq adlı dostum var idi, barmaqlarını sındırmışdılar, yaxud, Elyaz Yekanlıya elektrik şok vermişdilər, Həmid Valainin isə qollarını sındırmışdılar və s. belə hadisələr saymaqla qurtarmır.
+
نوشته شده در سه شنبه 10 شهریور1388ساعت 3:56 توسط شهناز غلامی
|

امروز بعد از گذر سه دهه خدمت و مزدوری نسبت به رژیم فاشیستی و شوونیست حاکم در ا یران ، نقشی که میر حسین موسوی و طرفدارانش - اعم از شورای ملی -مذهبی ها ، جبهه ملی ، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ،حزب زنان انقلاب اسلامی،کارگزاران سازندگی ،نهضت به اصطلاح آزادی ، جنبش مسلمانان مبارز ، جبهه مشارکت اسلامی ، حزب اعتماد ملی و در کل؛ دومی خردادی های دیروزی و جنبش سبز ی های امروزی - برای ماندگاری رژیم مافیایی تا سرا پا در منجلاب فساد و تباهی غرق ، ایفاء کرده اند و می کنند ،در خور تامل است.
آنان بنا به منافع مشترکی که به منظور چپاول و غارت عمومی با هم دارند. همه در یک تصمیم اهریمنی و ضد مردمی بر آن شده اند تا با هر ابزار نامشروعی که هست، تمامیت رژیم ور شکسته و در آستانه سقوط را - تنها با تعویض احمدی نژاد که در واقع همچون خود آنها از نیروهای داخل حاکمیت و خودی محسوب می شود و صرفا با جناح دیگر از حاکمیت مافیای اسلامی؛ اختلافات درون گروهی دارد.- حفظ کنند. چنانکه این مسئله در بیانیه هایی که از سوی دفتر آقای میر حسین موسوی صادر شده است به روشنی دیده می شود.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه 13 مرداد1388ساعت 4:46 توسط شهناز غلامی
|
دیگر نمی توان به چنین سیل خروشان مردمی-که در اوج قله غرور و افتخار می روند تا در قرن 21 زندگی شایسته خود را بسازند و انسانیت را به سرزمین سوخته از ستم، ستم کاران برگردانند و به همه دنیا ثابت کنند که جهان بهتری نیز ممکن است.- فرمان ایست داد .
مردم ما دیگر "نه"گفتن در یک تجربه مشترک را آموخته اند. امروز همه شهروندان ایرانی به یک آواز ، به یک فریاد بلند رهایی بدل شده اند و با حضور آگاهانه شان در اعتراضات توده ای ، مرگ سیاهی ، مرگ خائنان و شکنجه گران ، مرگ مزدوران و تمامیت خواهان را بی صبرانه انتظار می کشند. چرا که آنان می دانند صداها نمرده اند و ستارگان به خون نشسته لحظه ای از درخشش باز نخواهند ماند.
امروز ملت ما با دلی از خزر آبی تر و با چشمانی خیس تر و سر سبزتر از جنگل های ارسباران ؛ از آن همه گلوله های سربی آتشین که بر سینه عزیزان ما گل سرخ کاشته اند و می کارند به موجودیتی اسطوره ای و شکست ناپذیر تبدیل شده است که همچون کابوسی دهشتناکی خواب خوش و راحت را از چشمان نا بینای سردمداران رژیم دمنش مذهبی ربوده اند.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه 25 تیر1388ساعت 3:50 توسط شهناز غلامی
|
تلاش مافیای قدرت برای مصادره جنبش دموکراسی خواهی در ایران
با قدری دقت به داده های کانال های تلویزیونی در خارج از کشور و نیز با توجه به بازتاب اخبار مربوط به حوادث اخیر در ایران که از طریق رسانه ها و سایت ها و خبرگزاری ها منعکس می شوند، نیز با در نظر گرفتن رفتارهای سیاسی سازمان دهندگان جنبش اصلاحات در داخل و خارج از کشور به سادگی می توان متوجه این قضیه شد که اخلاف انقلاب اسلامی همچون اسلاف خود درسال 1357 با هم ، هم قسم شده اند که همه جنبش ها کارگری ،زنان ، دانشجویی و هویت خواهانه را به نفع خود مصادره نمایند .
آنان هرچند با رقبای سیاسی خود اختلافات اساسی و جدی دارند ولی با توجه ودقت در عملکرد آنان، متوجه می شویم که آنان به طرزی تعمدانه و کاملا سازماندهی شده بر آن هستند تا تمامی جنبش های مدنی را تا حدود زیادی اسلامیزه و فارسیزه نمایند و در عین حال برای ماندگاری حاکمیت اسلامی در کشور - که همه خود را از منسوبین ناب و به حق آن می دانند.- تا آنجایی که می توانند از جنبش دموکراسی خواهی ملت ایران برای رسیدن به این هدف منحوس و ضد انسانی هزینه نمایند.
مثال های زیر نمونه بارزی از رفتار های کاملا ریاکارانه و یک بام و دو هوای آنها محسوب می شود:
· درخواست ازمردم برای بلند کردن صدای الله اکبر بر پشت بام ها در تاریکی شب که تقلیدی ناشیانه و کور از آقای خمینی در انقلاب مصادره شده سال 1357 می باشد.
· اعلان تحصن در محل دفن آقای خمینی از سوی آقای میرحسین موسوی .
· دادن شعار " یا حسین ؛ میر حسین " از سوی هواداران جنبش به اصطلاح اصلاحات .
· عنوان کردن رنگ سبزکه علامت انتصاب آقای موسوی به خاندان نبوی است و مطرح کردن رنگ سبز به عنوان رنگ تغییر و اصلاح به جای سایر رنگ ها یی که در همه جای دنیا نشان دهنده علاقه مندی مردم به انقلاب زرد یا مخملی ا ست برای براندازی رژیم های توتالیتر.
· با توجه به این نکته بسیار اساسی ؛ کسانی که امروز داعیه دار رهبری مردم در داخل کشور شده اند همه آنها بدون استثنا از طیف ارتجاع گرفته تا جناح اصلاح طلب اعم از آقایان کروبی ، هاشمی ، ناطق نوری ، موسوی و غیره همه و همه از شاگردان آقای خمینی اند که پایه های دیکتاتوری دینی را نه تنها درایران بلکه در بین تروریسم های اسلامی نیز رادیکالیزه کرد.
در وضعیت بوجود آمده حاضر، چنین به نظر می رسد که نیروهای اصیل و مردمی اپوزسیون که دغدغه های انسان دوستانه دارند و رعایت حقوق شهروندی را به عنوان ابتدایی ترین اصل حقوق بشر مورد مطالبه قرارمی دهند و قلبشان برای آزادی می تپد. جدای از اینکه چه تفکری را داشته باشند، لازم است تا ضمن رسیدن به یک همگرایی سازماندهی شده و موثر؛ درفضای پر تنش و غیرشفاف فعلی به نفع هیچ جریانی اعم از جنبش به اصطلاح اصلاحات و یا جناح احمدی نژاد وارد جریانات نشوند و اجازه ندهند تا هیج گروه تمامیت خواهی از آنان به عنوان ابزاری برای رسیدن به مطالبات تمامیت خواهانه بهره برداری کند.
علاوه بر آن" ملت بزرگ آذربایجان" نیز در شرایطی که شتاب اتفاقات ، سیر تحولات اخیر را از بستر قابل پیش بینی و بررسی تا حدود زیادی منحرف کرده است و روند اعتراضات توده ای را به طرزی غیر قابل کنترلی در آورده است. نباید به هیچ عنوان وارد این بازی شوم سیاسی که شیفته گان قدرت برای رسیدن به خود کامگی خود آن را بوجود آورده اند ،بشوند. و در عین حال اجازه ندهند تا کسانی که یک عمر سابقه منحوس سرکوب ، زندان ، شکنجه ، حذف مخالفان سیاسی ، سانسور، دستگیری مبارزین و آزادیخواهان و غیره را درکارنامه سیاه حیات ننگین خود دارند ، بتوانند مانع رسیدن ما به اهداف و ایده های آزادیخواهانه وبرابری طلبانه و هویت طلبانه مان گردند.چرا که به خصوص طی یک دهه گذشته فرزندان قهرمان این سرزمین اسطوره ای از تمامی هستی خود برای طرح مطالبات ملی و مدنی خود هزینه کرده اند و می کنند.
Shahnaz gholami
2009/7/10
+
نوشته شده در دوشنبه 22 تیر1388ساعت 3:52 توسط شهناز غلامی
|

"ریاست جمهوری احمدی نژاد یا فاجعه بزرگ انسانی"
آقای احمدی نژاد باید متوجه این نکته اساسی باشد که مردم حاکمیت دروغ و استبداد را تحمل نخواهند کرد.نتیجه انتخابات اخیر که از طرف فعالان و صاحب نظران سیاسی عنوان کودتای نرم ،انتخابات مهندسی شده، کودتای از پیش طراحی شده را به خود گرفته است. در واقع توهین رژیم شوونیست اسلامی به شعور تک تک شهروندان ایرانی محسوب می شود.تقلبات گسترده در انتخابات ، نشان دهنده فساد سیاسی عمیقی است که از طرف جناح ارتجاع داخل حاکمیت صورت گرفته است.
ادامه ریاست جمهوری احمدی نژاد به مثابه یک فاجعه بزرگ انسانی برای همه دنیاست به طوریکه گفته می شود جامعه جهانی در صورت ادامه ریاست احمدی نژاد مجبور خواهد شد تا برای یک دوره چهار ساله دیگر خودش را برای برخورد با تروریسم آماده کند.
کاندیداهای ریاست جمهوری که رقبای آقای احمدی نژاد محسوب می شوند، بر این باور هستند که در انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران تقلبات انتخاباتی یا کودتای انتخاباتی صورت گرفته است،بر اساس قوانین مصرح در قانون اساسی ایران، از آن نظر که حکومت فعلی در ایران یک حکومت ولایی و هدایی است و نفوذ عمل آیت الله ها در این حکومت بسیار گسترده است. کاندیدا های دیگر لازم است تا شکایات خود را از طریق شورای نگهبان که ناظر بر انتخابات است و آقای خامنه ای که شخص اول مملکت در ایران می باشد،تعقیب وپی گیری کنند. این در حالی است که رهبریت که- بر اساس قوانین پر از تناقض و ضد بشری ایران – باید یک فرد فراجناحی باشد. در حال حاضر به طرزی مستقیم و آشکار از شخص احمدی نژاد به عنوان عامل اجرایی خودش، جانبداری می کند. با وجود چنین وضعیتی رقبای آقای احمدی نژاد، خواه نا خواه مجبور هستند تا شکایت خود را به کسی رجوع دهند (آقای خامنه ای ) که خود ایشان در مظان اتهام هستند.این تنها رهبر است که می تواند بر اساس اختیارات بی چون و چرایی که به وی سپرده شده است روال این قضیه را تغییر بدهد.چرا که در کشور ایران حرف اول و آخر را رهبر می زند و موضع گیری او فصل الخطاب محسوب می شود:
بر اساس اصل 110 قانون اساسی وظایف و اختیارات رهبری بدین ترتیب می باشد:
1. تعيين سياستهاي كلي نظام جمهوري اسلامي ايران پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت نظام.
2. نظارت بر حسن اجراي سياستهاي كلي نظام.
3. فرمان همه پرسي.
4. فرماندهي كل نيروهاي مسلح.
۵. اعلان جنگ و صلح و بسيج نيروها.
6. نصب و عزل و قبول استعفاء:
الف: فقهاي شوراي نگهبان.
ب: عاليترين مقام قوهي قضاييه.
ج: رييس سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران.
د: رييس ستاد مشترك.
ه: فرماندهي كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي.
و: فرماندهان عالي نيروهاي نظامي و انتظامي.
7. حل اختلاف و تنظيم روابط قواي سهگانه.
8. حل معضلات نظام كه از طرق عادي قابل حل نيست، از طريق مجمع تشخيص مصلحت نظام.
9. امضا حكم رياست جمهوري پس از انتخاب مردم صلاحيت داوطلبان رياست جمهوري از جهت دارا بودن شرايطي كه در اين قانون ميآيد، بايد قبل از انتخابات به تاييد شوراي نگهبان و در دوره اول به تاييد رهبري برسد.
10. عزل رييس جمهور با در نظر گرفتن مصالح كشور پس از حكم ديوان عالي كشور به تخلف وي از وظايف قانوني، يا راي مجلس شوراي
اسلامي به عدم كفايت وي
11. عفو يا تخفيف مجازات محكومين درحدود موازين اسلامي پس از پيشنهاد رييس قوهي قضاييه.
رهبر ميتواند بعضي از وظايف و اختيارات خود را به شخص ديگري تفويض كند.
با توجه به موضوعات ذکر شده ،امروز زمان آن فرا رسیده است تا همزمان با طرح موضوع ریاست جمهوری در ایران ؛ موضوع رهبری و نیز سایر نهادهای انتصابی دیگر چون شورای نگهبان ، نظارت استصوابی ؛ مجلس خبرگان و غیره در مرکز مطالبات مردمی قرار گیرد و از طرف شهروندان و بویژه حقوق دانان ، ابطال این قوانین ضد دموکراتیک مورد درخواست عمومی قرار گیرد.چرا که با وجود چنین نهادهایی انحصار گرایانه و تمامیت خواهانه ای هرگز ملل زندانی در ایران ، نخواهند توانست تا به توسعه و دموکراسی به معنای واقعی کلمه دست یابند.
Shahnaz gholami
2009/7/10
+
نوشته شده در دوشنبه 22 تیر1388ساعت 3:44 توسط شهناز غلامی
|
رویکرد جنبش ملی آذربایجان جنوبی به جنگ قدرت در ایران

ما با اصل تحول و تغییرات بنیادین موافق هستیم اما در این پروسه تغییروتحول به دنبال جایگاه حقوق ملی خود نیز می باشیم. این در حالی است که اگر هر گونه تحولی به دنبال انکار و در سایه قرار دادن حقوق ملی ما باشد ، همراهی نخواهیم کرد. تعریف ما از تحول در ایران با تعاریف موجود فرق ماهوی دارد.
ما باتحول در ایران که بر مبنای آزادی باشد، موافق هستیم اما تعریف ما از آزادی در ایران نیز مبتنی بر منافع ملی ملل زندانی درآن می باشد .لازم به توضیح است که تعریف اپوزسیون تشکیلات های سرتاسری سانترالیستی (مرکزگرا ) بر مبنای عنصری مجهول یعنی دموکراسی وآزادی سیاسی مرکزگرا بنا نهاده شده است .
ما بر این نظریم که آزادی پایدار در ایران ، با احترام وبه رسمیت شناخته شدن دیگر ملتها دوام خواهد داشت در غیر این صورت آزادی سیاسی درچارچوبه دموکراسی مرکزگرا درایران بار دیگر اساس آزادی را زیر سوال خواهد برد. ما ملت آذربایجان جنوبی تعریف مدرنتری از حقوق انسان ها وآزادی داریم.
تجربه سه حکومت یعنی رضا شاه ، محمد رضاشاه وحاکمیت اسلامی نشان داده است که آزادی در معنای حقوقی کلمه در ایران نه با فارسیزه ونه با اسلامیزه کردن ره به جایی نبرده ونخواهد برد واز این منظر است که ما ملت آذربایجان جنوبی مدعی هستیم که تعریف اساسی تر ومدرن تری از آزادی می توانیم ارائه بدهیم که کف مطالبات آن فدرالیسم وسقف مطالبات آن تعیین حق سرنوشت ملی توسط ملل زندانی در ایران شوونیسم زده می باشد.
از نظرما تمامی چهار کاندیدای ریاست جمهوری دوره دهم بر خاسته از بطن رژیم شوونیسم بوده و در جنایات رژیم سهیم بوده اند و در اعدام های دهه شصت شرکت داشته و در سرکوب تمامی جنبش های هویت خواه در آذربایجان جنوبی ،کردستان ،سیستان و بلوچستان ، اهواز و خوزستان و غیره به طرزی مستقیم و یا غیر مستقیم شرکت داشته اند . ما تحت تاثیر ستم ملی که در هشتاد سال گذشته بر ما روا داشته شده است . به این قناعت رسیده ایم که در تمامی تحولات سیاسی ،منافع ملی خود را در مرکز تصمیمات خود قرار داده و موضوعات را از این منظر مورد نقد و بررسی قرار دهیم .
در مورد انتخابات و نتیجه انتخابات دور دهم ریاست جمهوری ما بر این نظر هستیم که طرفداران مرکزگرای جنبش اصلاحات می خواهند به بهانه حمایت از جنبش به اصطلاح اصلاحات ، جنبش های هویت طلبانه و ملی را دور زده و جنبش های هویت خواهانه را تحت کنترل خود در آورند و جنبش های جوان ملت های تحت ستم را در نطفه خفه نمایند و مانع رشد و بالندگی آنها شوند.
+
نوشته شده در دوشنبه 22 تیر1388ساعت 3:38 توسط شهناز غلامی
|
انتقال شهنازغلامی، فعال هویت طلب آذربایجانی به زندان تبریز

میللی حرکت جمعه ۱ آذر ۱۳۸۷:
شهناز غلامی فعال حرکت ملی آذربایجان و وب نگار مدافع حقوق زنان که روز یکشنبه 19/8/87 در خانه خود در تبریز بازداشت شده بود به زندان تبریز منتقل گردیده است
به گفته فعالان حرکت ملی آذربایجان در تبریز بر اساس خبری که این فعالین از داخل زندان کسب نموده اند خانم غلامی از روزشنبه 25/8/87 از بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز به بند زنان زندان تبریز منتقل شده است
گفتنی است، شهناز غلامی مدیر وبلاگ آذر زن و عضو انجمن خبرنگاران زن (رزا) از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۳۷۳ به مدت ۵ سال به دلیل فعالیت های سیاسی در زندان تبریز محبوس بوده و نیز در مرداد سال ۱۳۸۶ به مدت تقریباً یک ماه به دلیل شرکت در مراسم یک خرداد، اولین سالگرد تظاهرات اعتراض آمیز خرداد شهرهای آذربایجان در سال ۸۵ دستگیر و زندانی شده بود.
چند روز پیش سازمان گزارشگران بدون مرز به بازداشت این وب نگار در زمینه حقوق زنان و حقوق ترکها اعتراض کرده بود.
ملی حرکت
+
نوشته شده در سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 23:28 توسط شهناز غلامی
|
By iranfederal

“شهناز غلامی” روزنامه نگار و فعال حقوق زنان، شب روز یکشنبه ۱۹ آبان در منزل شخصی خود توسط ماموران امنیتی دستگیر شده و تا کنون اجازه برقراری هیچ گونه تماسی با وکیل و خانواده اش را نداشته است.
نیروهای امنیتی هنگام بازداشت ضمن تفتیش خانه، کتابها و دفترچه ی یادداشتهای شخصی وی را نیز با خود بردند.
گفتنی است، شهناز غلامی مدیر وبلاگ آذر زن و عضو انجمن خبرنگاران زن (رزا) از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۳۷۳ به مدت ۵ سال به دلیل فعالیت های سیاسی در زندان تبریز محبوس بوده و نیز در مرداد سال ۱۳۸۶ به مدت تقریباً یک ماه به دلیل شرکت در مراسم یک خرداد، اولین سالگرد تظاهرات اعتراض آمیز خرداد شهرهای آذربایجان در سال ۸۵ دستگیر و زندانی شده بود.
ابران فدرال
+
نوشته شده در سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 23:24 توسط شهناز غلامی
|
|
شهناز غلامی
توضیح در باره یك احضاریه ؛
طبق احضاریه ای كه به من فرستاده شده است من باید در ۱۳/۶/۸۷ در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی تبریز برای محاكمه به اتهام "تبلیغ علیه نظام" مورد محاكمه قرار گیرم - كه البته از نظر خود من كه شاهد سركوب ها، زندان ها ، شكنجه ها و حذف های فیزیكی دوستانم بوده و هستم. این موضوع چندان مهم و پر اهمیتی تلقی نمی شود چرا كه این كمترین هزینه ای است كه یك انسان آزاد و عاشق زندگی برای رسیدن به مطالبات حق پرستانه ، برابری طلبانه و آزادیخواهانه خود می تواند بپردازد:
"زندگی زیباست ای زیبا پسند "
"زنده اندیشان به زیبایی رسند"
" آنقدر زیباست این بی بازگشت"
"كز برایش می توان از جان گذشت"
(سایه)
البته گفتنی ام كه این اولین باری نیست كه من به عنوان یك منتقد سیاسی- اجتماعی برای محاكمه به دادگاه برده می شوم ، قبلا نیز در سال ۱۳۶۸ مرا به همراه پنج تن از دوستان همفكرم به دادگاه برده اند و درآنجا "آقای هشیار" قاضی وقت، مرا به هشت سال حبس تعزیری محكوم كرد كه من بعد از تحمل بیش ازنصف حكم صادره ،از زندان تبریز آزاد شدم و بعد از آزادی ام از زندان توسط كمیته انضباطی دانشگاه به محرومیت از تحصیل نیز محكوم گردیدم و بعد از آن نیز از كلیه فعالیت های اجتماعی منع شدم و از آن روز تا به امروز به دلیل مبارزات سیاسی ام در شرایط سخت و ناعادلانه ای بسر می برده و می برم ولی هیچ كدام از این مشكلات و سختی ها مانع از آن نگردیده تا من به حیات مستقل و آزاد خودم نپردازم و اعتراضم را در شرایط مقتضی به زبان های مختلف كه یكی از آنها زبان نوشتن است ؛فریاد نزنم .
دلایل متعددی می تواند برای ارسال این احضاریه وجود داشته باشد كه از جمله می توان به موارد زیر اشاره داشت:
·
مورد اول ترس حاكمیت سلطه از نشر اخبار مربوط به حركت های اعتراضی است به این معنا كه آنها نمی خواهند تا جریان سركوب ها ، حذف های فیزیكی ، شكنجه های روانی و جسمی كه نسبت به آزادیخواهان ، برابری طلبان و هویت طلبان اعمال می شود در هیچ رسانه داخلی و خارجی منتشر شود .چراكه در صورت افشاء زیر پوست بسیاری از این وقایع كه در شهرهای مختلف اتفاق می افتد، رژیم توتالیتر حاكم بر سرزمین مادری ما منفور مردم بزرگ آذربایجان و سایر مناطق كشور می شود و از سوی مجامع جهانی نیز به زیر سوال برده می شود ومجبور می گردد تا ازطرف سازمان های حقوق بشری به نقض حقوق بشر متهم شود چنانكه اخیرا سازمان عفو بین الملل در گزارشی اعلام كرده است:
" طی سال گذشته حداقل ۲۴ نفر درهر هفته اعدام و بیش از ۶۴ نفر محكوم به مرگ شده اند و ایران با ۳۱۷ اعدام دراین سال رتبه دوم را دراین زمینه دارد .
این در حالی است كه بنا به گزارش عفو بین الملل تعداد اعدام ها در ایران در سال پیش از آن ۱۷۷ نفر بوده كه امسال به ۳۱۷ نفر افزایش یافته است . سیاست اعدام در رژیم اسلامی همواره مورد انتقاد گروه های حقوق بشر در جهان بوده است. در سپتامبر سال ۲۰۰۷ مجمع عمومی سازمان ملل با اكثریت آراء قطعنامه ای را تصویب كرد كه بر اساس آن مجازات اعدام باید برچیده شود. اما بسیاری از كشورها نظیر ایران آن را اجراء نكرده اند."
...كه البته آوردن نمونه هایی از این نوع رفتارهای خلاف كنونسیوان های خارجی را در كارنامه سیاه عملكرد مسئولان رژیم اسلامی را فراوان میتوان مثال آورد .
· دلیل دیگری كه برای این مورد می توان عنوان كرد، مسئله ایجاد ترس و بیم ورعب دربین فعالان جنبش های مختلف همچون جنبش دانشجویی ، زنان و هویت خواهی است كه دستگاه سركوب رژیم می خواهد تا با افزایش سركوب ها، فشارها ، و تهدیدها، و زندانها ،اعدام ها و ....جلوی رشد وبارور شدن مطالبات مدنی مردم را سد كند تا اینكه دیگر كسی جرات در خواست مطالبه ای را درهیچ زمینه ای نداشته با شد.
امروزدرتمامی كشور بویژه درآذربایجان ما با حجم بالایی از سركوب ها غیرانسانی روبروهستیم درطی یك ماه بعد از یك خرداد سالگرد-اعتراض مردم آذربایجان به توهین روزنامه ایران- چندین تن از فعالان حركت ملی آذربایجان توسط نیروهای سركوبگردر درگیری های متفرقه و نیزدرشكنجه گاه های اداره اطلاعات تبریز كشته شده اند:
شهادت "قادر صدیقی " و مصدومیت شدید دوستانش در جاده سنتو تبریز توسط نیروهای امنیتی و انتظامی .
مرگ دلخراش فعال با سابقه تبریزی "فرهاد محسنی" در زیر شكنجه عوامل اطلاعاتی و تهدید خانواده اودرخصوص عدم اطلاع رسانی حادثه پیش آمده یكی ازتراژدیك ترین حوادث چند هفته گذشته درَآذربایجان محسوب می شود به گفته یكی از اعضاء خانواده او، فرهاد به احتمال بسیار زیاد بر اثر شوك الكتریكی كه به خاطرگرفتن اعتراف به او وارد كرده اند ، جان خود را دست داده است.
شهادت "حاج افشین عرفان خسروشاهی "از دیگر فعالان حركت ملی آذربایجان كه بعد ازشكنجه های دردناك فراوان در محل كارش او حلق آویزكردند.
مرگ دو نفر موتور سوار در استان اردبیل كه به دلایل امنیتی خانواده آنها از ذكر نام فرزندانشان ابا می ورزند .
گذشته ازقتل های زنجیره ای اخیر كه با بی رحمی ددمنشانه ای در آذربایجان صورت گرفت است تعداد زیادی از فعالان در زندان های رژیم تحت ناعادلانه ترین شرایط ممكن به سر می برند. كه اسامی تعدادی از آنها به شرح زیر می باشد:
اكبر حسن زاده ، جمشید زارعی ، امیر بنایی سابق ، حسن اسدی ،حمید والایی، غلام نجفی ، سجاد رادمهر، داریوش حاتمی، شاهرخ حاتمی ، آیدین خواجه ای،فراز زهتابی ، ودود اسدی و ...
در یك برآورد كلی می توان مدعی شد طی هفته های گذشته به دلیل حجم بالای برخورد های غیر انسانی اعمال شده نسبت به فعالان سیاسی ،حقو ق بشری ، روزنامه نگاران در مناطق مختلف آذربایجان؛ سازمان هایی كه مدافعان حقوق بشر محسوب می شوند با نگرانی بیشتری روند نقض حقوق بشر در منطقه آذربایجان رادنبال كرده اند. سازمان عفو بین الملل از جمله این نهادها ی مدنی است كه از رژیم اسلامی درخواست كرده است تا روند تزایدی سركوب فعالان ناراضی متوقف نماید. گفتنی است این نهادهای حقوق بشری ، وزارت اطلاعات و قوه قضاییه را متهم ساخته اند كه روند دادرسی عادلانه را دربرخورد با متهمان نادیده می گیرند.
وجود چنین فجایعی در جامعه بحران زده ما لزوم تمركز بیشتر رسانه های آزاد را بسیار جدی تر می كند.
دشمنان خدا و خلق و آزادی با عقول ناقص و بیمارازویروس تمامیت خواهی و انحصارگی خود گمان می برند كه اگر مبارزان راه رهایی و برابری را مورد آزار و اذیت قرار دهند دیگر كسی جسارت " نه " گفتن را ، جسارت اعتراض و انتقاد ورزیدن را نخواهد داشت ؛ حال آنكه چنین تصور خامی در مورد ملت بزرگ ما یك اشتباه استراتژیك است كه دشمنان ما مرتكب می شوند.چراكه با تشدید فضای امنیتی در مناطق مختلف نفرت مردم روز به روز از رژیم خودكامه حاكم بیشتر و بیشتر می شود آنها گمان می كنند كه با این روش سركوب كه در پیش گرفته اند جلوی انفجارات بزرگ سیاسی را در مناطق مختلف خواهند گرفت حا ل آنكه زلزله سیاسی منظور نظر فعالان حقوق بشرو آزادیخواهان این سرزمین است؛ دیر زمانی است كه دارد خودش را نشان می دهد.
ما مردم مبارزی هستیم وازتجربه های تاریخی خود آموخته ایم كه هرگز دربرابر ظلم و نابرابری و استبداد مذهبی وغیر مذهبی تسلیم نشویم ما در گذر از گذرگاههای پر مخاطره حیات دینامیكی خود آموخته ایم كه چون سرو ایستاده زندگی كنیم و چون سروایستاده بمیریم .
ما گر ز سربریده می ترسیدیم
درمجلس عاشقان نمی رقصیدیم
آذر آن لاین |
|
|
|
|
|
|
ã |
|
|
|
|
|
"آذربایجان" دا یازیلان مطلب لردن باشفا سایت لار ویایینلاردا فایدالانماق، یالنیز یازیچی، ترجمه چی و قایناق آدلارینی چکمکله آزادیر. |
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 23:18 توسط شهناز غلامی
|
دشمنان خدا و خلق و آزادي با عقول ناقص و بيمارازويروس تماميت خواهي و انحصارگي خود گمان مي برند كه اگر مبارزان راه رهايي و برابري را مورد آزار و اذيت قرار دهند ديگر كسي جسارت " نه " گفتن را ، جسارت اعتراض و انتقاد ورزيدن را نخواهد داشت ؛ حال آنكه چنين تصور خامي در مورد ملت بزرگ ما يك اشتباه استراتژيك است كه دشمنان ما مرتكب مي شوند.چراكه با تشديد فضاي امنيتي در مناطق مختلف نفرت مردم روز به روز از رژيم خودكامه حاكم بيشتر و بيشتر مي شود آنها گمان مي كنند كه با اين روش سركوب كه در پيش گرفته اند جلوي انفجارات بزرگ سياسي را در مناطق مختلف خواهند گرفت حا ل آنكه زلزله سياسي منظور نظر فعالان حقوق بشرو آزاديخواهان اين سرزمين است؛ دير زماني است كه دارد خودش را نشان مي دهد.
ما مردم مبارزي هستيم وازتجربه هاي تاريخي خود آموخته ايم كه هرگز دربرابر ظلم و نابرابري و استبداد مذهبي وغير مذهبي تسليم نشويم ما در گذر از گذرگاههاي پر مخاطره حيات ديناميكي خود آموخته ايم كه چون سرو ايستاده زندگي كنيم و چون سروايستاده بميريم
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 23:11 توسط شهناز غلامی
|
آزاد تبریز: به گزارش خانم شهناز غلامی امروز، نهم خرداد 1387 حوالی ساعت هشت عصر در تبریز-جاده سنتو، سه نفر از فعالان حرکت ملی آذربایجان که سوار بر موتور سیکلت بودند مورد سوء ظن نیروهای امنیتی و پلیس واقع شده و تحت تعقیب آنان قرار می گیرند. این مأموران به منظور دستگیری راکبان موتور سیکلت اقدام به واژگونسازی موتور میکنند که در نتیجه این اقدام خودروی سمند متعلق به نیروهای امنیتی با عدم رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی و حرکت در جهت خلاف جادهای که موتور سیکلت سواران به منظور فرار انتخاب کرده بودند به شدت با موتور سیکلت برخورد میکند.
درنتیجه این تصادف تعمدانه مرگبار هر سه راکب موتور به شدت با زمین برخورد میکنند، به گونهای که یکی از موتورسواران به نام «قادر صدیقی» در اثر شدت آسیبدیدگی و جراحات وارده و خونریزی بسیار شدید در همان لحظه جان میبازد. دیگر سرنشینان موتور به علت مصدومیت شدید به بیمارستان محل منتقل میگردند.
ضاربان که سه نفر بوده و از مأموران نیروی انتظامی و اطلاعاتی محسوب میشوند، از صحنه قتل متواری شدند. ولی، افراد و اهالی محل و رهگذران که شاهد این واقعه به شدت تلخ و درد آور بودند، توانستند شماره پلاک خودروی مزبور را یادداشت کنند که به گفته آنها شماره خودرو 28486 است.
از سوی دیگر، بنا به اظهار نظر کتبی رئیس کلانتری 18 تبریز، سرهنگ شفیعی قاتلان این فعال حرکت ملی آذربایجان از کارکنان رسمی کلانتری 18 تبریز محسوب میشوند.
لازم به توضیح است که این اولین باری نیست که فعالان حرکت ملی آذربایجان با تصادفات جادهای و مرگهای مشکوک شبه قتل به شهادت میرسند. قبلاً نیز چندین تن از فعالان حرکت ملی با اینگونه اعمال ناجوانمردانه به قتل رسیدهاند. که تعدادی از آن موارد بدین شرح است :
-
مرگ مشکوک پروفسور زهتابی از بزرگترین تاریخ دانان و ملتشناسان معاصر ایران و آذربایجان که از طرف نهادهای بینالمللی بعنوان یکی از مقتولان قتلهای زنجیرهای سال 1378 مأموران اطلاعاتی نظام جمهوری اسلامی ایران شناخته شده است.
-
میر کاظم موسوی از فعالان و موسیقیدانان مستعد و بنام آذربایجان که در سال 1383 در جاده کرج به طرز مشکوکی با یک کامیون تصادف و در دم جان سپرد.
-
سهند افشاری یکی از شاعران جوان اهل تبریز که در سال 1384 به طرز مشکوکی در جاده اردبیل بر اثر واژگون شدن اتومبیل و بریدگی گلو در دم جان سپرد. لازم به ذکر است که در این سانحه مشکوک، هیچ آسیبی حتی بصورت جزئی به بقیه سرنشینان خودرو که جزء همکاران ایشان در اداره دارائی تبریز بودند وارد نشده بود.
از سوی دیگر، در پی دستگیریهای گسترده اخیر که در سراسر مناطق تورکنشین به دلیل بزرگداشت سالروز یک خرداد انجام گرفته است، بازجویان و سربازان گمنام امام زمان!! دستگیرشدگان را تهدید کردهاند که در صورت ادامه فعالیتهای هویت خواهانه و آزادی طلبانه، آنها را به جای آوردن به اداره اطلاعات توسط نیروهای مشکوک سرکوبگر با تصادفات ساختگی و مرگهای مشکوک به قتل خواهند رساند.
با توجه به حوادث اخیر در اردبیل و مرگ دو نفر از فعالان حرکت ملی آذربایجان در دو خرداد 1387 که آنها نیز سوار موتور بودند، و در پی تعقیب و گریز به شهادت رسیدهاند و نیز خبر تأسفبار مربوط به یکی از فعالان هویت طلب که در شهر خوی وضعیت جانی وخیمی دارد و هر آن احتمال شهادت ایشان نیز وجود دارد، بعید به نظر نمیرسد که تمامی این اتفاقات و وقایع تلخ و تکان دهنده اخیر ادامه سناریوی از پیش طراحی شده نیروهای سرکوبگر و حاکمیت فاشیست در حذف فیزیکی فعالان دگراندیش و متعلق به جریان سومی باشد.
تبریزلی
+
نوشته شده در سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 17:47 توسط شهناز غلامی
|
گزارشی عینی از گرامیداشت دومین سالگرد اعتراضات خرداد ۸۵ آذربایجان
روز اول خرداد نهادهاي امنيتي براي ممانعت از برگزاري تظاهرات به مناسبت دومين سالگرد اعتراض هاي وسيع ۱ خرداد آذربایجان به دستگيري هاي گسترده اي دامن زدند.
هزاران تن از فعالان هويت طلب آذربايجاني در شهرهاي مختلف ترك نشين به اداره اطلاعات فراخوانده شدند تا از آنها براي عدم شركت در راهپيماي 1خرداد تعهد گرفته شود. قبل ازفرارسيدن ۱ خرداد فعالان شهرهاي آذربايجان دستگير و زنداني شده اند.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 17:19 توسط شهناز غلامی
|
دلايل متعددي مي تواند براي ارسال اين احضاريه وجود داشته باشد كه از جمله مي توان به موارد زير اشاره داشت:
مورد اول ترس حاكميت سلطه از نشر اخبار مربوط به حركت هاي اعتراضي است به اين معنا كه آنها نمي خواهند تا جريان سركوب ها ، حذف هاي فيزيكي ، شكنجه هاي رواني و جسمي كه نسبت به آزاديخواهان ، برابري طلبان و هويت طلبان اعمال مي شود در هيچ رسانه داخلي و خارجي منتشر شود .چراكه در صورت افشاء زير پوست بسياري از اين وقايع كه در شهرهاي مختلف اتفاق مي افتد، رژيم توتاليتر حاكم بر سرزمين مادري ما منفور مردم بزرگ آذربايجان و ساير مناطق كشور مي شود و از سوي مجامع جهاني نيز به زير سوال برده مي شود ومجبور مي گردد تا ازطرف سازمان هاي حقوق بشري به نقض حقوق بشر متهم شود چنانكه اخيرا
- سازمان عفو بين الملل در گزارشي اعلام كرده است:
" طي سال گذشته حداقل 24 نفر درهر هفته اعدام و بيش از 64 نفر محكوم به مرگ شده اند و ايران با 317 اعدام دراين سال رتبه دوم را دراين زمينه دارد .
اين در حالي است كه بنا به گزارش عفو بين الملل تعداد اعدام ها در ايران در سال پيش از آن 177 نفر بوده كه امسال به 317 نفر افزايش يافته است . سياست اعدام در رژيم اسلامي همواره مورد انتقاد گروه هاي حقوق بشر در جهان بوده است. در سپتامبر سال 2007 مجمع عمومي سازمان ملل با اكثريت آراء قطعنامه اي را تصويب كرد كه بر اساس آن مجازات اعدام بايد برچيده شود. اما بسياري از كشورها نظير ايران آن را اجراء نكرده اند."
...كه البته آوردن نمونه هايي از اين نوع رفتارهاي خلاف كنونسيوان هاي خارجي را در كارنامه سياه عملكرد مسئولان رژيم اسلامي را فراوان ميتوان مثال آورد .
- دليل ديگري كه براي اين مورد مي توان عنوان كرد، مسئله ايجاد ترس و بيم ورعب دربين فعالان جنبش هاي مختلف همچون جنبش دانشجويي ، زنان و هويت خواهي است كه دستگاه سركوب رژيم مي خواهد تا با افزايش سركوب ها، فشارها ، و تهديدها، و زندانها ،اعدام ها و ....جلوي رشد وبارور شدن مطالبات مدني مردم را سد كند تا اينكه ديگر كسي جرات در خواست مطالبه اي را درهيچ زمينه اي نداشته با شد.
امروزدرتمامي كشور بويژه درآذربايجان ما با حجم بالايي از سركوب ها غيرانساني روبروهستيم درطي يك ماه بعد از يك خرداد سالگرد-اعتراض مردم آذربايجان به توهين روزنامه ايران- چندين تن از فعالان حركت ملي آذربايجان توسط نيروهاي سركوبگردر درگيري هاي متفرقه و نيزدرشكنجه گاه هاي اداره اطلاعات تبريز كشته شده اند.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 3:9 توسط شهناز غلامی
|

جنبش زنان آذربایجان جنوبی که از عمق مطالبات برابری طلبانه رشد کرده است با کوشش تلاشگران این عرصه به پویایی قابل توجهی رسیده است. این جنبش همچون جنبش جهانی زنان با شناسایی ریشههایی معضلات و موانع جنبش در آذربایجان مصمم است به اهداف کلان و استراتژیک خود برسد. فعالین این جنبش با آگاهی و صلابت تمام درعرصههای زندگی، کار، تحصیل و فعالیتهای فرهنگی و هنری مبارزه مستمر و مدوامی را برای از بینبردن اشکال تبعیض جنسیتی و رفع خشونت در رابطه با زنان انجام میدهند. در شرایط حاضر جنبش زنان آذربایجان با یک همگرایی آگاهانه توانسته است با سایر جنبشها همچون جنبش مدنی، کارگری، دانشجویی و هویتخواهانه مطالبات خود را پیوند بزند.
و خواستهای زنان آذربایجان را با اهداف جنبشهای مترقی و عدالت محور هماهنگ سازد. فعالین جنبش زنان با توجه به چالشهایی که در مسیر راهشان ایجاد میشود به این نتیجه رسیدهاند که برای رسیدن به هدف، آن هم هدفهای بزرگِ برابری طلبانه و آزادیخواهانه باید خود را آماده پیمودن را پرسنگلاخ و دشواری باشند. در هرحال این مهم را در نظر میگیرند که راهکارها و راهبردها از دل تعاملات اجتماعی _ سیاسی بیرون کشیده خواهند شد. چراکه نظریههای فمینیستی، نظریههای سیاسی محسوب میشوند، چون علاوه بر اینکه جهان را تفسیر میکنند در صدد ایجاد تغییر و تحول در ساختارهای کهنه مردسالارانه آن نیز میباشند.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 1:53 توسط شهناز غلامی
|
امروز، نهم خرداد 1387 حوالی ساعت هشت عصر در تبریز-جاده سنتو، سه نفر از فعالان حرکت ملی آذربایجان که سوار بر موتور سیکلت بودند مورد سوء ظن نیروهای امنیتی و پلیس واقع شده و تحت تعقیب آنان قرار می گیرند. این مأموران به منظور دستگیری راکبان موتور سیکلت اقدام به واژگونسازی موتور میکنند که در نتیجه این اقدام خودروی سمند متعلق به نیروهای امنیتی با عدم رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی و حرکت در جهت خلاف جادهای که موتور سیکلت سواران به منظور فرار انتخاب کرده بودند به شدت با موتور سیکلت برخورد میکند.
درنتیجه این تصادف تعمدانه مرگبار هر سه راکب موتور به شدت با زمین برخورد میکنند، به گونهای که یکی از موتورسواران به نام «قادر صدیقی» در اثر شدت آسیبدیدگی و جراحات وارده و خونریزی بسیار شدید در همان لحظه جان میبازد. دیگر سرنشینان موتور به علت مصدومیت شدید به بیمارستان محل منتقل میگردند.
ضاربان که سه نفر بوده و از مأموران نیروی انتظامی و اطلاعاتی محسوب میشوند، از صحنه قتل متواری شدند. ولی، افراد و اهالی محل و رهگذران که شاهد این واقعه به شدت تلخ و درد آور بودند، توانستند شماره پلاک خودروی مزبور را یادداشت کنند که به گفته آنها شماره خودرو 28486 است.
از سوی دیگر، بنا به اظهار نظر کتبی رئیس کلانتری 18 تبریز، سرهنگ شفیعی قاتلان این فعال حرکت ملی آذربایجان از کارکنان رسمی کلانتری 18 تبریز محسوب میشوند.
لازم به توضیح است که این اولین باری نیست که فعالان حرکت ملی آذربایجان با تصادفات جادهای و مرگهای مشکوک شبه قتل به شهادت میرسند. قبلاً نیز چندین تن از فعالان حرکت ملی با اینگونه اعمال ناجوانمردانه به قتل رسیدهاند. که تعدادی از آن موارد بدین شرح است :
- مرگ مشکوک پروفسور زهتابی از بزرگترین تاریخ دانان و ملتشناسان معاصر ایران و آذربایجان که از طرف نهادهای بینالمللی بعنوان یکی از مقتولان قتلهای زنجیرهای سال 1378 مأموران اطلاعاتی نظام جمهوری اسلامی ایران شناخته شده است.
- میر کاظم موسوی از فعالان و موسیقیدانان مستعد و بنام آذربایجان که در سال 1383 در جاده کرج به طرز مشکوکی با یک کامیون تصادف و در دم جان سپرد.
- سهند افشاری یکی از شاعران جوان اهل تبریز که در سال 1384 به طرز مشکوکی در جاده اردبیل بر اثر واژگون شدن اتومبیل و بریدگی گلو در دم جان سپرد. لازم به ذکر است که در این سانحه مشکوک، هیچ آسیبی حتی بصورت جزئی به بقیه سرنشینان خودرو که جزء همکاران ایشان در اداره دارائی تبریز بودند وارد نشده بود.
از سوی دیگر، در پی دستگیریهای گسترده اخیر که در سراسر مناطق تورکنشین به دلیل بزرگداشت سالروز یک خرداد انجام گرفته است، بازجویان و سربازان گمنام امام زمان!! دستگیرشدگان را تهدید کردهاند که در صورت ادامه فعالیتهای هویت خواهانه و آزادی طلبانه، آنها را به جای آوردن به اداره اطلاعات توسط نیروهای مشکوک سرکوبگر با تصادفات ساختگی و مرگهای مشکوک به قتل خواهند رساند.
با توجه به حوادث اخیر در اردبیل و مرگ دو نفر از فعالان حرکت ملی آذربایجان در دو خرداد 1387 که آنها نیز سوار موتور بودند، و در پی تعقیب و گریز به شهادت رسیدهاند و نیز خبر تأسفبار مربوط به یکی از فعالان هویت طلب که در شهر خوی وضعیت جانی وخیمی دارد و هر آن احتمال شهادت ایشان نیز وجود دارد، بعید به نظر نمیرسد که تمامی این اتفاقات و وقایع تلخ و تکان دهنده اخیر ادامه سناریوی از پیش طراحی شده نیروهای سرکوبگر و حاکمیت فاشیست در حذف فیزیکی فعالان دگراندیش و متعلق به جریان سومی باشد.
گزارش تفصیلی مربوط به این واقعه متعاقبا اعلام خواهد شد و نیز اسناد و مدارک مربوط به آن به همراه فیلم چند دقیقه ای از صحنه زنده و مستند آن که در آن خود گزارشگر ( خانم شهناز غلامی ) نیز حضور دارد برای اطلاع رسانی دقیق تر حضورتان ارسال می شود.
امید است که با همکاری شما آزادی خواهان و فعالان حقوق بشر این خبر در سراسر دنیا مخابره شود تا بتواند به نوبه خود گوشه ای از جنایات رژیم شوونیستی حاکم در ایران را منعکس سازد.
شهناز غلامی
عضو انجمن روزنامه نگاران زنان ایران ( رزا )
Shahnaz.gholami@...
ایران- تبریز 9/3/87
فیلم شهادت قادر صدیقی
استشهاد مردمی مبنی بر قتل قادر صدیقی توسط چ
مأموران امنیتی و انتظامی کلانتری ۱۸ تبریز
اقرار سرهنگ شفیعی مبنی بر قابل بررسی بودن
موضوع قتل توسط مأموران نیروی انتظامی
تصاویری از شهید قادر صدیقی
+
نوشته شده در جمعه 10 خرداد1387ساعت 23:59 توسط شهناز غلامی
|
دراردبيل نيزهمچون ساير شهرهاي آذربايجان به دليل امنيتي بودن فضاي سياسي – اجتماعي حاضرمردم اردبيل نتوانستند مراسم بزرگداشت 1خرداد را درمحكوميت دوباره رفتار شوونيستي روزنامه ايران برگزاركنند. اما همچنان مردم اردبيل مترصد فرصتي بودند تا هرروز سرزمين مقدس خود را به روزهاي بزرگي چون 1 خرداد تبديل كننند.نظاميان وابسته به حاكميت سلطه از ترس اين مهم، روز 2 خرداد را نيز ماموريت يافتند تا براي دوام سركوب هاي غيرانساني خود به طرزموذيانه اي جوانان اردبيل را از شهر دوركنند به همين دليل در استاديوم علي دايي كه ظرفيت آن حدود بيست هزار نفر مي باشد ودر فاصله نسبتا دوري از شهر قراردارد فوتبال نمايشي بين تيم ملي ايران و سايپا برگزاركردند و با اين عنوان با آوردن صدها اتوبوس رايگان به داخل شهر،سعي در خارج كردن جوانان فعال وهويت طلب وعلاقمند به فوتبال ازمركزشهرنمودند.
دربيرون ازاستاديوم ورزشي تعداد زيادي ازجوانان اردبيلي كه به دليل محدوديت فضاي سالن ورزشي نمي توانستند به داخل بروند و اصرار داشتند تا بازي را ازنزديك ببينند با حمله نيروهاي ضد شورش مواجه شدند .دراين درگيري تعداد زيادي از آنها بشدت با باتوم و قنداق هاي اسلحه كتك خوردند و دست و پاي بسياري از آنها شكست. ودرنتيجه ضربات باتوم؛ سروبيني تعداد زيادي از آنها دچار خونريزي شديدي شد وعلاوه برآن دراين درگيري دويست نفر از جوانان اردبيلي دستگير شدند. و براي بازجويي و به ادارات امنيتي و اطلاعاتي برده شدند.لازم به گفتن است كه نيروهاي امنيتي با چندين دستگاه دوربين فيلم برداري به عكس برداري ازاين حادثه پرداختند.
درطي اين جريانات نيروهاي غير بومي كه ازشهرهاي انزلي ورشت و ...با هلي كوپتروساير ادوات نظامي از چندين هفته قبل وارد اين شهر شده اند با دادن فحش گفتن ناسزا درجمع تجمعات اعتراضي مردم به طرزي تعمدي سعي مي كردند تا مردم معترض را با خود درگير ساخته وسپس آنها را مورد با سلاح هاي گرم و سرد مورد تهاجم قرار دهند.
خبرتاسف انگيز ديگركه ازاردبيل به ما ارسال شده است .كشته شدن دونفر از جوانان فعال هويت طلب اردبيلي است كه درهنگام پخش بيانيه هاي مربوط به 1 خرداد با موتورسيكلت، مورد حمله وحشيانه نيروهاي يگان ويژه قرارمي گيرند و در نتيجه درگيري با نيروهاي سركوبگرهر دو آنها بشدت آسيب مي بينند ودر اثر شدت آسيب هاي وارده درستيزبا شب وخفاشان شب پرست به شهادت مي رسند.
بنا به گفته مردم اردبيل رفتار نيروهاي سركوبگردراين گونه حملات از رفتاراشغالگران اسرائيلي با مردم فلسطين نيز به مراتب سبعوعانه تر مي باشد.
گقتني است كه نيروهاي ضد شورش رژيم اكثرا غير بومي بوده وبه زبان فارسي با لهجه گيلگي صحبت مي كنند . آوردن نيروهاي غير بومي براي كنترل و تسلط براوضاع بحراني در آذربايجان باعث شده است تا نيروهاي انتظامي و سپاه واطلاعات وغيره كه حيات خود را به غلط صرف ثبات و حفظ ساختار پوسيده رژيم اسلامي كرده اند با مشاهده اين رفتار با خود اين طور برآورد كنند كه رژيم اعتمادي به نيروهاي سركوبگر داخل شهرهاي آذربايجان كه ترك هستند، ندارد وبه همين دليل نيروهاي غيربومي را براي حفظ دستگاه سركوب خود در مناطق مختلف آذربايجان به كارمي گيرد.
شهنازغلامي
عضو انجمن روزنامه نگاران زن ایران (رزا)
تبريز- 5/3/87
+
نوشته شده در دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 0:53 توسط شهناز غلامی
|
مردم بزرگ آذربايجان با جسارتي تصور ناپذير علي رغم وجود جو شديد پليسي - و به بيان ديگر تبديل شهرهاي آذربايجان به پادگان نظامي - امروزبراي شركت درمراسم دومين سالگرد محكوميت روزنامه دولتي ايران در توهين شوونيستي به خلق قهرمان آذربايجان به خيابان ها آمده بودند تا بار ديگر برهويت ملي خود تاكيد ورزند و باورخود را نسبت به نيروهاي اهورايي خود به اثبات برسانند.
تجربه ها ي فردي خود را به تجربه هاي عمومي گره بزنند و مطالبات ملي و مدني خود را به شيوه هاي مختلف بيان دارند. امروزآذربايجان مملوازشوروشوق وعلاقه بي پايان براي ايجاد تغييرات ساختاري است.
امروز بازار سنتي و بزرگ تبريزقبل از ساعت 17 تعطيل شده به محاصره پليس بويژه نيروهاي مزدور لباس شخصي درآمد. روند امنيتي شدن ازاوايل ارديبهشت ماه شروع شده است. طي چند روز گذشته نيروهاي نظامي آموزش ديده غير بومي از شهرهاي مشهد و قم و ...به آذربايجان سرازير شده اند.
آنها همجون مگس هاي سياه وكثيف - بي سيم داروباتوم به دست و چكمه پوش با پيراهنهاي بلند و بد قواره و ريش و سبيل طالباني- درهمه جاي سرزمين مقدس آذربايجان پراكنده اند تا نوادگان بابك قهرمان و اساطيري را مورد شكنجه و آزار و اذيت قرار دهند.
آنان تعداد شان به طرزمنحوسي- همچون قارچ هاي سمي تكثيريافته لحظه به لحظه - در حال افزايش هستند. درراسته كوچه بازار وخيابان هاي اطراف آن ماموران در ميان مردم به طرزي مضحك و تهوع آور طوري راه مي روند تا حتي زمزمه ها و صداهاي آهسته ي ودر گوشي آنها را نيز كنترل كنند سخن هررهگذري را بشنوند وبا كتك و مشت و لگد آنها را به دست گاردهاي ويژه بسپارند. آنها مردم را در تمامي طول مسيرهاي مشخص شده براي راهپيمايي به حركت اجباري و عدم تجمع چند نفره مجبورمي سازند.
مردم عادي نيزكه براي تهيه ضروريات اوليه زندگي خود بي خبراز وضعيت ايجاد شده به بازارآمده اند به هر بهانه كوچكي مورد آزارواذيت قرار مي گيرند تا جايي كه در چند مورد كار آنان با مردم به كتك كاري نيز انجاميد.- گويي دراين شهرچيزي بنام حقوق شهروندي نه نوشته شده است و نه به اجرا درمي آيد.-
درپل قاري و حوالي ميدان دانشسراعلاوه بروضعيت بوجود آمده ماموران افراد مشكوك را تحت بازرسي بدني قرار مي دهند. زيرگذرها اصلي شهر درمحل بازار ودارايي براي كنترل بيشتراوضاع بسته شده اند.
چهارراه آبرسان نيز به دليل نزديكي اش به دانشگاه بزرگ شهرو ترس حاكميت از فعالان حركت دانشجويي فضاي آن امنيتي است. براي محدود كردن ارتباطات بيشتر كافي نت ها تعطيل شده اند.
نيروهاي امنيتي و يگان ويژه اجازه هيچ گونه تجمع سه نفربه افراد را نمي دهند. تردد مردم به شدت كنترل مي شود و مردم مورد پرسش قرار مي گيرند.
يگان هاي ويژه در ساختمان شهرداري – پاركينگ هاي بزرگ داخل بازار - مساجد شعبان – اصفهانيان- انگجي – و ... مستقر شده اند.
درسرهر چهارراه و همچنين در خيابان هاي اصلي شهر اتوبوس شركت ها واحد با تعدادي از ماموران نگه داشته شده است تا معترضين سياسي در صورت تجمع و اجراي برنامه به داخل آنها هدايت شده وازآنجا به اداره اطلاعات منتقل گردند.
نيروهاي پليس درنهايت ترس و دهشتزدگي با حضورچند هزارنفري خود استيصال رژيم اسلامي را به نمايش گذارده اند.
از سوي ديكر حضور سرطان گونه آنها در همه شهرهاي آذربايجان نشان مي دهد كه تا چه مايه مردم ما دراوج قدرت و اقتدار ملي قراردارند كه حاكميتي چنين خود كامه تاب تحمل حضورپرشكوه آنان را نمي آورد و به خيال واهي خود با نظامي كردن شهرها سعي دارد تا چند صباحي بيشتر آفتاب عمرش را بر لب بام نگه دارد.
امروز نهادهاي امنيتي رژيم براي ممانعت از برگزاري تظاهرات به مناسبت دومين سالگرد اعتراض هاي وسيع 1 خرداد به دستگيري هاي گسترده اي دامن زدند.
هزاران تن از فعالان هويت خواه آذربايجاني در شهرهاي مختلف ترك نشين به اداره اطلاعات فراخوانده شدند تا از آنها براي عدم شركت در راهپيماي 1خرداد تعهد گرفته شود. قبل ازفرارسيدن 1خرداد فعالان شهرهاي آذربايجان دستگير و زنداني شد ه اند.
دانشجويان كه نيروهاي آگاه و پرشورهر جامعه اي را تشكيل مي دهند دراين ايام به شدت تحت فشار و تهديد و تعقيب قرار گرفته اند.و از ميان آنها تعدادي دستگير و زنداني شده اند كه فهرست زير اسامي تعدادي از آنها را تشكيل مي دهد:
حجت عراقي – سلمان عراقي- سالار – اكبر عبدالهي – پيام علي قلي لو-
درتبريز چهارده نفر دستگير شدند كه اسامي تعدادي از آنها عبارت است از : علي صديقي – جمشيد زارعي – غلامرضا اماني – حسن ارك – حجت تارورديان – حميد رضايي – محمد برهون – احد رضوي – اكبر حسين زاده – ابراهيم دشتي.
از دكترين و تئوري هاي تازه رژيم كه همزمان با فن آوري هسته ا ي بدآن دست يافته است!! فرستادن sms هاي تهديد انگيز به فعالان سياسي در شهرهاي مختلف به اين مضمون مي باشد:
- "هركس عليه نظام جمهوري اسلامي به نفع گروهها و سازمان هاي مخالف نظام به هرنحو فعاليت تبليغي نمايد به حبس سه ماه تا يكسال زندان محكوم خواهد شد."
-" هر كس با هر مرامي ؛ دسته ، جمعيت يا شعبه جمعيتي بيش از دو نفر درداخل يا خارج كشور تحت هر اسمي يا عنواني تشكيل دهد يا اداره نمايد كه هدف آن برهم زدن امنيت كشورباشد و محارب شناخته نشود به حبس از دوتا ده سال محكوم ميشود." (ماده 498قانون مجازات اسلامي )
وحشت رژيم از پتانسيل انقلابي مردم آذربايجان باعت شده است تا آنان به طرزي ذبونانه به بسيج بي اندازه، تمامي نيروهاي خود بپردازند گويي همه منتظر حادثه اي هستند،حادثه اي تكان دهنده، سخت اعجاب انگيز و شگفت كه تاريخ را ورق خواهد زد وقلم به دستان تواناي مردم آذربايجان خواهد تا تقديرخود را اين بار نه نيروهاي اهريمني و نه نيروهاي مافوق الطبيعه بلكه خود با اتكاء به هويت انساني وملي اش بنگارش درآورد.
گزارش 1خرداد 1387 درساير شهرهاي آذربايجان
اروميه : از ساعت 30/15 موتورسواران وخود روهاي ضد شورش با اتوبوس هاي مملو ازنيروهاي گارد ويژه در سطح شهر براي تشديد فضاي امنيتي درسراسر شهر به چشم مي خوردند. در اروميه تعداد 5نفراز فعالان سياسي دستگير شده اند كه اسامي دو نفر از آنها عبارت است از: ايلياز يئكنلي و خدايار تيموري.
همدان : در دانشگاه بوعلي سيناي همدان، فعالان دانشجويي هويت خواه اقدام به برگزاري ميتينگ وسخنراني كردند.
اردبيل: علاوه بر آنكه نيروها سركوبگر وگروه هاي فشار در تمامي شهرمستقر شده اند. افراد مشكوك تحت بازرسي بدني نيز قرار مي گيرند.
مياندوآب: نيز همچون ديگر شهرهاي آذربايجان تحت كنترل نيروهاي نظامي در آمده است و درآنجا نيزفعالان با تهديد وآزارهاي رواني وفيزيكي مواجه شده اند؛ مغازه ها تحت بازرسي قرار مي گيرند در اين شهراز چند هفته پيش فعالان حركت ملي با پخش سي . دي و بيانيه هاي مختلف مردم را به حضور در اين مراسم دعوت كرده اند، اسامي دستگيرشدگان دراين شهرازاين قرار است : شاهين حسني - شاهرخ فرامرزي - عين اله آهنگري - مصطفي دولت خواه- اميرآقازاده - مرتضي لك – بهكام محمدي – ولي الله ظهرابي .قازا
خوي: دو نفردستگير شده اند ويك نفر از فعالان ملي بشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند وبنا به گفته شاهدان عيني حال وي وخيم مي باشد.
قم: دو نفرازفعالان حركت ملي به هنگام پخش اعلاميه دستگيرشده اند.
زنجان : 4نفر در زنجان هنگام توزيع اعلاميه بازداشت شده اند.
علاوه بر تبريز فضاي شهرهاي ميانه ، مغان ،مرند، اهر، مشكين شهر ،سولدوز و ...به طرز بي سابقه اي به صورت امنيتي در آمده است .
شهناز غلامي
Shahnaz.gholami@gmail.com
عضو انجمن روزنامه نگاران زنان ايران (رزا)
+
نوشته شده در شنبه 4 خرداد1387ساعت 1:46 توسط شهناز غلامی
|
دانشجويان دانشگاه پيام نور بيجارازاستاد هوشنگ جعفري شاعرملي خلق بزرگ آذربايجان دعوت به عمل آورده بود تا جمعه 6/2/87ساعت 17 در محل اجتماعات آن دانشگاه به اجراي برنامه بپردازد.
وقتي استاد جعفري شروع به خواندن شعر تركي مي كنند
عده اي از كساني كه در آنجا بودند - با توجه به اينكه استاد جعفري جزء فعالان سرشناش حركت ملي آذربايجان محسوب مي شوند و معتقدند حقوق اقوام بايد رعايت شود- در نهايت بي ادبي و توهين و با هو كردن استاد از ايشا ن مي خواهند تا بجاي شعرتركي شعر فارسي خوانده شود.
دراين هنگام رئيس دانشگاه به همراه 30الي 40 از جلسه خارج مي شوند و در پي آن گروه هاي فشار به طرزبرنامه ريزي شده اي به داخل دانشگاه مي ريزند و به استاد حمله مي كنند و با مشت و لگد كه البته عادت شعبان بي مخ هاي مكررتاريخ است؛ به قصد آسيب رساندن ؛ ايشان را مورد ضرب و شتم قرار مي دهند . تا اينكه فعالان حركت ملي در يك فرصت مناسب او را سوار خودرو ميكنند واز آنجا فراري اش مي دهند.
استاد خود در اين رابطه مي گويد: ما صدها سال است كه تمام برنامه هاي شوونيستي فارس ها تحمل كرده ايم ولي آنها خودشان به اندازه ده دقيقه ظرفيت پذيرش ديگر فرهنگها و زبان ها را ندارند.
گفتني است روزسه شنبه 3/2/87 استاد هوشنگ جعفري به دعوت ستاد انتخابات آقايان جهانگيرزاده وقاضي پور و سا ير فعالان حركت ملي آدربايجان به شهر اروميه رفته و مورد استقبال چندين ده هزار نفري مردم شريف آنجا قرار گرفته بود. تا جايي كه به دليل ازدحام بيش از حد مردم از استاد جعفري نيروهاي سركوبگرشوونيستي در آنجا از ادامه برنامه ممانعت به عمل مي آورند.
گفتني خبرگزاري ايسنا به آدرس:www.isna.com مصاحبه جالب توجهي با استاد در اين زمينه انجام داده است كه علاقمندان مي توانند به آن دسترسي يابند.
09/02/87
شهناز غلامي
عضوانجمن رونامه نگاران زنان ايران (رزا)
Shahnaz.gholami@gmail.com
+
نوشته شده در جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 23:38 توسط شهناز غلامی
|
مجلس ترحيم استاد صمد سرداي نيا روز پنجشنبه 5/2/87 از ساعت 16 الي 18 درتهران سيد خندان خيابان دبستان مسجد محمديه برگزارشد .
سخنران هاي اين برنامه آقايان عليرضاصرافي ، ابراهيم رفرف ،حسن راشدي بودند كه در رابطه با شخصيت و اهميت كارهاي تاريخي استاد صمد سرداري نيا به سخنراني پرداختند. و نيز آقاي يوسف عزيز بني طرف به نمايندگي از طرف مردم عرب - كه در جنوب ايران زندگي مي كنند وهمچون ساير اقوام ايراني از تبعيض قوميتي رنج مي برند- مراتب تسليت و تاسف خود را ازاين واقعه ابراز كردند.
نظر به اهميت سخنراني آقاي مهندس عليرضا صرافي كه متن اصلي آن به زبان تركي مي باشد وما براي پرهيز ازاطاله كلام تنها ترجمه قسمت كوتاهي از آن را به نگارش درمي آوريم :
((صمد سردارنيا به مدت سي سال به طرزي مستمر به پويايي ارگانيك فكري وعملي پرداخت . او جزء شخصيت هاي بارز و ماندگار روزگار ماست كه در منزلگه هستي سرفرازو سربلند زندگي كرد. و به كساني كه درس تاريخ مي آموخت متد زندگي شرافتمندانه را نيز ياد داد.
در مجله وارليق اگر سرمقالات وارليق را "حميد نطقي "و "جواد هئيت " به نگارش در مي آوردند . پايان سخن را در وارليق " صمد سرداي نيا " به خامه تحرير در مي آورد. او البته آنقدراز نظرعلمي سخاوتمند بود كه ماهنامه ديلمانج را نيز ازمقالات خود بي نصيب نمي كرد . تا جاييكه كه حتي سخنراني غرايي را درسال 1384 تحت عنوان "تاريخ چيست؟" در محل دفتر ديلمانج در تبريز عنوان نمود . كه من اين سخنراني را منتشر نكرده ام ولي در اختيار دارم و بعدا آنرا به صورت اثري مكتوب ارائه خواهم داد.
او با نگارش صدها مقاله ،مونوگرافي و دهها كتاب ثابت كرد كه قدرت انتقال تجارب تاريخي را به نسل هاي بعد از خود دارد. به همين دلايل و نيز به اين عنوان كه او نام خود رااز "سردار خان " گرفته بود به جرات و استواري مي توانم مدعي شوم كه استاد صمد سرداري نيا " سردار تاريخ نگاري معاصر سرزمين ماست.
ثروت معنوي كه از او به ارث رسيده است، تنها در آثار مكتوبش خلاصه نمي شود. دو فرزند برومند او نيز همچون پدرسرفراز خود ادامه دهنده مكتب مردم داري او هستند.
او جزء نادرانسان هاي روزگارآشفته ما است كه اهميتي به پول و ثروت نمي داد و با سفارش اين و آن تاريخ را به سود حاكمان تحريف نمي كرد. او هيچ وقت مردم و سرزمينش را نفروخت .او به مردم شريف و بزرگ جامعه ما؛ رمز زندگي آ زاد، و شرافتمندانه را آموخت . او كه زماني گنجينه هاي گم شده تاريخ را كشف مي كرد و به زواياي تيره آن نور و روشني مي پاشيد اكنون خود نيز به تاريخ پيوسته است و جزئ گرانبهايي ازگنجينه هاي عزيز آن محسوب مي شود.))
شركت كنندگان ازگروهها و تشكل هاي مختلف اجتماعي – سياسي همچون مجمع دانشگاهيان آذربايجان( توپلوم)، كانون دمو ، ديلمانج، چيچكلرقورولوشو،كانون مهندسين جبهه ملي ايران و غيره در آنجا شركت كرده بودند.
و پلاكاردهايي را كه بر روي آنها وفات استاد صمد سرداي نيا به خانواده و جامعه روشنفكري اذربايجان تسليت گفته شده بود از طرف گروههاي اجتماعي – سياسي مختلفي - همچون؛ چيچكلر قورولوشوي( مجمع شكوفه ها ؛انجمني است كه دررابطه با آموزش كودكان ترك زبان به زبان و فزهنگ تركي تاسيس شده است .)؛ دفتر مجله وارليق ؛ مجمع دانشگاهيان آذربايجان(توپولوم) و كانون دمو(كانوني كه دررابطه با به رسميت شناخته شدن زبان تركي و تحقق اصل 15 و19 ايجاد گرديده است .)- آورده شده بود. اين دعوت با استقبال بي نظير مردمي همراه بود.
9/2/87
شهناز غلامي
عضوانجمن رونامه نگاران زنان ايران (رزا)
Shahnaz.gholami@gmail.com
+
نوشته شده در پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 23:37 توسط شهناز غلامی
|
روز شنبه25/1/87 مراسم تشیع جنازه پیکرمطهر دکتر صمد سرداری نیا بود از بیست و چهار ساعت قبل ازطریق sms و نیز امیل های شخصی و مکالمات تلفنی اعلام شده بود. این مراسم ساعت ده صبح از مقابل خانه استاد واقع در خیابان ارتش شروع خواهد شد.
مردم علی رغم عدم وجود رسانه های عمومی برای اطلاع رسانی، تنها از طریق تلفن های شخصی و دیدارهای خصوصی بین خود ازاین حادثه به غایت تلخ و اندوهناک مطلع شده بودند. با این حال حضوریکپارچه مردم که از طبقات متفاوت اجتماعی و شهرهای مختلف به این مراسم آمده بودند وتعداد آنها به ده هزار نفر مي رسيد در نوع خود بی نظیر بود شعارهایی که مردم با صدای بلند می دادند عبارت بودنداز:
* ای آنا یوردمون مرد ایگیت لری – اولمه ییب سیز ائلین قهرمانی سیز( ای دلاوران سرزمین مادری ما –شما هرگز نخواهید مرد چراکه قهرمانان این مردم هستید.)
* یادین خاطیرلرده عزیزقالاجاق.(یادت در خاطره ها عزیزخواهد ماند.)
* آذربایجان باشین ساغ اولسون (آذربایجان سرت سلامت .)
* استاد روحون شاد اولسون . (استاد روحت شاد باد)
* آذربایجان سنینله ام .( آذربایجان با تو هستم).
*لا اله الا لله ، محمد الرسول الله .
* انا لله و انا الیه راجعون .
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387ساعت 16:19 توسط شهناز غلامی
|
داشدمیراسلان ایگیتلریمیزین حکایهسیندن....
ایکینجی فصل
"ائلیاز یئکنلی"
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387ساعت 15:29 توسط شهناز غلامی
|
بیرینجی فصل
امیرعباس بناء کاظمی
حاضیرلایان: لاچین تبریزلی
Daşdəmiraslan İğidlərimizin Hekayəsindən...
Birinci Fəsil
Əmirəbbas Bənna Kazimi
Laçın Təbrizli :Hazırlayan
مقدمه
با مسدود شدن شرایط سیاسی ایران در دوره حاضر روزنامهنگاران، فعالان حقوق بشر و فعالان سیاسی آذربایجان با فشار مضاعفی روبرو شدهاند.
افزایش شدید شکنجهها برای گرفتن اعترافات کذب و بیاساس، تحمیل محدودیتها، حبسهای چند ماهه بدون محاکمه و بدون تفهیم اتهام و بدون وکیل مدافع از امور متداولیست که در برخورد با فعالان سیاسی آذربایجان انجام میگیرد. این در حالی است که بازتاب واقعی تمامی اخبار مربوط به نقض موارد حقوق بشر در آذربایجان با توجه به فشارها و خفقان شدید در شهرهای آن بسیار سخت است.
گزارشی را که پیش رو دارید شماره اول از مجموعه مبارزین شیرآهنکوه سرزمین آذربایجان است که در رابطه با دستگیری و شکنجه زندانیان سیاسی آذربایجان، بهخصوص فعالان هویتخواه و زنان انجام خواهد گرفت و به اشخاص حقیقی و حقوقی داخل و خارج کشور به منظور اطلاع رسانی و شفافسازی در رابطه با وضعیت زندانها و زندانیان آذربایجانی ارسال خواهد شد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه 6 فروردین1387ساعت 21:26 توسط شهناز غلامی
|
|
|
تفاوتهاي فرهنگي ممكن است سبب افزايش مشاجرات وحتي بروزمناقشات شود، اما يافتن راهحلهاي مسالمتآميز در سايه دموكراسي شكيبايي و همبستگي، همواره امكانپذير است.
فدريكو مايور
|
پيشبرد دموكراسي در جوامع چند قوميتي و چند فرهنگي
پروژه آموزش دمكراسي سوئيس- قرقيزستان برگردان: فرانك فريد
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 14:40 توسط شهناز غلامی
|
(ايكي شعر رقيه كبيري دن)
آنامين ديلي!
اؤزوم، اؤزومله يابانجييام سانكي
بير ايكي اوزلولوق ياشير ايچيمده
21 نجي عصيرده كيم اينانير كي
هله من اؤزومو آختارمالييام
اؤز ايچيمده پارام- پارچايام
سوزلوكلر آراسيندا آسيلي قالان
دوداقلارين تولوغوندا يارالي اولان
كيم اينانار آنامين ديلي،
منيم ايچون بير يابانجي ديل دير!
گولونج دئييلمي؟
گولونج دئييلمي؟
تاپماجا!
او هانسي ديل دير؟
اينانجيميزدير، حياتيميزدير
تاريخ بويوجا كؤكو وار اونون
آنامين آغزيندان سوزنده سانكي
بال دي كي سوزورو دوداقلاريندان
توكنمز گوجو وار، دريا تك درين
سئوگي پايلايار بوتون ائللره
او هانسي ديل دير؟
اوزون ايللردير،
اسيرگهميشلر اونو بيزلردن
دئييب دانيشيرسان ايستكلريني
هارايلاييرسان سئوگيلريني
يازيب- اوخوماغين باجارماييرسان!
+
نوشته شده در دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 9:2 توسط شهناز غلامی
|
گزارش روز جهاني زبان مادري در آذربايجان
شهناز غلامي
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 13:49 توسط شهناز غلامی
|
International Mother Language Day
21 February
|
International Mother Language Day was proclaimed by UNESCO's General Conference in November 1999. The International Day has been observed every year since February 2000 to promote linguistic and cultural diversity and multilingualism.
Languages are the most powerful instruments of preserving and developing our tangible and intangible heritage. All moves to promote the dissemination of mother tongues will serve not only to encourage linguistic diversity and multilingual education but also to develop fuller awareness of linguistic and cultural traditions throughout the world and to inspire solidarity based on understanding, tolerance and dialogue
 
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 12:54 توسط شهناز غلامی
|
شهناز غلامی عضو انجمن روزنامه نگاران زنان ایران ( رزا )
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 14:13 توسط شهناز غلامی
|
دراين نوشتار ابتدا حوادث تاريخ ساز و تاثيرگذاراخير آذربايجان از دريچه رسانه هاي داخلي مورد بررسي قرار گرفته است و سپس حركت مدني مردم آذربايجان در دهه اول خرداد ماه سال 1385 در سه بخش تحت عناوين:
ــ مشخصه هاي حركت مدني آذربايجان
ـــ عوامل حركت مدني آذربايجان
ـــ مطالبات حركت مدني آذربايجان
مورد تحليل قرار گرفته است.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه 20 مرداد1386ساعت 14:57 توسط شهناز غلامی
|